گونهٔ بومی
جستجوی «گونهٔ بومی» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
سایر: گونهای از گیاهان یا جانوران که به طور طبیعی و تاریخی متعلق به یک منطقه جغرافیایی مشخص بوده و تکامل آن در آن زیستگاه رخ داده است. این گونهها بخش مهمی از تعادل اکولوژیک منطقه را تشکیل میدهند و نیازمند حمایت قانونی ویژه هستند. مثال: گربهسانانی مانند یوزپلنگ آسیایی که از گونههای بومی ایران محسوب میشوند.
روابطِ واژه
- هممعنی نزدیک
- گونهٔ محلی یا indigenous
- نوعی از
- گونهٔ طبیعی یک منطقه
- ویژگی
- بهطور طبیعی در یک زیستبوم حضور دارد و بخشی از تعادل اکولوژیک آن است
- اثر
- حمایت از آن در برنامههای حفاظت و احیای زیستگاه اهمیت دارد
- مفاهیم نزدیک
- تنوع زیستی، گونهٔ مهاجم، زیستگاه
- مقابل
- گونهٔ غیربومی یا مهاجم
- همخانواده
- بوم، بومی، زیستبوم
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
گونهٔ مهاجم (مقابل)
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
تنوع زیستی · زیستگاه · حیات وحش · حفاظت از طبیعت · اکوسیستم
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
