رسمی
جستجوی «رسمی» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 413: عمل رسمی عملی است که منسوب به دولت است. مقام رسمی مقام دولتی صلاحیتدار است برای انجام عملی اسناد رسمی که مأمور رسمی هستند ولی مستخدم دولت نیستند هر چند که در بعضی مقررات بآنها عضو دولت اطلاق شده است. اوراق رسمی اوراقی است که دارای نشان و علائم دولتی باشد. رک. سند رسمی
ترمینولوژی حقوق، ص 792: 6 وابسته در سفارتخانه ها به مأموری گفته میشود که تازه وارد کارشده و بپایه دبیری نرسیده است. ا۵۱۵ 0۵0۲۱۲۳۱۵۲ ۸1130۳6 وابسته تجارتی بین الملل عمومی) نماینده فنی منصوب از طرف وزارت خارجه نزد نماینده سیاسی یاکنسول برای بررسی ) وضع بازرگانی و اقتصادی کشور محل ماموریت بمنظورکمک بتوسعه تجارت خارجی کشورخویش و دادن اطلاعات لازم و سودمند باتباع کشور خود در امور بازرگانی. 6 ل ۸11362۲۱6 وابسته سفارت بین ! لملل عمومی) عضو سفارت که ازحیث رتبه در میان کردیپلماتیک در درجه ادنی است و از طریق مسا ) (بقه استخدام میشود و نزد یک سفارتخانه یا نمایندگی یک دولت انجام وظیفه می کند. (رک. نمایندگی 6 ۸1130۱۱۵ وابسته نظامی بین الملل عمومی) افسری است زمینی یا بحری منصوب از طرف دولت متبوع خود دریک سفارتخانه یا )
در روابطِ واژههای دیگر
سند رسمی (همخانواده) · عقد تشریفاتی (همخانواده) · انتقال رسمی ملک (همخانواده) · تعهد به تنظیم سند رسمی (همخانواده) · کارمند رسمی (همخانواده) · دفتر اسناد رسمی (همخانواده) · اقرارنامهٔ رسمی (همخانواده) · وصیتنامهٔ رسمی (همخانواده) · اجارهنامهٔ رسمی (همخانواده)
مفاهیمِ مرتبط
سند رسمی · نمایندگی 6 ۸1130۱۱۵ وابسته نظامی بین الملل عمومی
ترکیبهای ثبتشده
اقرارنامهٔ رسمی · روزنامهرسمی · سندرسمی · کارشناسیرسمی · کارمند رسمی · اجارهنامهٔ رسمی · انتقال رسمی ملک · دفتر اسناد رسمی · وصیتنامهٔ رسمی · الزام به تنظیم سند رسمی · تعهد به تنظیم سند رسمی · قانون تعیین تکلیف املاک فاقد سند رسمی
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
