بدل
جستجوی «بدل» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
قاعده بدلیّت: مفاد: بدل عبارت است از جایگزین تکلیف اولی و یا مال تلف شده.
ترمینولوژی حقوق، ص 215: الف - درمعاملات معوض هر یک ازعوضین را گویند مثلا مبیع بدل من است وثمن بدل مبیع). ب - مالی که باید زیان زننده برای جبران خسات به آسیب دیده بدهد (ماده ۳۱۱ ق- م) اصطلاح عوض هم درهمین معنی بکار رفته است.
در روابطِ واژههای دیگر
بدل مال (همخانواده) · تعذر رد عین (مفاهیم نزدیک) · بدل حیلوله (همخانواده) · تلف کلی (مفاهیم نزدیک) · مثلی (مفاهیم نزدیک) · رد عین (مفاهیم نزدیک)
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- بدل در لغت به معنای جانشین است. مادهی "بدل"؛ ابن سیدة: بِدْلُ الشَّیْ، وبَدَلُه وبَدِیلُه: الخَلَفُ مِنْه. لسان العرب، ابن منظور، جمال الدین محمد بن مکرم، ج۱۱، ص ۴۸. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی (تابع کلمهی دومی را گویند که در اِعراب، پیرو کلمه پیش از خود (متبوع) است و هر دو (تابع و متبوع) از جهت اعراب مشترکاند.) رضی، محمد بن حسن استرآبادی، شرح الرضی علی کافیة ابن الحاجب، ج۲، ص ۳۷۹. است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع) نسبت داده میشود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است. ابوحیان، محمد بن یوسف، الهدایة فی النحو، ص۱۳۸. تابع و متبوع را در اینجا به ترتیب "بدل" و "مبدلمنه" مینامند. صفائی بوشهری، غلامعلی، بداءة النحو، ص۲۴۵، قم، مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۳۸۶ ه ش، چاپ
گونهها
- النحو الوافی — معیار: اقسام بدل
- حسن — معیار: اقسام بدل
- عباس — معیار: اقسام بدل
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
