عمل
جستجوی «عمل» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 584: حرکت عضوی از اعضاء بدن از روی اراده. الف- در اصطلاحات حقوقی شامل ترک وفعل میشود مثلا کسیکه براثر بیمبالاتی دیوارکهنه خود را تعمیر نکرده وبراثر فرو ریختن آن خسارتی به مال همسایه یا بجان عابرین برسد این هم دراصطلاحات حقوقی مصداق عمل است. :به (فقه) بدو معنی استعمال شده است الف- خدمت وکار کارگر. عبارت ((احترام عمل مسلم)) در همین معنی است یعنی کار مسلمان ارزش اقتصادی دارد. ,ب- محلی که قلمرو ماموریت یک مامور دولتی است و جمع آن اعمال (بفتح الف) است. 1311 30۲۳۱۲۱ ۸016 عمل اداری عمل مامور دولت درسمت اداری خود که بصورت عمل مادی نباشد مانند تصمیمات و دستورات و امثال آنها.
در روابطِ واژههای دیگر
حقالعمل (همخانواده) · اقدام اداری (همخانواده) · دستورالعمل (همخانواده) · مالیات بر عملکرد (همخانواده) · عامل مزارعه (همخانواده) · عامل مساقات (همخانواده) · عامل در جعاله (مفاهیم نزدیک) · عامل در جعاله (همخانواده) · استیفاء از عمل غیر (همخانواده)
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
ترکیبهای ثبتشده
عمل تجاری · استیفاء از عمل غیر
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
