زیان
جستجوی «زیان» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
مسئولیت دولت ناشی از نقص وسایل اداری: زیان دیده و ضرورت جبران ضرر آن مسیولیت بدون تقصیر شکل گرفته که به جای پیدا کردن فردی به عنوان مقصر برای جبران زیان، به فکر راه حلی جهت جبران زیان است از جمله در نظریه موازنه که براین پایه استوار است که هر شخصی سود کاری را می برد باید زیان آن را هم جبران کند، حتی اگر تقصیر نکرده باشد؛
در روابطِ واژههای دیگر
خسارت (هممعنی نزدیک) · مسئولیت مدنی (ارکان) · فعل زیانبار (همخانواده) · ضرر (هممعنی نزدیک) · کاهش سرمایه (مفاهیم نزدیک) · خسارت بیمهای (همخانواده) · تقصیر زیاندیده (همخانواده) · زیان بدنی (همخانواده) · سرمایهٔ مضاربه (مفاهیم نزدیک) · سود مضاربه (مفاهیم نزدیک) · زیان مضاربه (همخانواده) · ضرر و زیان ناشی از جرم (همخانواده) · ضرر معنوی (همخانواده)
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
زیان مادی · زیان معنوی · زیان بدنی
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
جبران خسارت · مسئولیت قهری · اتلاف · تسبیب · مسئولیت قراردادی
ترکیبهای ثبتشده
زیان بدنی · زیان مضاربه · تقصیر زیاندیده · فعل زیانبار · دادخواست ضرر و زیان · ضرر و زیان ناشی از جرم
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
تعریف
زیان اقتصادی (به انگلیسی: Financial loss) یک اصطلاح تخصصی است که به ضرر و زیان مالی وارده به یک شخص اشاره دارد که فقط در ترازنامه دیده میشود و نه به عنوان آسیب فیزیکی به شخص یا اموال. میان ضرر اقتصادی خالص و ضرر اقتصادی تبعی تفاوت اساسی وجود دارد، زیرا ضرر اقتصادی خالص مستقل از هرگونه آسیب فیزیکی به شخص یا اموال قربانی رخ میدهد. همچنین پیشنهاد شده است که این جرم باید «زیان تجاری» نامیده شود، زیرا آسیبهای وارده به شخص یا اموال را میتوان «اقتصادی» در نظر گرفت.
منبع: ویکیپدیا — زیان (CC BY-SA 4.0)
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
زیان. ( اِ ) نقصان. ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). نقصان و ضرر و خسارت و کمی. ( از ناظم الاطباء ). ضرر ( مادی یا معنوی ). خسارت. مقابل سود و نفع. ( فرهنگ فارسی معین ). پهلوی «زیان » ، اوستا «زیانی » ، «زیانا» ( ضرر )، سانسکریت «جینه » ( ظلم )، کردی عاریتی و افغانی عاریتی «زیان » ، بلوچی عاریتی «زیانی » ، استی عاریتی «زین » ، «ژین » ، ارمنی عاریتی «زئن » ... ( حاشیه برهان چ معین ). و با لفظ کردن و آوردن و خوردن و دیدن و افتادن مستعمل است . ( آنندراج ). ضرر. خسران. مقابل سود. غبن. خسارت. مضرت. خسار. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) : خواسته تاراج کرده ، سودهایت بر زیان لشکرت همواره یافه چون رمه رفته شبان .رودکی ( یادداشت ایضاً ).تکاپوی مردم بسود و زیان بتاو بدو هر سوئی تازیان.ابوشکور( یادداشت ایضاً ).سخن کاندر او سود نه جز زیان نباید که رانده شودبر زبان.ابوشکور.به بدخواه ما بادچندان زیان که از قیصر آمد به ایرانیان.فردوسی.زیان کسان از پی سود خویش …
فرهنگ معین
(اِ. ) ۱ - خسارت . ۲ - آسیب . ۳ - کاستی .
فرهنگ عمید
۱. نقصان. ۲. [مقابلِ سود] خسارت، ضرر. = زیاندن
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
