بازرسی
جستجوی «بازرسی» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
اداری / کیفری: به معنای بررسی و کنترل دقیق اسناد، اماکن، اشخاص یا عملکردها برای اطمینان از رعایت قوانین و مقررات است. این اقدام میتواند توسط مراجع نظارتی اداری یا ضابطین قضایی با مجوز قانونی انجام شود. مثال: بازرسی از محل کارگاه برای اطمینان از رعایت اصول ایمنی انجام شد.
روابطِ واژه
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
بازرس شرکت (همخانواده) · بازرسی کار (همخانواده) · تفتیش (مفاهیم نزدیک) · تفتیش (همخانواده)
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
تفتیش · ضابطین · مقام قضایی · نظارت · بازرس
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
بازرسی. [ رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) تفتیش. ( لغات مصوبه فرهنگستان ). عمل بازرس. جستجو درباره کسی یا چیزی.
فرهنگ معین
( ~. ) (حامص . ) عمل بازرس ، تفتیش .
فرهنگ عمید
کار و عمل بازرس، تفتیش.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
بازرسی در اصطلاح حقوق عمومی به معنی نظارتی است که از سوی قدرت عمومی یا دولت بر عملکرد مأموران اداری و ادارات اعمال می شود، این نوع بازرسی به دلایل عقلی و شرعی ضروری است، عقل سلیمی که خالی از گرایش های نفسانی باشد وجود بازرسی بر ادارات و کارمندان را تأیید می کند و در شرع مقدس اسلام نیز به دلایلی از جمله رعایت عدالت و جلوگیری از تکاثرطلبی عده ای منفعت طلب در آیات و روایات به وجود چنین بازرسی تأکید شده است. در منابع فقه اسلامی دو نوع بازرسی، با احکام جداگانه، وجود دارد. ← بازرسی فردی مورخان به نهادین بودن بازرسی در نخستین دوره های اسلامی تصریح نکرده اند، لیکن نامه های حضرت علی علیه السّلام به عثمان بن حنیف و ابوموسی اشعری، که با عباراتی چون : «فَقَدْ بَلَغَنِی عَنْکَ» آغاز می شود، بر وجود بازرسی در امر حکومت «اشعار» و چه بسا التزاماً «دلالت» دارد. علاوه بر این، به حکم عقل مستقل نیز ـ که به عقیده بیش تر اصولیین امامیه، از ادله احکام است «اختلال نظام» اسلامی قبیح، و حفظ نظامِ مبتنی بر قسط و عدل از اهمّ اموری است که شارع بر آن تأکید دارد و از طرفی محقّق این اصل، بر اموری، از جمله بازرسی دولتمردان متوقف است. با وجود بدیهی بودن حکم وجوب حفظ نظام، اخبار بسیاری بر آن دلالت دارد و فقها نیز در فتواهای خود، به تکرار، «عدم جواز» یا «حرمت» را مستند به ترتّب اختلال نظام دانسته اند. حبیب الله رشتی در استدلال بر این امر که یک قاضی نمی تواند حکم قاضی دیگر را نقض کند، توضیح می دهد که در این صورت، مصلحت نصب حاکم، که همانا «رفع اختلال نظام» و فصل خصومت ها و مشاجرات است، نقض می شود. …
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
