رای
جستجوی «رای» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
روابطِ واژه
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
ابلاغ (موضوع) · رأی وحدت رویهٔ دیوان (همخانواده) · رأی کمیسیون ماده ۱۰۰ (همخانواده) · رأی داور (همخانواده) · رأی جزئی (همخانواده) · رأی نهایی داوری (همخانواده) · ابلاغ رأی داور (همخانواده) · تمدید مهلت داوری (مفاهیم نزدیک) · طرق شکایت از آراء (همخانواده) · رأی بدوی (همخانواده) · رأی تجدیدنظر (همخانواده) · ابرام رأی (همخانواده) · اصلاح رأی (مفاهیم نزدیک) · اصلاح رأی (همخانواده) · رفع ابهام رأی (همخانواده) · رأی معترضعنه (همخانواده) · رأی کیفری (همخانواده) · دادنامه (مفاهیم نزدیک) · اجرای بخش صحیح رأی (همخانواده)
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- رأی نظریّه شخصى برآمده از تلاش ذهن و فکر ، اندیشه و تدبیر و حکم صادره از قاضی است.
مفهوم
نظریه ای که حاصل تلاش ذهن یک شخص هست و بر اساس آن حکم می شود را رأی گویند
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- رأی در لغت به معنای دیدن، نگریستن با چشم و نظر و جمع آن آراست. در علم اصول دربارهٔ تعریف آن اتفاق نظر وجود ندارد. عدهای آن را به کار بردن اوج اندیشه میدانند و عدهای به گمان نامبتنی بر برهان رأی اطلاق کردهاند و برخی دیگر، باورهای غیرمستدل افراد را رأی دانستهاند.
مفاهیمِ مجاور و مرزشان
- قرار — چنانچه رأی دادگاه راجع به ماهیت دعوا و قاطع آن بهطور جزیی یا کلی باشد، حکم ، و در غیر این صورت قرار نامیده میشود.
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
دادگاه · قاضی · قانون آیین دادرسی · قطعیت · تجدیدنظرخواهی · ابلاغ
ترکیبهای ثبتشده
ابرام رأی · اصلاح رأی · تصحیح رأی · حقرای · رایاعتماد · رأی بدوی · رأی تجدیدنظر · رأی تصحیحی · رأی جزئی · رأی داور · رأی کیفری · صدوررای · نقض رأی · ابطالرایداور · ابلاغ رأی داور · اثر عام رأی · اجرایرایداور · اشتباه مادی رأی · اشتـباه ماهوی رأی · رأی معترضعنه · رأی نهایی داوری · رفع ابهام رأی · عملیات اجرای رأی · قطعیت رأی کیفری · اجرای بخش صحیح رأی · رأی وحدت رویهٔ دیوان · رأی کمیسیون ماده ۱۰۰ · لازمالاجرا بودن رأی
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
