Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

علقه

#علقه #نطفه #مضغه #دیه #مجازات #سقط_جنین #دیهٔ_جنین

جستجوی «علقه» در متنِ قوانین، آرا و نظریات

معنی و توضیح

کیفری: دومین مرحله از مراحل رشد جنین پس از نطفه. دیه آن در قانون مجازات اسلامی تعیین شده است. مثال: سقط جنین در مرحله علقه.

روابطِ واژه

هم‌معنی نزدیک
مرحلهٔ خون‌بستهٔ جنین
نوعی از
مرحلهٔ رشد جنینی
جایگاه
پس از نطفه و پیش از مضغه
اثر
سقط در این مرحله، دیهٔ بیشتر از مرحلهٔ نطفه و کمتر از مراحل بعدی دارد
مفاهیم نزدیک
نطفه، مضغه، دیهٔ جنین
مقابل
نطفه یا مضغه
هم‌خانواده
علقه، جنین، تکوین

نقشهٔ روابط

علقه هم‌معنی نزدیک: مرحلهٔ خون‌بستهٔ جنین مرحلهٔ خون‌بستهٔ جنین نوعی از: مرحلهٔ رشد جنینی مرحلهٔ رشد جنینی مفاهیم نزدیک: نطفه نطفه مفاهیم نزدیک: مضغه مضغه مفاهیم نزدیک: دیهٔ جنین دیهٔ جنین مقابل: نطفه یا مضغه نطفه یا مضغه هم‌خانواده: علقه علقه هم‌خانواده: جنین جنین هم‌خانواده: تکوین تکوین
هم‌معنی نزدیکعام‌تر / نوعی ازمفاهیم نزدیکمقابلهم‌خانواده

در روابطِ واژه‌های دیگر

نطفه (مفاهیم نزدیک) · مضغه (مفاهیم نزدیک)

مفاهیمِ مرتبط

جنایت بر جنین · دیه جنین · نطفه · مضغه · عظام · رحم

معنای لغوی و دانشنامه‌ای

لغت‌نامهٔ دهخدا

( علقة ) علقة. [ ع َ ق َ ] ( ع اِ ) کشیدگی جامه. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ج ، عَلَقات. ( اقرب الموارد ). علقة. [ ع َ ل َ ق َ ] ( ع اِ ) آویزش. ( منتهی الارب ). || طور دوم از ادوار نطفه ، که مانند خون غلیظشده منجمد میگردد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). خون بسته. ج ، عَلَق. ( ترجمان القرآن جرجانی ). || یک قطعه خون. ( از اقرب الموارد ). || یکی زالو. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). علقة. [ ع َ ل َ ق َ ] ( اِخ ) ابن عبقربن انماربن اًراش بن عمروبن لحیان بن عمروبن مالک بن زیدبن کهلان ، از اهالی کهلان. جد جاهلیست و فرزندانش طایفه ای از بحیلة را تشکیل میدهند. ( از الاعلام زرکلی ) ( از معجم قبائل العرب ). علقة. [ ع َ ق َ ] ( اِخ ) نام یکی از دخترهای امام موسی کاظم ( ع ). ( از حبیب السیر چ تهران ج 1 ص 225 ). علقة. [ ع ِ ق َ ] ( ع اِ ) جامه طفل نوزاد. …

فرهنگ معین

(عُ لْ قَ ) [ ع . علقة ] (اِ. ) ۱ - عشق ، دلبستگی . ۲ - گرانمایه از هر چیزی .۳ - آن مقدار از علوفه که غذای یک روزة شتر باشد.

فرهنگ عمید

تعلق، عشق و محبت، دلبستگی. نطفه یا جنین که هنوز به صورت پارۀ خون بسته است. * علقهٴ مضغه: [مجاز] شخص پست و حقیر.

دانشنامهٔ اسلامی (ویکی‌فقه)

خون بسته علقه گفته می شود. در قرآن کریم علقه از مراحل تکوّن آدمی پس از مرحله انعقاد نطفه برشمرده شده است. از احکام مرتبط با آن در بابهای طهارت و دیات سخن گفته اند. نجاست و علقه آیا علقه ای که از منی به علقه بودن استحاله یافته، نجس است یا پاک؟ اختلاف است. بر نجاست آن ادعای اجماع شده است؛ لیکن جمعی در نجاست آن اشکال کرده اند؛ بلکه برخی قائل به طهارت آن شده اند. نفاس و علقه آیا خونی که زن پس از اسقاط علقه می بیند نفاس به شمار می رود یا نه؟ اختلاف است. اسقاط علقه ...[ویکی الکتاب] معنی عَلَقَةٍ: قطعهای خون خشکیده و بسته شده معنی أَلْقِهْ: بینداز(هاء در آن هاء سکت است و جزء کلمه نمی باشد) معنی عُقْدَةُ: گره (این کلمه از ماده ( ع - ق - د ) است که به معنای بستن است ، و در این آیه ، علقه زناشوئی به گرهی تشبیه شده که دو تا ریسمان را به هم متصل میکند ، به طوری که آن دو را یک ریسمان ( البته بلندتر) میسازد ، گوئی حبالة و ریسمان نکاح هم دو نفر انسان یعنی ز... ریشه کلمه: علق (۷ بار) . علق بر وزن فرس به معنی زالو و یا جمع علقه است به معنی خون منعقد که حالت بعدی نطفه است. در مجمع فرموده: علق جمع علقه و آن خون منعقدی است که در اثر رطوبت به هر چیز می‏چسبد و علق کرم سیاه است که به عضو آدمی می‏چسبد و خون را می‏مکد. راغب گوید: علق کرمی است که به گلو می‏چسبد و نیز خون منعقد است و علقه مبدء آدمی از آن می‏باشد. در قاموس و اقرب از جمله معانی آن گفته «العلق دویبة سوداء تکون فی الماء تمّص الدم». علی هذا اگر علق در آیه جمع علقه باشد شاید مراد چنانکه گفته‏اند آن است خدا انسان‏ها را از علقه و خون منعقد آفرید مثل: . …

منبع: دیکشنری آبادیس

آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین