عکاسی
جستجوی «عکاسی» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
عکاسی. [ ع َک ْکا ] ( حامص ) عمل و شغل عکاس. ( فرهنگ فارسی معین ). - فن عکاسی ؛ عکس برداری. ( فرهنگ فارسی معین ) : آقا رضای پیشخدمت حضور همایون چون در فن عکاسی به درجه کمال رسیده به لقب عکاس باشی سرافراز گردید. ( مرآةالبلدان ج 1 ص 20 ). و رجوع به عکس برداری شود. || ( اِ مرکب ) مغازه عکاسی. ( فرهنگ فارسی معین ). عکاسخانه. و رجوع به عکاسخانه شود.
دانشنامهٔ آزاد فارسی
عَکاسی (photography) عَکاسی فرآیندی برای ایجاد تصویری پایدار بر روی مادۀ حساس به نور، با استفاده از گونه های مختلفی از انرژی تابشی، همچون نور مرئی، فرابنفش، فروسرخ، اشعۀ ایکس، تابش های اتمی، و تابه های الکترونی. عکاسی در قرن ۱۹ اختراع شد. لوئی داگر در فرانسه، و فاکس تالبوت در انگلستان، پیشگامان این پدیده بودند. عکاسی رنگی در اوایل قرن ۲۰ ابداع شد. رایج ترین فرآیند عکاسی، بر اصلِ حساسیّتِ ترکیبات معیّن نقره (هالیدها) نسبت به نور مبتنی است. فیلم عکاسی با این ترکیبات اندود می شود و در داخل دوربین در معرض تابش نور قرار می گیرد. تصویر یا عکس صحنۀ مقابلِ دوربین بر روی فیلم ایجاد می شود، زیرا هالیدهای نقره در قسمت هایی که نور بدان می تابد واکنش نشان می دهند، و در جاهایی که نور نمی تابد، بدون واکنش می مانند. تصویر مرئی طی فرآیند ظهور حاصل، و با استفاده از داروی ثبوت پایدار می شود، و سرانجام به روی کاغذ منتقل می گردد. در دوربین فیلم برداری، تصاویر متعدد با سرعتی معیّن روی رشتۀ بلندتر فیلم ثبت می شوند، و پس از ظهور با استفاده از پروژکتور، با همان سرعتِ فیلم برداری شده، بر روی پرده افکنده می شود تا تصویری متحرک ایجاد گردد. سالانه حدود ۶۰میلیارد عکس در جهان گرفته می شود (۱۹۹۵) که فقط سه درصد از آن ها مجدداً چاپ می گردد. عکاسی در اوایل ورود به ایران، «عمل عکس» خوانده می شد.
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
