قرینه معینه
معادلها و هستیشناسیِ واژه
- تعریف
- قرینهای که مردد را مشخص کرده و یکی از چند احتمال را تعیین میکند.
- انگلیسی
- Determining clue, Specification context
- فرانسوی
- Indice déterminatif
- آلمانی
- Bestimmendes Indiz
- عربی
- قرينة معينة
- فقهی
- تعیینکننده یکی از امور مردد.
- مترادف
- معینه
- اعم
- قرینه
- ریشهشناسی
- عربی (قرینه + معینه)
جستجوی «قرینه معینه» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
مدنی: قرینهای است که مصداق مجهول یا مبهم را مشخص و معین میسازد. این قرینه در اثبات دعاوی و تعیین موضوع حق کاربرد دارد. مثال: تعیین پلاک ثبتی مشخص برای ملکی که وصف کلی آن در قرارداد آمده است.
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
