بازپرس
جستجوی «بازپرس» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 212: دادرسی که شغل وی استنطاق از متهمین در مورد اتهام وتحقیق از مطلعین راجع باتهام ) است. و بطورکلی کشف جرم وممانعت از فرار متهم ازاهم وظایف وی است. در اصطلاح دیگر او را قاضی تحقیق و مستنطق گویند. اصطلاح قاضی تحقیق عملا استعمال نمیشود واصطلاح مستنطق فعلا در شرف متروک شدن است اصطلاح بازپرس فعلا اصطلاح جاری است. 6۲ بازرس یا مفتش: کسیکه از طرف وزارتخانهها و ادارهها بکارهای کارمندان و کارکنان رسیدگی کرده درستی یا نادرستی کارهای آنها را به مقامات مربوط آگهی میدهد.
روابطِ واژه
بازپرس
بازپرس
- هممعنی نزدیک
- قاضی تحقیق
- نوعی از
- مقام قضایی تحقیق
- وظایف
- انجام تحقیقات مقدماتی، جمعآوری ادله، تفهیم اتهام، اتخاذ قرارهای تأمین و اظهارنظر دربارهٔ کفایت دلیل
- اثر
- حفظ بیطرفی تحقیق و آمادهشدن پرونده برای تصمیم دادستان یا دادگاه
- مفاهیم نزدیک
- دادیار، قرار تأمین، تحقیقات مقدماتی
- مقابل
- ضابط دادگستری
- همخانواده
- بازپرسی، بازپرس، تحقیق
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
متهم (مفاهیم نزدیک) · دادستان (مفاهیم نزدیک) · دادسرا (مفاهیم نزدیک) · دادیار (مفاهیم نزدیک) · ضابط دادگستری (مفاهیم نزدیک) · قرار تأمین کیفری (صادرکننده) · جمعآوری ادله (انجامدهنده) · قرار جلب به دادرسی (صادرکننده) · قرار جلب به دادرسی (مفاهیم نزدیک) · قرار منع تعقیب (صادرکننده) · اقدام تعقیبی (انجامدهنده)
مستندها
- مادهٔ ۲۲ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۲۳ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۲۴ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۲۵ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۲۶ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۲۷ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۴۰۱ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۴۸ قانون امور حسبی
مستندها
- مادهٔ ۱۰۰ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۱۰۱ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۱۰۲ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۱۰۴ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۱۰۵ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۱۰۶ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۱۰۷ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۱۰۸ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۱۱۰ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۱۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۱۱۶ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۱۱۷ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۱۱۸ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۱۱۹ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۱۲۰ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۱۲۱ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۱۲۲ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۶۲ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۸۹ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۹۲ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۹۳ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۹۴ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۹۵ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۹۶ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۹۷ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۹۸ قانون آیین دادرسی کیفری
- مادهٔ ۹۹ قانون آیین دادرسی کیفری
همارزها و همخانوادهها
قاضی تحقیق · دادسرا · تعداد لازم معاون · دادیار · مقام تعقیب
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
تعریف
بازپرس یک مقام قضایی است که رأساً یا به تقاضای دادستان از متهمان، تحقیق و عنداللزوم قرار تأمین اخذ مینماید. بازپرس پس از ارجاع پرونده به تقاضای دادستان به جمعآوری دلایل تحقیق از متهم و سایر افراد مظنون و بررسی سایر ادله خواهد پرداخت و در صورت ضرورت، تأمین لازم اخذ و نهایتاً مبادرت به صدور قرار موقوفی تعقیب، منع تعقیب یا قرار مجرمیت خواهد نمود. بازپرس در اظهارنظر، مکلف به تبعیت از دادستان نیست و اصولاً عهدهدار رسیدگی به جرایم مهم که در صلاحیت محاکمهٔ کیفری استان است، میباشد.
منبع: ویکیپدیا — بازپرس (CC BY-SA 4.0)
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
بازپرس. [ پ ُ ] ( اِمص مرکب ) پرسش کن. تحقیق نمای. ( آنندراج ). پرسش کننده. سؤال کننده. || پرسش مکررو سؤال مکرر. ( ناظم الاطباء ). بازپرسی : که بر من از فلک امسال ظلمها رفته است که هم فلک خجل آید ببازپرس جواب.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 53 ). || بجای مستنطق برگزیده شده است. ( واژه های نوفرهنگستان ایران ). || مؤاخذه. گرفت و گیر. - روز بازپرس ؛ بمعنی روز پرسش. ( آنندراج ). روز قیامت. || یادداشت. ( ناظم الاطباء ). || تحقیق و تنقیح و استفسار بدقت و غور تمام. ( آنندراج ). تفحص. || ملاحظه مکرر. || امتحان. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(پُ ) ( اِ. ) دادرسی که کارش پرسش از متهم ، شاهدان و آگاهان و پژوهش و بررسی دربارة چگونگی واقع شدن یک جرم ، پیشگیری از فرار متهم و از میان رفتن آثار جرم است ، مستنطق .
