Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

تعلیق‌پیمان

#تعلیق_پیمان #کارفرما #پیمانکار #شرایط_عمومی_پیمان

جستجوی «تعلیق‌پیمان» در متنِ قوانین، آرا و نظریات · در 98 سند دیده شده

معنی و توضیح

هرگاه پیش از اتمام کارهای موضوع پیمان: تعلیق پیمان (Suspension of work) تعلیق پیمان عبارت است از اینکه کارفرما به دلایلی از پیمانکار بخواهد که کار یا خدمات را برای مدت محدودی و حداکثر معین مطابق با شرایط عمومی پیمان متوقف سازد.

ریشه و سیرِ واژه

منشأ
عربی-فارسی؛ «تعلیق» از ریشهٔ عربی «ع-ل-ق» و «پیمان» واژه‌ای فارسی است.
معنای اولیه
در لغت به معنای «آویزان کردنِ قرارداد» است.
تطورِ معنایی
این اصطلاح از معنای لغوی آویختن، به استعاره‌ای برای توقف موقت اجرای یک قرارداد بدون از بین بردن آن، تطور یافته است. کاربرد آن با توسعهٔ قراردادهای پیچیده و بلندمدت، به‌ویژه در حوزهٔ پیمانکاری دولتی، نظام‌مند شده است.
در فقه
در فقه امامیه، نهاد مستقلی تحت عنوان «تعلیق پیمان» به معنای توقف موقت اجرا وجود ندارد. فقه بیشتر به بطلان یا صحت «عقد معلّق» (تعلیق در انشاء یا در مُنشَأ) پرداخته است که ناظر به مرحلهٔ تشکیل عقد است، نه مرحلهٔ اجرا.
در قانونِ موضوعه
در مقررات موضوعه، به‌ویژه «شرایط عمومی پیمان»، تعلیق عبارت است از توقف موقت اجرای موضوع پیمان به دستور کارفرما یا در نتیجهٔ بروز شرایط قهری، برای مدتی معین، که طی آن رابطهٔ قراردادی پابرجا می‌ماند.
تفاوتِ این دو
مفهوم «تعلیق» در فقه (عقد معلق) ناظر به منوط کردنِ اصلِ تشکیلِ عقد یا پیدایش اثر آن به یک شرط است (تعلیق در انشاء یا منشأ)، در حالی که «تعلیق پیمان» در حقوق موضوعه، ناظر به توقف موقت اجرای تعهداتِ یک عقدِ صحیح و نافذ است (تعلیق در اجرا).
هم‌خانواده
معلّق، تعلیقی، علقه، علاقه

مفهوم

سازوکاری حقوقی که به موجب آن، اجرای تعهدات قراردادی یک یا هر دو طرف، به دلیل وجود شرایط خاصِ پیش‌بینی‌شده در قانون یا قرارداد (مانند دستور کارفرما یا قوه قاهره)، به طور موقت متوقف می‌شود، بی‌آنکه اصلِ قرارداد منحل گردد.

زیرمجموعهٔ: عوارض اجرای قرارداد

این مفهوم با پیچیده‌تر شدن قراردادهای ساخت و پروژه‌های زیربنایی در قرن بیستم، به عنوان ابزاری برای مدیریت ریسک و حوادث پیش‌بینی‌نشده، اهمیت یافت و در نظام حقوقی ایران، به طور خاص از طریق «شرایط عمومی پیمان» تدوین و نهادینه شد.

گونه‌ها

  • تعلیق ارادی — معیار: منشأ ایجاد
  • تعلیق قهری — معیار: منشأ ایجاد

اسبابِ پیدایش

  • بروز حوادث قهری (فورس ماژور) که اجرای کار را موقتاً ناممکن سازد
  • عدم ایفای برخی تعهدات متقابل از سوی کارفرما (مانند عدم تحویل به موقع کارگاه) — این مورد می‌تواند به جای تعلیق، به ایجاد حق حبس برای پیمانکار نیز منجر شود.
  • محدودیت‌های مالی یا اعتباری پیش‌بینی‌نشده برای کارفرما
  • نیاز کارفرما به بازنگری در نقشه‌ها یا مشخصات فنی پروژه

