زوال گویایی
جستجوی «زوال گویایی» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
کیفری: از بین رفتن کامل قدرت تکلم و سخن گفتن در اثر جنایت. این امر موجب پرداخت دیه کامل میشود. مثال: قطع زبان یا آسیب به حنجره که منجر به لال شدن شود.
روابطِ واژه
- هممعنی نزدیک
- ازبینرفتن قدرت تکلم
- نوعی از
- جنایت بر منفعت
- موضوع
- سلب توان سخنگفتن بر اثر آسیب، بدون لزوماً قطع زبان
- اثر
- دیهٔ کامل برای زوال کامل گویایی و دیه یا ارش متناسب برای نقص
- تمایز
- دیهٔ قطع زبان با دیهٔ زوال گویایی میتواند جداگانه مطرح شود
- مفاهیم نزدیک
- دیهٔ زبان، لالشدن، ارش
- مقابل
- سلامت گویایی
- همخانواده
- گویا، گویایی، گفتار
نقشهٔ روابط
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
جنایت بر منفعت · دیه · زبان · زوال · گویایی · قصاص
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
