محیل
جستجوی «محیل» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
روابطِ واژه
محیل
- هممعنی نزدیک
- حوالهدهنده
- نوع نقش
- مدیونی که طلبکار خود را برای دریافت طلب به شخص ثالث حواله میدهد
- اثر
- با تحقق حواله و قبول لازم، از دین نسبت به محتال بری میشود
- وضعیت محالعلیه
- ممکن است در زمان حواله بدهکار محیل باشد یا نباشد
- مفاهیم نزدیک
- محتال، محالعلیه، برائت ذمه
- مقابل
- محتال
- همخانواده
- حواله، محیل، احاله
محیل
- هممعنی نزدیک
- حوالهدهنده، بدهکار اصلی
- نوع نقش
- مدیونی که طلبکار خود را به شخص ثالث حواله میدهد
- شرط
- باید در برابر محتال دین داشته باشد تا احکام حواله بهطور کامل جاری شود
- اثر
- با تحقق حوالهٔ صحیح، ذمهٔ او در برابر محتال بری میشود
- مفاهیم نزدیک
- محتال، محالعلیه، انتقال دین
- مقابل
- محتال
- همخانواده
- حواله، محیل، احاله
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
حواله (طرفها) · حواله (همخانواده) · محالعلیه (همخانواده) · حواله (مفاهیم نزدیک) · محتال (مفاهیم نزدیک) · محتال (مقابل) · محالعلیه (مفاهیم نزدیک) · قبول در حواله (مفاهیم نزدیک)
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
