دیهٔ عضو
جستجوی «دیهٔ عضو» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
کیفری: مالی است که به عنوان بدل از جنایت غیرعمدی یا عمدیِ منجر به نقص، از بین رفتن یا نقصان منافع اعضای بدن به قربانی یا اولیای دم پرداخت میشود. مقدار دیه هر عضو در قانون به تفکیک مشخص شده است. مثال: دیه قطع انگشت شست دست بر اساس قانون مشخص و قابل مطالبه است.
روابطِ واژه
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
جنایت بر عضو (مفاهیم نزدیک) · دیهٔ مقدر (مفاهیم نزدیک) · عدم تغلیظ در جراحات (مفاهیم نزدیک) · دیهٔ شکستگی (نوعی از) · دیهٔ منافع (مقابل) · قسامهٔ جنایت بر عضو (مفاهیم نزدیک)
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
دیه · قصاص عضو · جنایت بر عضو · ارش
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
