منع خروج از کشور
جستجوی «منع خروج از کشور» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
کیفری / اداری: دستوری قضایی یا اداری است که بر اساس آن شخص (معمولاً متهم یا بدهکار) موقتاً اجازه خروج از مرزهای کشور را ندارد تا به اتهامات یا تعهدات وی رسیدگی شود. مثال: صادر شدن منع خروج از کشور برای متهم پرونده اقتصادی تا زمان تکمیل تحقیقات.
روابطِ واژه
- هممعنی نزدیک
- ممنوعالخروجی کیفری
- نوعی از
- دستور نظارت قضایی
- صادرکننده
- مقام قضایی صالح در چارچوب قانون
- هدف
- جلوگیری از خروج متهم و دشواری دسترسی به او
- اثر
- محدودیت موقت سفر خارجی و امکان اعتراض در مهلت قانونی
- مفاهیم نزدیک
- قرار نظارت، تأمین کیفری، رفع ممنوعالخروجی
- مقابل
- آزادی سفر
- همخانواده
- منع، خروج، کشور. منع خروج از کشور از دستورهای قابل درج در قرار نظارت قضایی است و عموماً همراه قرار تأمین صادر میشود
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
قرار نظارت قضایی (نمونهها)
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
گذرنامه · نظارت قضایی · بدهکاران کلان
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
