کاردار سفارت
معادلها و هستیشناسیِ واژه
- تعریف
- دیپلماتی که در غیاب سفیر، ریاست موقت مأموریت دیپلماتیک را بر عهده دارد.
- انگلیسی
- Chargé d'affaires
- فرانسوی
- Chargé d'affaires
- آلمانی
- Geschäftsträger
- عربی
- القائم بالأعمال
- مترادف
- کاردار
- متضاد
- سفیر
- اعم
- مأمور دیپلماتیک
- اخص
- کاردار موقت، کاردار دائم
- ریشهشناسی
- از ریشه فرانسوی "Chargé d'affaires" به معنای مأمور به امور.
جستجوی «کاردار سفارت» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 672: رک. کاردار 1 کارشناس شخصی که بمناسبت علم یا شغل یا کسب دارای معلومات و تشحیص لازم باشد. ماده ۴۴۶ آیین دادرسی مدتی (وماده دوم قانون کارشناسان رسمی مصوب ۱۳۹۱۷ ([رک. مصدق
نامهای دیگر
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
مصدق · کاردار 1 کارشناس شخصی که بمناسبت علم یا شغل یا کسب
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
