جانشینی در دادرسی
معادلها و هستیشناسیِ واژه
- تعریف
- جایگزین شدن شخص دیگری به جای یکی از اصحاب دعوا در جریان دادرسی به دلیل فوت، حجر یا انتقال حق.
- انگلیسی
- Succession in litigation
- فرانسوی
- Substitution de parties
- آلمانی
- Parteiwechsel
- عربی
- حلول في الخصومة
- مترادف
- قائممقامی در دادرسی
- اعم
- آیین دادرسی
- ریشهشناسی
- از ریشه عربی «خ-ل-ف» به معنای جایگزین شدن.
جستجوی «جانشینی در دادرسی» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
آیین دادرسی: جانشینی در دادرسی به وضعیتی گفته میشود که یک طرف یا وکیل آن را به شخص دیگری واگذار میکند تا در ادامه دادرسی نمایندگی کند. مثال: وکیل شاکی به دلیل بیماری، وکیل دیگری را جانشین میکند.
روابطِ واژه
- هممعنی نزدیک
- قائممقامی دادرسی
- نوعی از
- تغییر شخص طرف دعوا
- سببها
- فوت، انتقال حق، انحلال شخص حقوقی یا تغییر نماینده
- جانشین
- وارث، قائممقام قانونی، مدیر تصفیه یا نمایندهٔ جدید
- اثر
- ادامهٔ دادرسی توسط یا علیه جانشین پس از احراز سمت
- مفاهیم نزدیک
- توقف دادرسی، قائممقام، وراث
- مقابل
- زوال کامل دعوا
- همخانواده
- جانشین، قائممقام، نیابت
نقشهٔ روابط
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
وکیل · نماینده · دعوای اصلی · دعوای فرعی · حکم · استیناف
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
