تحویل
جستجوی «تحویل» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
در روابطِ واژههای دیگر
تسلیم (هممعنی نزدیک) · تسلیم (مفاهیم نزدیک) · مال منقول (مفاهیم نزدیک) · گیرندهٔ کالا (همخانواده) · پیشفروش ساختمان (مفاهیم نزدیک) · پیشخریدار (مفاهیم نزدیک) · واحد پیشفروششده (مفاهیم نزدیک) · تحویل واحد (همخانواده) · تأخیر در تحویل (همخانواده) · تحویل موقت (همخانواده) · تحویل قطعی (همخانواده) · قبض موصیبه (همخانواده) · تسلیم مبیع (مفاهیم نزدیک) · تسلیم مبیع (همخانواده) · قبض در رهن (همخانواده) · قبض در هبه (همخانواده) · اقباض (مفاهیم نزدیک) · تخلیه (مفاهیم نزدیک)
مفهوم
جابهجا کردن و از حالی به حالی برگرداندن و همچنین تسلیم مال تعهّد شده به متعهّدٌلَه را تحویل میگویند
همارزها و همخانوادهها
اقباض · تسلیم · در اختیار گذاشتن · قبض
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
متضادها و مفاهیمِ مقابل
بیع · مبیع · ضمان · خیار تاخیر ثمن
اینها خودکار جستجو نمیشوند — پیشنهادند. متضاد اگر «یا» شود، سندی که فقط واژهٔ مقابل را دارد بالا میآید.
ترکیبهای ثبتشده
تحویلقطعی · تحویلموقت · تحویل واحد · تحویلکارگاه · صورتمجلستحویل · الزامبهتحویل · تأخیر در تحویل · صورتجلسهتحویل
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
