شهرستان
معادلها و هستیشناسیِ واژه
- تعریف
- واحدِ تقسیماتِ کشوری که از چند بخش تشکیل شده و دارای فرمانداری است.
- انگلیسی
- County
- فرانسوی
- Arrondissement
- آلمانی
- Landkreis
- عربی
- المقاطعة
- مترادف
- بخش (در معنای عام)
- اعم
- استان
- اخص
- بخش، دهستان
- ریشهشناسی
- واژهای فارسی (شهرستان) مرکب از «شهر» و «ستان» (پسوندِ مکان).
جستجوی «شهرستان» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
اداری: یکی از سطوح تقسیمات کشوری است که از تجمیع چند بخش تشکیل میشود و مرکز آن دارای فرمانداری است. شهرستان واحدی برای اعمال مدیریت تمرکززداییشده دولتی است. مثال: فرماندار عالیترین مقام اجرایی در شهرستان است.
مفاهیمِ مرتبط
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
