Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

بازنشسته

#مستمری_بازنشستگی #حقوق_بازنشستگی #قوانین #بازنشسته

جستجوی «بازنشسته» در متنِ قوانین، آرا و نظریات

معنی و توضیح

کار / اداری: به شخصی گفته می‌شود که پس از رسیدن به سن یا سابقه خدمت معین، از کار دست کشیده و مستمری بازنشستگی دریافت می‌کند. این وضعیت پایان رابطه استخدامی فعال و آغاز دوران دریافت حقوق بازنشستگی است. مثال: کارمند بازنشسته دیگر مشمول قوانین کار فعال نیست.

در روابطِ واژه‌های دیگر

بازنشستگی (هم‌خانواده) · مستمری (ذی‌نفع)

نام‌های دیگر

مستمری‌بگیر

مفاهیمِ مرتبط

مستمری · سنوات · بیمه · سابقه خدمت · کارفرما

تعریف

بازنشستگی فرآیندی است که در آن فرد از فعالیت‌های حرفه‌ای خود دست می‌کشد. این مرحله می‌تواند به صورت کامل یا نیمه‌وقت باشد، که در این صورت فرد با کاهش ساعات کاری یا حجم کار به تدریج از شغل خود فاصله می‌گیرد. بازنشستگی معمولاً به دلیل سالخوردگی، مشکلات جسمی یا تندرستی صورت می‌گیرد. در این دوره، فرد بازنشسته از مزایا و حقوق بازنشستگی بهره‌مند می‌شود و پس از فوت، این حقوق ممکن است به وراث او تعلق گیرد. مفهوم بازنشستگی در بیشتر کشورها یک پدیده نسبتاً جدید است که اولین بار در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم مطرح شد. پیش از آن، به دلیل امید به زندگی پایین و نبود سیستم‌های امنیت اجتماعی، بیشتر کارگران تا زمان مرگ به کار خود ادامه می‌دادند. در غرب، امپراتوری آلمان اولین کشوری بود که در سال ۱۸۸۹ (میلادی)، مزایای بازنشستگی را معرفی کرد. اکنون، بسیاری از کشورهای توسعه یافته دارای سیستم‌هایی برای پرداخت حقوق بازنشستگی هستند که عمدتاً توسط کارفرمایان یا دولت تأمین می‌شود. در حالی که در کشورهای کم‌تر توسعه یافته، حمایت از سالمندان بیشتر بر عهده خانواده است. امروزه، در بسیاری از جوامع، بازنشستگی به عنوان یک حق کارگر شناخته شده و موضوع بحث‌های ایدئولوژیک، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی گسترده است. در بسیاری از کشورهای غربی، بازنشستگی به عنوان حقی در قوانین اساسی ذکر شده است. زمان بازنشستگی بر اساس شرایط کاری و کشور متفاوت است.

منبع: ویکی‌پدیا — بازنشستگی (CC BY-SA 4.0)

معنای لغوی و دانشنامه‌ای

لغت‌نامهٔ دهخدا

بازنشسته. [ ن ِ ش َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) متقاعد. ( لغات مصوبه فرهنگستان ). کسی که بر اثر مدتی کار مداوم در سنین پیری از خدمت دولت معاف میشود ولی حقوقی دریافت میکند. رجوع به بازنشستگی شود. || خاموش. فرونشسته. منطفی : شمع فلک با هزار مشعل انجم پیش وجودت چراغ بازنشسته است.سعدی ( طیبات ).

فرهنگ معین

(نِ شَ تِ ) (اِمف . ) کسی که در پیری یا پس از مدتی طولانی یابه علل دیگراز کار برکنار شود واز حقوق بازنشستگی استفاده کند.

فرهنگ عمید

۱. کارمند اداره که سال های خدمت خود را مطابق قانون به پایان رسانیده و به واسطۀ خستگی یا پیری از کار برکنارشده و حقوق بازنشستگی می گیرد. ۲. [قدیمی، مجاز] خاموش شده.

منبع: دیکشنری آبادیس

آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین