Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

سازنده

#سازنده #مجری #پیمانکار_ساختمانی #پیمانکار #شریک #قرارداد #مهندس_ناظر #مالک

جستجوی «سازنده» در متنِ قوانین، آرا و نظریات

معنی و توضیح

روابطِ واژه

هم‌معنی نزدیک
مجری ساخت، پیمانکار ساختمانی
نوع نقش
شخص متعهد به احداث یا تکمیل بنا
رابطه
ممکن است مالک، پیش‌فروشنده، پیمانکار یا شریک ساخت باشد
تکالیف
رعایت نقشه، مقررات فنی، زمان‌بندی، ایمنی و مشخصات قرارداد
مفاهیم نزدیک
پیمانکاری، پیش‌فروشنده، مهندس ناظر
مقابل
مالک غیرسازنده
هم‌خانواده
ساخت، سازنده، سازندگی

نقشهٔ روابط

سازنده هم‌معنی نزدیک: مجری ساخت مجری ساخت هم‌معنی نزدیک: پیمانکار ساختمانی پیمانکار ساختمانی مفاهیم نزدیک: پیمانکاری پیمانکاری مفاهیم نزدیک: پیش‌فروشنده پیش‌فروشنده مفاهیم نزدیک: مهندس ناظر مهندس ناظر مقابل: مالک غیرسازنده مالک غیرسازنده هم‌خانواده: ساخت ساخت هم‌خانواده: سازنده سازنده هم‌خانواده: سازندگی سازندگی
هم‌معنی نزدیکمفاهیم نزدیکمقابلهم‌خانواده

در روابطِ واژه‌های دیگر

پیش‌فروشنده (مفاهیم نزدیک) · مجری ذی‌صلاح (مفاهیم نزدیک) · تولیدکننده (هم‌معنی نزدیک)

ترکیب‌های ثبت‌شده

مسئولیت‌سازنده

واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی می‌کند.

معنای لغوی و دانشنامه‌ای

لغت‌نامهٔ دهخدا

سازنده. [ زَ دَ / دِ ] ( نف ) صانع. عامل. درست کننده. بعمل آورنده. ترکیب کننده : اگر سازنده ایشانند مر ترکیب انسان را چرا هر چار را با هم عدوی کینه ور دارد.ناصرخسرو. || بانی. بنّا. برآرنده. عمارت کننده. بناکننده. پی افکننده : حاکم روز قضای تو شده مست مگر نه حکیم است که سازنده گردنده سماست.ناصرخسرو. || اختراع کننده. ابداع کننده. ایجادکننده. پدیدآورنده. آفریننده. خالق. از نیست هست کننده ( در مورد ایزد تبارک و تعالی ) : ای جهان را ز هیچ سازنده هم نوابخش و هم نوازنده.نظامی ( هفت پیکر چ وحید ص 2 ). || انتظام دهنده. بسامان کننده. || نوازش کننده. دلخوش کننده. دلگرم کننده : مهر و لطف اوست این سازنده و آن سازگار.سوزنی. || بخشنده : بی طمعیم از همه سازنده ای جز تو نداریم نوازنده ای.نظامی ( مخزن الاسرار ). || مهیاکننده. تهیه کننده. آماده کننده : چو سازندگان شمع و می ساختند ز بیگانه ایوان بپرداختند.فردوسی. || برپادارنده. آراینده. سازنده ٔبزم ؛ رونق دهنده آن. || روبراه کننده. بسامان کننده. …

فرهنگ عمید

۱. کسی که چیزی می سازد و درست می کند. ۲. پرفایده. ۳. (اسم ) (موسیقی ) [قدیمی] نوازنده، ساززننده.

دانشنامهٔ آزاد فارسی

در مناطق گوناگون ایران و بعضی از کشورهای همسایه، مثل افغانستان، به معنای موسیقی دان یا نوازنده است. در بخارا، موسیقی دانِ زن است که موسیقی جشن ها را اجرا می کند، در مقابل موسیقی دانِ مرد، در همین حوزۀ موسیقایی، که مروگی خوان نامیده می شود. در گذشته، این موسیقی دانان در گروه های سه تا شش نفری، و به ندرت به تعداد بیشتر، در مجالس زنانه حاضر می شدند و با نواختن دایره، ترانه های عامیانه می خواندند. رپِرتوار ویژۀ آن ها را امروز بخارچه می نامند.

منبع: دیکشنری آبادیس

آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین