عهدنامه
جستجوی «عهدنامه» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 595: (نوشته ای که درآن قراردادی از قراردادهای بین المللی ضبط شده باشد. (رک. عهد
نامهای دیگر
معاهده · موافقتنامه بینالمللی · پروتکل
زیرمجموعهها و اقسام
عهدنامه دوجانبه · عهدنامه چندجانبه
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
تعریف
معاهده، عهدنامه، پیمان یا کنوانسیون، یک توافقنامه بینالمللی است که میان کشورها یا سازمانهای بینالمللی منعقدشده و مشمول حقوق بینالملل میباشد. معاهده واژهای عام است و کنوانسیون، موافقتنامه بینالمللی، توافقنامه، پروتکل، پیمان، میثاق و… را در بر میگیرد. نامی که برای یک موافقتنامه انتخاب میشود فینفسه اهمیت ندارد و فاقد اثر حقوقی است. هرچند کنوانسیون ۱۹۶۹ وین در مورد حقوق معاهدات معاهده را یک توافقنامه مکتوب تعریف کرده، اما گاه بیانیههای شفاهی نیز الزامآور تلقی شدهاند. معاهده در عرصهٔ حقوق داخلی کشورها با قوانین مصوب مجلس قانونگذاری قابل مقایسه است. اما تفاوت مهم این دو آن است که مفاد معاهده نسبت به دولتهایی که با آن موافقت کردهاند قابل اجراست و معمولاً کاربرد عمومی ندارد. در واقع در حقوق داخلی افراد حق انتخاب و گریز از قانون را ندارند اما اعضای جامعه بینالمللی از این حق برخوردارند.
منبع: ویکیپدیا — معاهده (CC BY-SA 4.0)
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
عهدنامه. [ ع َ م َ /م ِ ] ( اِ مرکب ) عهدنامچه. قرارداد و شرطنامه و پیمان نامه و صلح نامه. ( ناظم الاطباء ). ورقه ای که در آن شرایط پیمان را نویسند و امضا و مهر کنند. پیمان نامه. ( فرهنگ فارسی معین ). بعربی آن را کتاب العهد و کتاب المیثاق گویند. ( آنندراج ). عهد. وثیقة. وِصر. ( از منتهی الارب ) : اگر کس را بجویند و این عهدنامه بستانند و بنزدیک وی [ امیر محمود ] برند از عهده این جواب چون توان بیرون آمد؟ ( تاریخ بیهقی ص 131 ). پس خدای تعالی فرشته را فرمود تا عهدنامه نوشت ، چون ازنوشتن فارغ شدند ندا آمد آن فرشته را تا آن عهدنامه را در دهان گرفت. ( قصص الانبیاء ص 20 ). این سنگ همانجاباشد تا روز قیامت و دیگرباره آن سنگ را فرشته گردانند و آن عهدنامه را باز کنند. ( قصص الانبیاء ص 21 ). عهدنامه وفات زیر پر است گنجنامه بقات در منقار.خاقانی.ای جهان داوری که دوران را عهدنامه بقا فرستادی.خاقانی.درخواه کردند که میانه ایشان کتابی و عهدنامه ای باشد. ( تاریخ قم ص 253 ). || ضمان نامه. زنهارنامه. …
فرهنگ معین
( مِ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) ورقه ای که در آن شرایط پیمان را نویسند و امضا و مهر کنند، پیمان نامه .
فرهنگ عمید
پیمان و قرارداد مکتوب میان دو یا چند شخص یا دولت.
دانشنامهٔ آزاد فارسی
رجوع شود به:قانون (حقوق)
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
