جرح نافذ
جستجوی «جرح نافذ» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
کیفری: جراحتی است که شیء برنده یا نوکتیز از سمتی وارد بدن شده و از سمت دیگر خارج شود یا در عضو نفوذ کامل کند. این نوع جرح آثار حقوقی خاصی در تعیین دیه و ارش دارد. مثال: شلیک گلوله که از بازوی فرد عبور کرده و نافذ بوده است، مصداق جرح نافذ است.
روابطِ واژه
- هممعنی نزدیک
- زخم نفوذکننده
- نوعی از
- صدمهٔ بدنی
- تعریف
- جراحتی که با وسیلهای مانند نیزه، چاقو یا گلوله وارد بدن شود، اما لزوماً عنوان جائفه نداشته باشد
- اثر
- دیه یا ارش آن با توجه به محل ورود، عمق، خروج یا عدم خروج وسیله و قواعد قانونی تعیین میشود
- مفاهیم نزدیک
- جائفه، موضحه، پزشکی قانونی
- مقابل
- جراحت سطحی
- همخانواده
- جرح، نفوذ، نافذ
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
جائفه (مفاهیم نزدیک)
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
دیه جراحات · جائفه · جرح · ضرب و جرح
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
