ولی
جستجوی «ولی» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 821: کسیکه. بحکم قانون اختیار دیگری يا دیگران را درقسمتی از امور دارا می باشد خواه در امور خصوصی (ما نند ولایت پدر وجد نسبت بصغیر) وخواه در امورعمومی مانند اختیارهر یک ازکارمندان دولت درحدود شغل خود. بهمین جهت هریک ازکارمندان دولت را در فقه والی وجمع آنها را ولات (بضم و او) می گفتند. در : اصطلاحات دیل بکار رفته است
در روابطِ واژههای دیگر
ولایت (اشخاص مرتبط) · ولایت (همخانواده) · ولایت قهری (همخانواده) · مجنون (اشخاص مرتبط) · ایراد عدم اهلیت (مفاهیم نزدیک) · ابلاغ به قائممقام (مخاطب) · صغیر (مفاهیم نزدیک) · صغیر غیرممیز (مفاهیم نزدیک) · صغیر ممیز (مفاهیم نزدیک) · ولی قهری (همخانواده) · مولیعلیه (مقابل) · اولیای دم (همخانواده) · امتناع غیرموجه ولی از اذن (همخانواده) · غیبت یا عدم دسترسی به ولی (همخانواده) · ولی قهری در نکاح (همخانواده) · نمایندگی مالی ولی (همخانواده) · ضم امین به ولی قهری (همخانواده) · ولی خاص (همخانواده)
ترکیبهای ثبتشده
ولی خاص · ولی دم · ولیقهری · عزل ولی قهری · نمایندگی مالی ولی · ولی قهری در نکاح · امتناع غیرموجه ولی از اذن · ضم امین به ولی قهری · غیبت یا عدم دسترسی به ولی
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
