عمال
جستجوی «عمال» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 582: ماموران دولت. این اصطلاح بهمین معنی هنوز هم در حقوق اداری کنونی ما بکار می رود و لغت ) ((کارمندان ۱ دولت)) و ((مستخدمین دولت)) کم کم جاری آنرا می گیرد.
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
عمال. [ ع َم ْ ما ] ( ع ص ) شخص پرکار و ادامه دهنده عمل و کار. ( از متن اللغة ). عمال. [ ع ُم ْ ما ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ عامِل. رجوع به عامل شود. حکام. ( ناظم الاطباء ). آنان که در دیوان یا دستگاهی به کاری گمارده شده اند. تحصیل داران و کسانی که مالیات و خراج دیوانی را از رعیت می ستانند. ( ناظم الاطباء ). کلمه عمال را که خود جمع است ، بر طبق تداول قدیم در حکم مفرد گرفته و به الف و نون علامت جمع فارسی ، جمع بسته اند. اما چون از این تداول همگان را آگاهی نبوده است ، صاحب غیاث اللغات و به تبع او صاحب آنندراج شرحی بر خطای این جمع نوشته اند که ذیلاً نقل میشود، و طبعاً این گفته استوار نیست : «... و آنچه بعضی «عمالان » نویسند خطاست ، چه صیغه جمع را باز بطور فارسی جمع کردن چه حاجت ، و این را بر لفظ «حوران » قیاس نباید کرد، چرا که عمالان در نظم ثقات واقع نشده و در نثر اعتبار نشاید» - انتهی : و ایشان را [ میر خراسان ] ملک مشرق خوانند و اندر همه خراسان عمال او باشند. ( حدود العالم ). …
فرهنگ معین
(عُ مّ ) [ ع . ] (اِ. ص . ) جِ عامل ، کارگزاران ، گماشتگان .
فرهنگ عمید
کارکنان، کارگزاران.
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
