حاکم
جستجوی «حاکم» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 272: الف - قاضی را گویند. درهمین معنی مقررات جدید کشور هم این اصطلاح را بکار برده است (اصل ۸۳ ) (متمم قانون اساسی (ب - بمعنی دلیل حاکم (رک. حکومت چ - کسیکه در دعوی محکوم له واقع شده در اینصورت طرف او را محکوم گویند پس حاکم و محکوم یعنی ,محکوم له و محکوم علیه این معنی در اصطلاحات قضایی کنونی هم بهمین ترتیب استعمال میشود. د- فقیه جامع الشرایط که علاوه برسمت قَضاء وسمت دادستان سمت محتسب بمعنی عام آنرا دارا بوده و دارای صلاحیت اداری وسیعی است.
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- حاکم، در لغت به معنای حکم کننده است.
نامهای دیگر
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
