باطله
جستجوی «باطله» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
اداری / تجارت: به کالا، اسناد یا اشیایی گفته میشود که به دلیل خرابی، فساد، یا عدم انطباق با استانداردها، دیگر قابل استفاده یا معامله نیستند و باید از چرخه خارج شوند. مثال: کالاهای فاسد شده در انبار گمرک به عنوان باطله معدوم شدند.
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
کالا · انبار · گمرک · معدومسازی · استاندارد
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
باطله. [ طِ ل َ / ل ِ ] ( از ع ص ) مؤنث باطل : لاحاجب است بر در الا شده مقیم کو ابلهان باطله را میزند قفا.خاقانی. || به اصطلاح اهل دفاتر ایران ، فرد باطل ، منسوخ. ( آنندراج ). - داغ باطله ؛ نشان بیهودگی و از کار افتادگی. - داغ باطله به اسپی یا کسی زدن ؛ او را از جرگه بیرون کردن. از زمره کار آمدان بیرون راندن. رجوع به داغ شود. || کاغذ یا نوشته ای باطله که بکار نیاید.
فرهنگ عمید
باطل شده.
دانشنامهٔ آزاد فارسی
باطِلِه (gangue) بخشی از هر کانسار، بدون ارزش اقتصادی. مثلاً، کلسیتدر کنار گالِنکانیِ باطله است.
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
