علقه
جستجوی «علقه» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
کیفری: دومین مرحله از مراحل رشد جنین پس از نطفه. دیه آن در قانون مجازات اسلامی تعیین شده است. مثال: سقط جنین در مرحله علقه.
روابطِ واژه
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
نطفه (مفاهیم نزدیک) · مضغه (مفاهیم نزدیک)
مفاهیمِ مرتبط
جنایت بر جنین · دیه جنین · نطفه · مضغه · عظام · رحم
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
( علقة ) علقة. [ ع َ ق َ ] ( ع اِ ) کشیدگی جامه. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ج ، عَلَقات. ( اقرب الموارد ). علقة. [ ع َ ل َ ق َ ] ( ع اِ ) آویزش. ( منتهی الارب ). || طور دوم از ادوار نطفه ، که مانند خون غلیظشده منجمد میگردد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). خون بسته. ج ، عَلَق. ( ترجمان القرآن جرجانی ). || یک قطعه خون. ( از اقرب الموارد ). || یکی زالو. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). علقة. [ ع َ ل َ ق َ ] ( اِخ ) ابن عبقربن انماربن اًراش بن عمروبن لحیان بن عمروبن مالک بن زیدبن کهلان ، از اهالی کهلان. جد جاهلیست و فرزندانش طایفه ای از بحیلة را تشکیل میدهند. ( از الاعلام زرکلی ) ( از معجم قبائل العرب ). علقة. [ ع َ ق َ ] ( اِخ ) نام یکی از دخترهای امام موسی کاظم ( ع ). ( از حبیب السیر چ تهران ج 1 ص 225 ). علقة. [ ع ِ ق َ ] ( ع اِ ) جامه طفل نوزاد. …
فرهنگ معین
(عُ لْ قَ ) [ ع . علقة ] (اِ. ) ۱ - عشق ، دلبستگی . ۲ - گرانمایه از هر چیزی .۳ - آن مقدار از علوفه که غذای یک روزة شتر باشد.
فرهنگ عمید
تعلق، عشق و محبت، دلبستگی. نطفه یا جنین که هنوز به صورت پارۀ خون بسته است. * علقهٴ مضغه: [مجاز] شخص پست و حقیر.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
خون بسته علقه گفته می شود. در قرآن کریم علقه از مراحل تکوّن آدمی پس از مرحله انعقاد نطفه برشمرده شده است. از احکام مرتبط با آن در بابهای طهارت و دیات سخن گفته اند. نجاست و علقه آیا علقه ای که از منی به علقه بودن استحاله یافته، نجس است یا پاک؟ اختلاف است. بر نجاست آن ادعای اجماع شده است؛ لیکن جمعی در نجاست آن اشکال کرده اند؛ بلکه برخی قائل به طهارت آن شده اند. نفاس و علقه آیا خونی که زن پس از اسقاط علقه می بیند نفاس به شمار می رود یا نه؟ اختلاف است. اسقاط علقه ...[ویکی الکتاب] معنی عَلَقَةٍ: قطعهای خون خشکیده و بسته شده معنی أَلْقِهْ: بینداز(هاء در آن هاء سکت است و جزء کلمه نمی باشد) معنی عُقْدَةُ: گره (این کلمه از ماده ( ع - ق - د ) است که به معنای بستن است ، و در این آیه ، علقه زناشوئی به گرهی تشبیه شده که دو تا ریسمان را به هم متصل میکند ، به طوری که آن دو را یک ریسمان ( البته بلندتر) میسازد ، گوئی حبالة و ریسمان نکاح هم دو نفر انسان یعنی ز... ریشه کلمه: علق (۷ بار) . علق بر وزن فرس به معنی زالو و یا جمع علقه است به معنی خون منعقد که حالت بعدی نطفه است. در مجمع فرموده: علق جمع علقه و آن خون منعقدی است که در اثر رطوبت به هر چیز میچسبد و علق کرم سیاه است که به عضو آدمی میچسبد و خون را میمکد. راغب گوید: علق کرمی است که به گلو میچسبد و نیز خون منعقد است و علقه مبدء آدمی از آن میباشد. در قاموس و اقرب از جمله معانی آن گفته «العلق دویبة سوداء تکون فی الماء تمّص الدم». علی هذا اگر علق در آیه جمع علقه باشد شاید مراد چنانکه گفتهاند آن است خدا انسانها را از علقه و خون منعقد آفرید مثل: . …
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
