دلالت طبعی
معادلها و هستیشناسیِ واژه
- تعریف
- دلالتی که ناشی از طبیعتِ اشیاء است و وضعِ قراردادی در آن دخالتی ندارد.
- انگلیسی
- Natural indication
- فرانسوی
- Indication naturelle
- آلمانی
- Natürliche Indikation
- عربی
- الدلالة الطبعیة
- فقهی
- دلالتِ چیزی بر چیزی دیگر به اقتضایِ طبع (مانند دلالتِ «آه» بر «درد»).
- مترادف
- دلالتِ تکوینی
- متضاد
- دلالتِ وضعی
- اعم
- دلالت
- ریشهشناسی
- از ریشه عربی «ط ب ع» به معنای سرشت و نهاد.
جستجوی «دلالت طبعی» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 382: هرگاه علاقه ای که بین دلیل ومدلول وجود دارد در طبیعت وجود داشته باشد (یعنی از موجودات طبیعی ) باشد) اين دلالت را دلالت طبعی نامند مانند دلالت دود بر آتش و دلالت ((اح اح)) بر درد سینه. دلالت طبعی اگر ازمقوله الفاظ باشد (مانند مثال اخیر) آنرا دلالت طبعی لفظی نامند وگرنه دلالت طبعی غیر لفظی نامیده میشود مانند مثال نخست ومانند مثال ذیل: شکم گرسنه وخانه خالی و طعام عقل باور نکند کز رمضان اندیشد یعنی سه فرینه ای که در مصرع اول هست دلالت طبعی برشکستن روزه می کند. اين دلالت طبعی غیر لفظی است.
نامهای دیگر
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
طبع انسان · احوال نفسانی · دلالت عقلی · دلالت لفظی · منطق
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
