ورشکسته
جستجوی «ورشکسته» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
تجارت: تاجر یا شرکت تجاری که از پرداخت قروض و تعهدات مالی خود عاجز شده و توقف از پرداخت نموده است. حکم ورشکستگی باید به موجب حکم دادگاه صادر شود تا اموال تاجر میان بستانکاران به نسبت تقسیم گردد. مثال: صاحب یک کارخانه بزرگ که به دلیل بدهیهای کلان قادر به پرداخت چکهای برگشتی خود نیست و دادگاه توقف او را اعلام میکند. متوقف از پرداخت، معسر (برای غیرتاجر)
در روابطِ واژههای دیگر
ورشکستگی (همخانواده) · حکم ورشکستگی (همخانواده) · تصفیهٔ امور ورشکستگی (همخانواده)
مفاهیمِ مرتبط
توقف · تصفیه امور ورشکستگی · تاجر · طلبکاران · بستانکار · اعاده اعتبار
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
تعریف
وَرشِکَستِگی، حالت یک تاجر یا شرکتی تجاری است که از پرداخت بدهیهای خود ناتوان شده و نمیتواند تعهدات خودرا عملی کند. در اصطلاح به این چنین افراد ورشکسته یا مفلس میگویند. ورشکستگی و مقررات آن تنها دربرگیرندهٔ بازرگانان میشود و چنانچه اشخاص عادی قادر به پرداخت بدهی خود نباشند، اصطلاحاً به آنان «معسر» گفته میشود. شرکتهای تجارتی چون بازرگان شناخته میشوند، مشمول مقررات ورشکستگی میشوند ولی شریکان و مدیران آنها چون تاجر نیستند مشمول این مقررات نخواهند شد. برای تقسیم داراییهای ورشکسته، بستانکاران نسبت به هم حق تقدمی ندارد ولی در حالت معسر، هر بستانکاری که زودتر اقدام نماید به نتیجه خواهد رسید. ورشکستگی باید به موجب حکم دادگاه اعلام شود و تا زمانی که دادگاه حکم ورشکستگی را صادر نکرده، ورشکستگی تاجر ثابت نمیشود. دادگاه عمومی محل اقامت تاجر صلاحیت رسیدگی به این موضوع را دارد. اعلام ورشکستگی بر حسب تقاضای یک یا چند نفر از طلبکاران یا به تقاضای دادستان یا حتی اظهار خود تاجر صورت میگیرد.
منبع: ویکیپدیا — ورشکستگی (CC BY-SA 4.0)
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
