تقسیم
جستجوی «تقسیم» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
مدنی / امور حسبی: جدا کردن سهم هر یک از شرکا از مال مشاع مشترک میان چند نفر، به گونهای که هر کس مالک مستقل بخش خود شود. تقسیم میتواند به صورت افراز یا تعدیل انجام شود. مثال: ورثه پس از فوت متوفی برای تقسیم ترکه اقدام کردند.
روابطِ واژه
- هممعنی نزدیک
- جداکردن سهمها
- نوعی از
- روش پایاندادن به اشاعه
- طرفها
- شرکا یا ورثه
- موضوع
- مال مشاع یا ترکه
- اقسام
- تقسیم تراضی، تقسیم قضایی، تقسیم به تعدیل، تقسیم به رد، فروش و تقسیم ثمن
- اثر
- تعیین سهم اختصاصی یا توزیع بهای مال
- مفاهیم نزدیک
- افراز، ترکه، اشاعه
- مقابل
- بقای اشاعه
- همخانواده
- تقسیمکننده، تقسیمنامه، سهم تقسیمشده
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
شرکت (مفاهیم وابسته) · اشاعه (مفاهیم نزدیک) · افراز (مفاهیم نزدیک) · تفکیک (مفاهیم نزدیک) · تقسیم ترکه (همخانواده) · سود قابل تقسیم (همخانواده) · ملک غیرقابل افراز (همخانواده) · تقسیمنامه (همخانواده) · مال غیرمنقول قابل تقسیم (همخانواده) · تقسیم مال مشترک (همخانواده) · رد در تقسیم (همخانواده) · تقسیط ثمن (همخانواده) · شرکت مدنی (مفاهیم نزدیک) · شریک (مفاهیم نزدیک) · تعدیل (همخانواده) · قرعه در تقسیم (همخانواده) · تقسیم تراضی (همخانواده) · مال غیرقابل تقسیم (همخانواده)
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
مال مشاع · ترکه · شرکا · افراز · سند رسمی
ترکیبهای ثبتشده
تقسیم اجباری · تقسیم تراضی · تقسیم ترکه · تقسیمنامه · تقسیم اموال غایب · تقسیم مال مشترک · رد در تقسیم · سود قابل تقسیم · قرعه در تقسیم · مال غیرقابل تقسیم · مال غیرمنقول قابل تقسیم
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