فرهنگ عمید
۱. پرسش کننده، مستنطق. ۲. (حقوق ) کارمند شهربانی یا دادگستری که از متهم پرسش می کند.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
بازپرس (مستنطق)، دارنده یکی از مناصب قضایی به نام «بازپرسی» که از نظر تشکیلاتی در سازمان «دادسرای عمومی» جای دارد. بازپرس برای کشف جرم، تعقیب مجرمان، تفتیش منازل، معاینه محل، تحصیل آلات و ادوات جرم، احضار متهم و بازجویی از او، احضار افراد مطّلع از وقوع جرم و نیز شهود و استفسار از آنان اقداماتی انجام می دهد و به این وسیله به دادرس در کشف حقیقت، که صدور حکم براساس آن است، کمک می کند. دادسرا یا اداره مدّعیان عمومی، که تا قبل از ۱۳۱۸ ش «پارکه» خوانده می شد، در پی تصویب قانون «اصول محاکمات جزایی» در ۱۳۳۰ (۱۲۹۰ ش)، با اقتباس از حقوق فرانسه، در ایران تأسیس شد. بنابر آن قانون، که با اقدام حسن پیرنیا مشیرالدوله، وزیر عدلیه وقت، و با همکاری گروهی از قضات و فقها تدوین شد، این اداره سه شعبه داشت: شعبه محکمه بدایت، شعبه محکمه استیناف و شعبه دیوان عالی تمیز؛ امّا مستنطقان (بازپرسان) تنها عضو پارکه بدایت (دادسرای شهرستان) بودند و در دادگاههای استیناف و در دیوان عالی تمیز بازپرس وجود نداشت. غیر از دادسراها در دادگاههای اختصاصی، مانند دیوان کیفر، هم دادسرا و هم بازپرس وجود داشت. با تصویب قانون «تشکیل دادگاههای عمومی» در ۱۳۵۸ ش و تصویب قانون «اصلاح موادّی از قانون آیین دادرسی کیفری (ق. آ. د. ک.)» در ۱۳۶۱ ش، اوّلاً دادسرای محکمه استیناف منحل شد؛ ثانیاً دادسرای شهرستان به «دادسرای عمومی» تغییر نام داد. همچنین، پس از انقلاب، دادسراهای اختصاصی، مانند دادسرای نظامی و انقلاب با صلاحیتهای ویژه تشکیل شد. در این دادسراها نیز عدّه ای دادیار و بازپرس همراه دادستان ادای وظیفه می کنند. ← مصونیت شغلی بازپرس نهاد بازپرسی را در حقوق اسلام از دو دیدگاه ماهوی و صوری می توان بررسی کرد. …
دانشنامهٔ آزاد فارسی
بازپُرس شخص عهده دار مقام بازپرسی در دادسرا که عهده دار استنطاق از متهم دربارۀ موضوع اتهام او، و نیز تحقیقات مقدماتی برای کشف جرم، نحوۀ وقوع جرم و ادلۀ آن، مانند تحقیق از شهود یا مطلعین در کلیۀ جرائم است. بازپرس را قبلاً مستنطق می گفتند. بازپرس، زیر نظر و با تعلیمات دادستان انجام وظیفه می کند و حق دارد برای جلوگیری از فرار یا اختفای متهم دستور بازداشت او را صادر کند یا از او تأمین بگیرد، مانند وثیقه یا کفالت. بازپرس هنگامی اقدام به تحقیقات و بازپرسی می کند که قانوناً حق داشته باشد، مانند ارجاع و دستور دادستان، اعلام جرم در صورتی که به دادستان دسترسی نباشد، و نیز در جرائم مشهود که خود او شاهد آن بوده است (بند الف، د، ه از مادۀ ۳ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب و اصلاحات بعدی ۲۸/۷/۱۳۸۱). پس از پایان تحقیقات، بازپرس آخرین دفاع متهم را اخذ می کند و سپس گزارش تحقیقات را همراه با نظریۀ خود به دادستان تسلیم می کند. اگر عقیده بر مجرمیت متهم داشته باشد و دادستان هم بپذیرد، کیفرخواست صادر می شود و پرونده به دادگاه تسلیم می گردد. چنانچه عقیده بر منع یا موقوفی تعقیب داشته باشد، و دادستان هم موافقت کند، قرار منع یا موقوفی تعقیب صادر می شود.
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
