Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

واهب

#واهب #هبه #رجوع #متهب #بخشش #تملیک #مالکیت #اهلیت #رجوع_از_هبه #عین_موهوبه

جستجوی «واهب» در متنِ قوانین، آرا و نظریات

معنی و توضیح

ترمینولوژی حقوق، ص 798: رک. هبه 0 وتو درلغت بمعنی (من مخالفم) ودر اصطلاح بمعنی حق رد کردن است. وثایق . . فقه) در آیین دادرسی اسلامی مستندات وادله اصحاب دعوی و ارباب رجوع را وثایق نامیده اند).

روابطِ واژه

واهب

هم‌معنی نزدیک
بخشنده
نوع نقش
شخصی که مال خود را به‌طور رایگان به دیگری تملیک می‌کند
شرط‌ها
مالکیت یا اختیار قانونی در انتقال مال و اهلیت انجام معامله
حق
در شرایط مقرر و با بقای عین موهوبه، رجوع از هبه
مفاهیم نزدیک
متهب، عین موهوبه، رجوع
مقابل
متهب
هم‌خانواده
هبه، واهب، بخشش

واهب

هم‌معنی نزدیک
بخشنده
نوع نقش
تملیک‌کنندهٔ رایگان مال در هبه
شرط
اهلیت تصرف در مالِ موضوع هبه
حق
در شرایط قانونی و با بقای عین موهوبه، می‌تواند از هبه رجوع کند
تکلیف
فراهم‌کردن امکان قبض مال توسط متهب
مفاهیم نزدیک
متهب، رجوع، عین موهوبه
مقابل
متهب
هم‌خانواده
هبه، واهب، بخشش

نقشهٔ روابط

واهب هم‌معنی نزدیک: بخشنده بخشنده مفاهیم نزدیک: متهب متهب مفاهیم نزدیک: عین موهوبه عین موهوبه مفاهیم نزدیک: رجوع رجوع هم‌خانواده: هبه هبه هم‌خانواده: واهب واهب هم‌خانواده: بخشش بخشش
هم‌معنی نزدیکمفاهیم نزدیکهم‌خانواده

در روابطِ واژه‌های دیگر

هبه (هم‌خانواده) · انتقال‌دهنده (مفاهیم نزدیک) · هبه (مفاهیم نزدیک) · متهب (مفاهیم نزدیک) · متهب (مقابل) · هبه (طرف‌ها)

نام‌های دیگر

هبه‌کننده

مفهومِ کلی‌تر

مالک · طرف عقد هبه

مفاهیمِ مرتبط

هبه 0 وتو درلغت بمعنی

معنای لغوی و دانشنامه‌ای

لغت‌نامهٔ دهخدا

واهب. [ هَِ ] ( ع ص ) بخشنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( مهذب الاسماء ) ( غیاث اللغات ). دهنده. عطاکننده. جوانمرد. سخی. باسخاوت. ( ناظم الاطباء ). معطی : توئی وهاب مال و جز تو واهب توئی فعال جود و جز تو فاعل.منوچهری.گوئی هست کف واهب او قهرمان خزانه وهاب.سوزنی.ای جود ملک واهب رزقی و جهان را امید به تست و تو ضماندار وفائی.خاقانی.به تصدیقی که دارد راهب دیر به توفیقی که بخشد واهب خیر.نظامی.واهب. [ هَِ ]( اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ معین

(هِ ) [ ع . ] (اِفا. ) بخشنده ، عطا کننده .

فرهنگ عمید

بخشنده، دهنده، عطاکننده، سخی.

منبع: دیکشنری آبادیس

آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین