حارصه
جستجوی «حارصه» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
کیفری: خراشیدگی پوست بدون اینکه خون جاری شود یا با جاری شدن اندک خون همراه باشد. این جراحت از خفیفترین مراتب صدمات بدنی است که دیه مقدر دارد. مثال: کشیده شدن ناخن روی صورت باعث ایجاد جراحت حارصه شد.
روابطِ واژه
- هممعنی نزدیک
- خراش سطحی پوست
- نوعی از
- جراحت سر و صورت
- تعریف
- خراش پوست بدون جاریشدن خون
- دیه
- یکصدم دیهٔ کامل
- در اعضای دیگر
- اگر عضو دیهٔ معین داشته باشد، یکصدم دیهٔ همان عضو و در غیر اینصورت ارش
- مفاهیم نزدیک
- دامیه، جرح، دیهٔ جراحات
- مقابل
- دامیه
- همخانواده
- حَرْص، حارصه، خراش
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
دامیه (مفاهیم نزدیک) · ملاک عمق جراحت (مفاهیم نزدیک)
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
دیه جراحات · دامیه · متلاحمه · جرح
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
