طلب
جستجوی «طلب» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
مدنی: حقی است مالی که به موجب آن فردی (بستانکار) میتواند انتقال مال یا انجام کاری را از دیگری (دهکار) مطالبه کند. این حق در ذمه شخص است و از اموال منقول محسوب میشود. دین و طلب دو روی یک سکه حقوقی هستند. مثال: مبلغی که شخص الف به عنوان قرض به شخص ب داده و اکنون میتواند آن را مطالبه کند.
در روابطِ واژههای دیگر
حق دینی (هممعنی نزدیک) · توقیف طلب نزد ثالث (همخانواده) · طلبکاران ورشکسته (همخانواده) · انتقال طلب (همخانواده) · منتقلالیه طلب (مفاهیم نزدیک) · منتقلالیه طلب (همخانواده) · انتقالدهندهٔ طلب (همخانواده) · مضمونله (مفاهیم نزدیک) · محتال (مفاهیم نزدیک)
همارزها و همخانوادهها
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
متضادها و مفاهیمِ مقابل
متعهد · متعهدله · اعسار · ضمان
اینها خودکار جستجو نمیشوند — پیشنهادند. متضاد اگر «یا» شود، سندی که فقط واژهٔ مقابل را دارد بالا میآید.
نامهای دیگر
دین · وجهالمطالبه · حق مالی
مفاهیمِ مرتبط
بستانکار · مدیون · تعهد · ضمان · رهن · اسناد تجاری
ترکیبهای ثبتشده
انتقالطلب · طلبممتاز · انتقالدهندهٔ طلب · طلبوثیقهدار · منتقلالیه طلب · توقیف طلب نزد ثالث · اطلاع مدیون از انتقال طلب
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
