نماینده
جستجوی «نماینده» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 788: الف - کسیکه بحساب دیگری و برای تامین غرض و هدف و مصالح اوتصرفاتی بکند و اقداماتی نماید خواه منصوب از جانب او باشد (مانند وکیل ووصی) خواه نه (مانند امین محجور و امین غایب و قیم و ولی قهری و جز اینها) ماده ۱۷۸- ۱۹۹- ۴۸۷ دادرسی مدنی. پس شرط تحقق نمایندگی این نیست که نماینده و کسیکه دارای نماینده است هر دو زنده و در حال حیات باشند کافی است که نماینده زنده باشد (به عکس نیابت (واستنابه که باید نایب و منوب عنه هر دو زنده باشند و با فوت یکی نیابت از بین می رود.
در روابطِ واژههای دیگر
نمایندگی (همخانواده) · شخصیت حقوقی (مفاهیم نزدیک) · نمایندهٔ تجاری (همخانواده) · زوال سمت (همخانواده) · نمایندگی مجاز (همخانواده) · شخص حقوقی (مفاهیم نزدیک) · وکیل (هممعنی نزدیک)
زیرمجموعهها و اقسام
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
وکالت · مسئولیت مدنی · حدود اختیار · تفویض · عزل
ترکیبهای ثبتشده
نمایندهقانونی · نمایندهقراردادی · نمایندهقضایی
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
