تنفیذ
جستجوی «تنفیذ» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
مدنی / بینالملل: به معنایِ تأیید، امضا یا اعتبار بخشیدن به یک سند، قرارداد یا معامله است که قبلاً توسطِ شخصِ غیرمجاز (مانندِ فضول) انجام شده یا نیاز به تأییدِ مقامِ بالادستی دارد. مثال: تنفیذِ معاملهای که توسطِ وکیلِ خارج از حدودِ اختیارات انجام شده است.
روابطِ واژه
تنفیذ
تنفیذ
- هممعنی نزدیک
- اجازه، امضا
- نوعی از
- اعلام ارادهٔ تکمیلکننده
- فاعل
- مالک یا شخص دارای حق اجازه
- موضوع
- معاملهٔ غیرنافذ
- شیوه
- لفظ، نوشته یا رفتاری که عرفاً بر رضایت به معامله دلالت کند
- اثر
- تبدیل معاملهٔ غیرنافذ به معاملهٔ صحیح و نافذ، با آثار مقرر قانونی
- مفاهیم نزدیک
- اجازه، معامله فضولی، رد
- مقابل
- رد معامله
- همخانواده
- نفوذ، تنفیذ، نافذ
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
اجازه (هممعنی نزدیک) · عدم نفوذ (همخانواده) · اجازهٔ وراث (مفاهیم نزدیک) · اجازهٔ مالک (مفاهیم نزدیک) · تنفیذ معاملهٔ فضولی (همخانواده) · بطلان معاملهٔ فضولی پس از رد (مقابل) · معاملات متعدد فضولی (مفاهیم نزدیک) · اجازهٔ وراث (همخانواده) · تصرف فضولی در مال مشاع (مفاهیم نزدیک) · تجاوز از حدود وکالت (مفاهیم نزدیک) · عدم نفوذ (مفاهیم نزدیک) · رد معامله (مفاهیم نزدیک) · معاملهٔ فضولی (مفاهیم نزدیک) · مالک در معاملهٔ فضولی (مفاهیم نزدیک) · رد مالک (مفاهیم نزدیک) · معاملهٔ اکراهی (مفاهیم نزدیک)
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
معامله فضولی · عقد · وکیل · اعتبار · رضایت
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
تعریف
تنفیذ حکم ریاست جمهوری اسلامی ایران پیش از مراسم تحلیف حکم ریاست جمهوری طبق بند ۹ اصل ۱۱۰ قانون اساسی، پس از انتخاب مردم از جمله وظایف و اختیارات رهبر جمهوری اسلامی ایران است. تنفیذ حکم رئیسجمهور ایران به وسیله ولایت فقیه، از اختیارات او در قانون اساسی است و به لحاظ قانونی جنبه تشریفاتی و صوری ندارد؛ یعنی، قانوناً، تا زمانی که ولایت فقیه حکم رئیسجمهور منتخب را تنفیذ نکند، وی ریاستی بر قوه مجریه ندارد اما به لحاظ عرفی مراسمی تشریفاتی است. واژه «تنفیذ» و با توجه به سخن روحالله خمینی که گفته است این تنفیذ تا زمانی است که عمل بر طبق موازین اسلام باشد، نشان میدهد که امضای ولی فقیه به نتیجه انتخابات مردم مشروعیت میدهد چنانکه نخستین رهبر ایران در همه تنفیذهای ریاست جمهوری مسئله نصب الهی رهبر و لزوم تأمین مشروعیت الهی تمامی بخشهای نظام را مطرح کرده است. خمینی در تنفیذ حکم ریاست جمهوری نخست، گفته است «بر اساس آنکه مشروعیت آن (ریاست جمهوری) باید به نصب فقیه جامع الشرایط باشد، این جانب به موجب این حکم رای ملت را تنفیذ، و ایشان را به این سمت منصوب نمودم.» تنفیذ حکم ریاست جمهوری نقش نظارتی تا انتهای دوران ریاست جمهوری دارد و در صورت انحراف رئیسجمهور از اصل تعیین شده، او را فاقد اعتبار و مشروعیت میکند. بر این پایه عزل نهایی رئیسجمهور توسط مقام رهبری، نتیجه منطقی امضای حکم ریاست جمهوری است که پس از رأی به عدم کفایت سیاسی رئیسجمهور از سوی مجلس یا حکم به تخلف قضائی او از سوی قوه قضائیه صورت میپذیرد. از لحاظ قانونی پس از اینکه اکثریت مردم در انتخابات به یکی از نامزدهای ریاست جمهوری رای داده و او را به عنوان رئیسجمهور انتخاب کردند، بعد از تأیید درستی انتخابات از سوی شورای نگهبان یک مرحله بعدی هم وجود دارد و آن تنفیذ حکم ریاست جمهوری به وسیله ولایت فقیه پس از گزینش مردم است. بنا بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بازنگری شده در سال ۱۳۶۸، رئیسجمهوری ایران پس از رهبری دومین مقام سیاسی بلندپایه کشور است و قوه مجریه (یکی از قوای سهگانه ایران) تحت امر او قرار دارد و برخلاف بیشتر کشورها رئیس کشور محسوب نمیشود. رئیسجمهور برای یک دوره چهار ساله توسط رای مردم برگزیده میشود که بیشینه برای یک دوره پیاپی قابل تکرار است.
منبع: ویکیپدیا — تنفیذ حکم ریاستجمهوری در ایران (CC BY-SA 4.0)
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
