باقیمانده
جستجوی «باقیمانده» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
مدنی / مالی: به مبلغ یا مالی گفته میشود که پس از انجام محاسبات، کسر هزینهها یا پرداخت بدهیها، از یک کل باقی مانده است. این اصطلاح در قراردادها و تصفیه حسابها کاربرد دارد. مثال: باقیمانده ثمن معامله باید در زمان تحویل پرداخت شود.
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
ثمن · بدهی · تصفیه · حساب · قرارداد
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
باقی مانده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ، اِ مرکب ) تتمه. بازمانده. ( ناظم الاطباء ). نثیلة. ( منتهی الارب ). پس مانده. ( آنندراج ).مانده. ( لغات فرهنگستان ). حاصل. ( دهار ): ذمامة، عقبة؛ باقیمانده چیزی. عنشوش ؛ باقیمانده از مال. عبقول ، عبقولة؛ باقیمانده بیماری. قصملة؛ باقیمانده آب و امثال آن. قوس ؛ باقیمانده خرما در تک خنور. مظمعة؛ باقیمانده سخن ( منتهی الارب ). || حاصل کم کردن عددی کوچک از عددی بزرگتر. تفاضل. بازمانده. باقیمانده در تفریق که یکی از چهار عمل اصلی است ، عدد بزرگ که از آن چیزی کاسته میشود مفروق منه و عدد کوچکتر که از عدد بزرگ کم میشود مفروق نام دارد و رقمی که از تفاضل آن دو به دست آید باقیمانده خوانده میشود. || وارث. پس مانده. درعقب مانده. ( ناظم الاطباء ). فرزند که از پس مرگ کسی بماند. بازمانده.
فرهنگ عمید
به جا مانده، بازمانده.
دانشنامهٔ آزاد فارسی
باقی مانده (remainder) جزیی از مقسومکه پس از تقسیمآن بر مقسومٌ علیهباقی می ماند. به عبارت دیگر، عددی که اگر با حاصل ضربخارج قسمتدر مقسوم علیه جمع شود، مقسوم به دست آید. مثلاً، باقی ماندۀ تقسیم ۱۱ بر ۳ برابر ۲ است. باقی مانده ممکن است به صورت کسر متعارفییا کسر اعشاری، باشد.
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
