بهادر
جستجوی «بهادر» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 225: در اصطلاحات اداری عصر تیموری بکسی گفته می شد که فوجی را درهم می شکست يا ناحیهای را به تصرف در می آورد و لغت ((بزن بهادر)) که اکنون استعمال میشود یادگاری از همین اصطلاح است.
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
بهادر. [ ب َ دُ ] ( ص ) شجاع و دلیر بکمال. ( برهان ). شجاع و دلیر. ( آنندراج ). شجاع و دلیر بکمال و آزموده در جنگ و متهور. ( ناظم الاطباء ). سخت دلاور. ( شرفنامه منیری ). دلیر. دلاور. || قوی و پهلوان. زورمند. || سرباز. || سوار. ج ، بهادران. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(بَ دُ ) [ تر. ] (ص . ) دلیر، دلاور، شجاع .
فرهنگ عمید
۱. شجاع، دلیر، دلاور. ۲. پهلوان.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
بَهادُر، به معنای پهلوان و دلیر، شکل فارسی شدۀ واژۀ مغولی با ـ آتور «کهن»، باغاتور «نو»، این دو نیز، خود برگرفته از واژۀ ترکی باتیر، باتور است. اگرچه دگرگونی واژۀ ترکی باتور، باتیر به آتور، باغاتور مغولی. براساس قاعده ای کهن، یعنی تکرار نخستین مصوت واژه و تبدیل نخستین آن دو مصوت به «غ» در دوران های بعدی است، همانند تبدیل قان، خان به قاآن و قاغان، اما یک نام خاص ترکی در سنگ نبشته های ترکی عهد گوک ترک ها، تورکوها (توکیوها در زبان چینی) به صورت باغاتور چیگشی آمده است که تبدیل باتور، باتیر به باغاتور در یکی از شاخه های زبان ترکی و سپس درآمدن این صورت واژه به زبان مغولی را محتمل می سازد. همان گونه که دیگر شدۀ قان به شکل خاقان، پیش از صورت مغولی آن در زبان ترکی به کار می رفته، و در روزگار کهن تر به زبان های ایرانی، فارسی میانه، ختنی و فارسی دری راه یافته است. اشتقاق بهادر ریشه و اشتقاق واژۀ بهادر، باتور، باتیر ترکی تاکنون ناشناخته مانده است. کلاوسن آن را نام خاص هونی (هسیونک ـ نو) می داند و ضبط نام خاص مائوـ تون، موگ تون در منابع چینی سالهای ۲۰۹-۱۷۴ق م را چینی شدۀ آن واژه می انگارد. با این همه، وی باتور، باتیر ترکی را در فرهنگ ریشه شناسی واژه های ترکی پیش از سدۀ ۱۳م خویش نیاورده است. آراء پژوهندگان دربارۀ اصل و اشتقاق واژۀ بهادر، باتور، باتیر متفاوت است. …
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
