دیهٔ شکستگی
#دیهٔ_شکستگی #عیب #دیه #درمان #ارش #جبران_خسارت #جنایت #دیهٔ_عضو #دیهٔ_مقدر #جراحت
جستجوی «دیهٔ شکستگی» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
کیفری : مبلغی است که به عنوان جبران خسارت برای شکستگی استخوانهای بدن در اثر جنایت پرداخت میشود. میزان این دیه بسته به نوع استخوان و کیفیت شکستگی (مانند خرد شدن یا ترک خوردن) متفاوت است.
مثال: دیه شکستگی استخوان ران پا که بدون عیب درمان شده است.
روابطِ واژه
هممعنی نزدیک
دیهٔ کسر عظم
نوعی از
دیهٔ عضو
موضوع
شکستن استخوان عضو یا سر و صورت
معیار
محل شکستگی، درمان، عیب یا فقدان عیب پس از درمان و ضوابط قانونی مربوط
اثر
تعیین دیهٔ مقدر یا ارش
مفاهیم نزدیک
هاشمه ، منقله ، ارش
مقابل
جراحت بدون شکستگی
همخانواده
شکست، شکسته، استخوان
نقشهٔ روابط
دیهٔ شکستگی
هممعنی نزدیک: دیهٔ کسر عظم
دیهٔ کسر عظم
نوعی از: دیهٔ عضو
دیهٔ عضو
مفاهیم نزدیک: هاشمه
هاشمه
مفاهیم نزدیک: منقله
منقله
مفاهیم نزدیک: ارش
ارش
مقابل: جراحت بدون شکستگی
جراحت بدون شکستگی
همخانواده: شکست
شکست
همخانواده: شکسته
شکسته
همخانواده: استخوان
استخوان
هممعنی نزدیک عامتر / نوعی از مفاهیم نزدیک مقابل همخانواده
نامهای دیگر
ارش شکستگی
مفاهیمِ مرتبط
دیه · ارش · جنایت · شکستگی · استخوان · صدمات بدنی
ترکیبهای ثبتشده
دیهٔ شکستگی
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم