عقد صحیح
معادلها و هستیشناسیِ واژه
- تعریف
- عقدی که تمام شرایط اساس صحت معامله را دارا بوده و قانوناً مؤثر است.
- انگلیسی
- Valid contract
- فرانسوی
- Contrat valable
- آلمانی
- Gültiger Vertrag
- عربی
- العقد الصحيح
- فقهی
- عقدی که مقتضی اثر باشد و شرعاً و قانوناً نافذ و درست باشد (ماده ۱۹۰ قانون مدنی).
- مترادف
- عقد نافذ، عقد درست
- متضاد
- عقد باطل، عقد فاسد
- اعم
- عمل حقوقی
- اخص
- عقد معین، عقد غیرمنجز
- ریشهشناسی
- عربی (عقد از ریشه ع ق د و صحیح از ص ح ح).
جستجوی «عقد صحیح» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 569: رک. عقد باطل عقد صلح بداوری 1 فقه) درجنگهای بین حکومت اسلامی و اجانب هرگاه طرف متخاصم. آمادگی خود را مبنی بربستن عقّد صلح ) ازطریق حکمیت بدولت اسلام (یا فرمانده سپاه مسلمانان) اطلاع می داد ومصلحت مقتضی بود ازراه داوری عقد صلح بسته می شد.
در روابطِ واژههای دیگر
شرط باطلِ غیرمبطل (مفاهیم نزدیک)
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
