صف
جستجوی «صف» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- صَفّ مصدر فعل صَفَّ یَصُفُّ در لغت به معنای در یک ردیف و خط صاف قراردادن و قرار گرفتن هر چیز، مرتب کردن، نزدیک هم چیدن، قوم در صف ایستاده، در مقابل دشمن قرار گرفتن لشگر و بال باز کردن پرنده آمده است. جمع آن صفوف است. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۹، ص۱۹۴. زبیدی، مرتضی، تاج العروس، ج۲۴، ص۲۴. دهخدا، علیاکبر، لغتنامه دهخدا، ج۳۱، ص۲۱۵، انتشارات وزارت ارشاد. طریحی نجفی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۵، ص۸۱، انتشارات مکتبة المرتضویه. وجدی، فرید، دایرة المعارف، ج۵، ص۵۲۲، نشر دار المعرفه.
مفهوم
صف از اصطلاحات فقه نظامی است به معنای ردیف کردن و نزدیک هم چیدن و یا کنار هم قرار گرفتن نفرات یک گروه یا واحد نظامی. این واژه در قرآن و روایات استعمال شده است.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