مفاهیمِ مجاور و مرزشان

  • انحلال پیمان — تعلیق، وضعیتی موقت است که رابطهٔ قراردادی را حفظ می‌کند، اما انحلال (شامل فسخ، تفاسخ یا انفساخ) به رابطهٔ قراردادی برای همیشه پایان می‌دهد.
  • تأخیر در اجرا — تأخیر، نوعی نقض تعهد است و مسئولیت‌آور است، در حالی که تعلیق، یک وضعیت حقوقی مجاز و تعریف‌شده است که آثار متفاوتی (مانند عدم شمول جریمه تأخیر) دارد.
  • حق حبس — حق حبس، ابزاری در دست متعهدله برای امتناع از اجرای تعهد خود تا زمان اجرای تعهد طرف مقابل است و نوعی ضمانت اجراست. اما تعلیق پیمان، یک وضعیت مدیریتی یا قهری است که لزوماً ناشی از نقض تعهد نیست.
  • عقد معلق — در عقد معلق، ایجاد اثر حقوقی از ابتدا منوط به تحقق شرط است. در تعلیق پیمان، عقد صحیحاً منعقد شده و دارای اثر است، اما اجرای آن موقتاً متوقف می‌شود.

ارکان و ضمانتِ اجرا

  • اثر — ابقای تعهدات فرعی · تعهداتی مانند حفاظت از کارگاه و اموال موجود در آن توسط پیمانکار، در دوره تعلیق نیز ممکن است پابرجا بماند.
  • اثر — توقف تعهدات اصلی · تعهد به انجام کار از سوی پیمانکار و تعهد به پرداخت متقابل از سوی کارفرما متوقف می‌شود.
  • سبب_پیدایش — دستور کارفرما · کارفرما در حدود اختیارات قراردادی یا قانونی خود می‌تواند اجرای کار را معلق کند.
  • سبب_پیدایش — قوه قاهره · بروز حوادث خارجی، غیرقابل پیش‌بینی و غیرقابل دفع که اجرای پیمان را موقتاً غیرممکن می‌کند.
  • شرط_صحت — موقت بودن · تعلیق ماهیتاً امری موقتی است و استمرار نامحدود آن به منزلهٔ عدم امکان اجرای قرارداد تلقی شده و می‌تواند موجب انحلال شود.
  • ضمانت_اجرا — ایجاد حق فسخ · چنانچه مدت تعلیق از سقف مقرر در قرارداد یا قانون تجاوز کند، برای طرف مقابل (معمولاً پیمانکار) حق فسخ ایجاد می‌شود.

مستندها

  • ماده ۲۲۷ قانون مدنی — عدم مسئولیت متعهد در صورت عدم ایفا به دلیل حادثهٔ خارجی که دفع آن خارج از حیطهٔ اقتدار اوست.
  • ماده ۲۲۹ قانون مدنی — عدم امکان الزام متعهد به ایفای تعهد در صورتی که به واسطهٔ حادثه‌ای که دفع آن خارج از اختیار اوست، قادر به اجرا نباشد.
  • ماده ۴۸ شرایط عمومی پیمان — پیش‌بینی حق فسخ برای پیمانکار در مواردی از جمله طولانی شدن دوره تعلیق بیش از مدت مجاز.
  • ماده ۴۹ شرایط عمومی پیمان — تعیین حدود اختیارات کارفرما برای صدور دستور تعلیق، حداکثر مدت مجاز و تکالیف طرفین در این دوره.

تطبیقِ اصطلاح‌شناختی

  • رومی-ژرمنی — Suspension of contract · در حقوق فرانسه (Suspension du contrat)، این مفهوم به عنوان یکی از آثار قوه قاهره (force majeure) یا به موجب توافق طرفین شناخته می‌شود و آثار مشابهی دارد.
  • کامن‌لا — Suspension of performance · در این نظام، تعلیق کمتر به عنوان یک نهاد مستقل مطرح است. این مفهوم بیشتر ذیل حق یک طرف برای متوقف کردن اجرا به دلیل نقض اساسی (material breach) از سوی طرف دیگر، یا تحت شروط صریح قراردادی (express contractual clauses) بررسی می‌شود.

هم‌ارزها و هم‌خانواده‌ها

توقف موقت

این‌ها در جستجو با هم گرفته می‌شوند (بینشان «یا»).

مفاهیمِ مرتبط و متناظر

اجرای پیمان

دو سوی یک رابطهٔ حقوقی‌اند (مثلِ بایع و مشتری، مبیع و ثمن) — نه متضاد، نه هم‌معنا.

مفاهیمِ متمایز

خاتمه پیمان · فسخ پیمان

ترکیب‌های ثبت‌شده

تعلیق‌پیمان

واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی می‌کند.

اسنادی که این واژه در آن‌هاست

همهٔ نتایج در جستجو

آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین