تلف
جستجوی «تلف» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
در روابطِ واژههای دیگر
اتلاف (همخانواده) · تسبیب (موضوع) · عین معین (مفاهیم نزدیک) · تلف مبیع (همخانواده) · تلف قهری (همخانواده) · عدم امکان اجرا (مفاهیم نزدیک) · مسئولیت متصدی حمل (موضوع) · متلف (همخانواده) · تلف جزئی (همخانواده) · تلف کلی (همخانواده)
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- تلف در لغت به معنای هلاک گردیدن و نابود شدن است. ابن منظور، لسان العرب، ج۹، ص۱۸. سعید شرتونی، اقرب الموارد فی فصح العربیة والشوارد، ذیل واژه، قم ۱۴۰۳. دهخدا، فرهنگ لغت دهخدا، ذیل واژه.
مفهوم
تلف ، اصطلاحی است فقهی و حقوقی به معنای از بین رفتن عین مال یا منافع عقلایی و قانونی مال، خود به خود یا به موجب حوادث میباشد و از این عنوان در بسیاری از بابها نظیر زکات ، حج ، تجارت ، رهن و نکاح سخن رفته است.
ترکیبهای ثبتشده
تلفجزئی · تلف جزئی · تلفحکمی · تلف قهری · تلف مبیع · تلفمغصوب · تلفواقعی · تلفکالا · تلفکلی · قاعدهتلف · قاعدهتلفمبیع · تلفمبیعقبلازقبض · تلف مبیع قبل از قبض · تلف جزئی مبیع پیش از قبض · تلف کلی مبیع پیش از قبض
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
