وکیل
جستجوی «وکیل» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 817: مدنی فقه- دادرسی مدنی وکیفری) کسیکه ازطرف دیگری بموجب عفد وکالت مامور انجام امری است (ماده ) ۶۵۶ ق- م ماده ۶۰ آیین دادرسی مدنی). (حقوق سیاسی) الف - تائب السلطنه را در دوره صفویه وکیل میگفتند وعنوان وکیل الرعایا هم ازهمین جا برخاسته است. ب- نماینده مجلس شورای ملی یا سنا 16ا060 وکیل انتخابی رک. وکالت انتخابی
روابطِ واژه
وکیل
- هممعنی نزدیک
- نمایندهٔ قراردادی
- نوع نقش
- شخصی که به نیابت از موکل عمل میکند
- تکلیفها
- اقدام در حدود اختیار، رعایت مصلحت موکل، پرهیز از تجاوز از اذن، دادن حساب عملکرد و تحویل آنچه برای موکل دریافت کرده است
- اثر
- اعمال وکیل در حدود وکالت، به حساب موکل انجام میشود
- مفاهیم نزدیک
- نیابت، اختیار، وکالتنامه
- مقابل
- موکل
- همخانواده
- وکالت، وکیل، وکالتنامه. مادهٔ ۶۶۷ وکیل را مکلف به رعایت مصلحت موکل و خودداری از تجاوز از حدود اختیار میکند
وکیل
- هممعنی نزدیک
- نماینده، نایب
- نوع نقش
- شخصی که به نمایندگی از موکل عمل میکند
- شرط
- باید وکالت را بپذیرد و برای انجام امر مورد وکالت اهلیت داشته باشد
- تکلیفهای اصلی
- رعایت حدود اختیار، رعایت مصلحت موکل، ارائهٔ حساب دوران وکالت و رد اموال دریافتشده برای موکل
- مفاهیم نزدیک
- موکل، حدود وکالت، حسابدادن
- مقابل
- اصیل
- همخانواده
- وکیل، وکالت، توکیل. مواد ۶۵۷، ۶۶۲، ۶۶۷ و ۶۶۸ بر قبول وکیل، اهلیت، رعایت مصلحت موکل و حسابدهی تأکید دارند
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
وکالت (همخانواده) · ظهرنویسی وکالتی (همخانواده) · وکیل تجارتی (همخانواده) · وکالت تجاری (همخانواده) · حقالوکاله (همخانواده) · احضار متهم (مفاهیم نزدیک) · تفهیم اتهام (مفاهیم نزدیک) · حق داشتن وکیل (همخانواده) · وکیل تسخیری (همخانواده) · حق دفاع (اجزا) · برابری سلاحها (مفاهیم نزدیک) · موکل (مفاهیم نزدیک) · موکل (مقابل) · وکالتنامه (همخانواده) · حدود اختیار وکیل (همخانواده) · استعفای وکیل (همخانواده) · حق توکیل به غیر (همخانواده) · فضول (مقابل) · ید امانی (نمونهها) · وکالت (مفاهیم نزدیک) · قبول وکالت (مفاهیم نزدیک)
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
وکیل تسخیری · وکیل معاضدتی · وکیل تعیینی
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
ترکیبهای ثبتشده
استعفایوکیل · عزلوکیل · وکیل تجارتی · وکیل تسخیری · وکیلدادگستری · حدود اختیار وکیل · حسابدادن وکیل · حق داشتن وکیل
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
تعریف
وکیل، نماینده یا جانشین کسی است که از طرف شخص دیگری (حقوقی یا حقیقی) به موجب عقد وکالت برای انجام کاری مأمور میشود. وکیل در موضع دفاع، از تأمینات شغل قضا برخوردار است و شخصاً امکان مبادرت به تجارت ندارد؛ چون خلاف شأن اوست. حرفهٔ وکالت از آثار مترتبه بر تجارت، پیروی نمیکند و بدین جهت، وکالت را نمیتوان یک کسب و کار تلقی کرد. مؤید این حقیقت قانونی، سیاستهای کلّی نظام در امور قضایی است که وکالت را در زیرمجموعهٔ امور قضایی آورده است و در قانون اساسی ایران نیز در فصل سوم یعنی فصل حقوق ملّت ذکر شده است و از اصل ۴۴ مستثنی است. وکالت یک عقد جایز است که در چارچوب مقررات قانون مدنی منعقد میشود و طرفین آن وکیل و موکل نامیده میشوند. میتوان برای وکیل انتخابی حد و مرزی مشخص کرد که در چه زمینهای اجازه وکالت از طرف موکل دارد و در چه زمینهای خود شخص باید برای آن کار حضور داشته باشد. نایبالسلطنه را در دوره دودمان صفویان «وکیل» میگفتند و عنوان «وکیل الرعایا» هم از همینجا برخاسته است.
منبع: ویکیپدیا — وکیل (CC BY-SA 4.0)
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
