دکترین
عدل الهی در قرآن: شرح مفردات
اینک به شرح بعضی از مفردات آیات بالا توجه کنید: ۳.
۱ - ظلم واژهی « ظلم » به گفته ی « مقائیس » در اصل دارای دو معنی متفاوت است: یکی به معنی تاریکی که از آن تعبیر به « ظلمت » میشود، و دیگری به معنی قرار دادن چیزی در غیر محلش (نقطهی مقابل عدل که قرار دادن هر چیزی در محل لایق آن است). این احتمال وجود دارد که هر دو به یک حقیقت باز گردند، چرا که ظلم (نقطهی مقابل عدالت ) سبب ظلمت و تاریکی است در هر جا باشد و شاید به همین دلیل راغب در مفرادت نیز ریشهی اصلی این واژه را همان ظلمت میشمرد.
در « لسان العرب » آمده است که اصل «ظلم» همان «جور و تجاوز از حد» است، و در تعبیر دیگری میافزاید: ظلم به معنی « انحراف از میانه روی» است. البته این سه معنی «ظلم قرار دادن چیزی در غیر محل شایسته آن» و «تجاوز از حد» و «انحراف از میانه روی» همه به یک حقیقت باز میگردد. ۳.
۲ - عدل نقطه مقابل ظلم، « عدل » است، و برای آن دو معنی متضاد ذکر کردهاند: نخست معنی معروف آن است که به معنی قرار دادن چیزی در محل لایق و مناسب است، و این مفهوم وسیع، مصداقهای زیادی دارد از جمله عدالت به معنی موزون بودن، عدالت به معنی رعایت تساوی و نفی هرگونه تبعیض ، عدالت به معنی رعایت حقوق دیگران، عدالت به معنی رعایت استحقاقها و لیاقتها، و بالاخره عدالت به معنی تزکیه و پاک سازی. و اگر گاهی به معنی شرک در قرآن مجید به کار رفته است به خاطر آن است که مشرک چیزی را عدیل و همتای خدا قرار میدهد، در سورهی انعام میخوانیم: ثم الذین کفروا بربهم یعدلون: «سپس کسانی که کافر شدند، موجوداتی را عدیل و همطراز خدا قرار میدهند. .
معنی دوم به گفته ی مقائیس اللغه، اعوجاج و کجی و به گفته بعضی دیگر از ارباب لغت به معنی ظلم است (یعنی عدل از الفاظی است که دو معنی متضاد دارد، لذا به انحراف از یک مطلب، عدول گفته میشود). ۳.
۳ - قسط واژه « قسط » در اصل به معنی سهم و نصیب عادلانه است و به همین جهت گاه به معنی عدالت میآید، و آن در صورتی است که نصیب عادلانه هر کس پرداخته شود، و گاه به معنی ظلم میآید و آن زمانی است که نصیب عادلانه او گرفته شود، اولی معمولا به صورت باب « افعال » به کار میرود و لذا یکی از نامهای خدا را «مقسط» ذکر کردهاند، و دومی به صورت «قسط» (از ثلاثی مجرد ) لذا «قاسط» به معنی ظالم است، قرآن مجید میگوید: و اما القاسطون فکانوا لجهنم حطبا: «اما ظالمان آتشگیره دوزخند» .
در این روایت و مانند آن «عدل» و «قسط» در برابر هم قرار گرفته همان گونه که «جور» و «ظلم» در برابر یکدیگر است. در این که میان این دو چه تفاوتی است؟ ممکن است چنین گفته شود: «قسط» همان گونه که در تفسیر مفهوم لغوی آن گفتیم به معنی تقسیم عادلانه است و نقطه مقابل آن «تبعیض» است، بنابراین قسط آن است که حق هر کس به او برسد و به دیگری داده نشود. ولی عدالت در مقابل جور و تجاوز به حقوق دیگران است، به این صورت که فردی حق دیگری را غصب کرده و برای خود بردارد، و میدانیم عدالت کامل در جامعه انسانی آن زمان برقرار میشود که نه کسی تجاوز به حقوق دیگری کند، و نه حق کسی را به دیگری دهد.
از تعبیری که در بعضی احادیث آمده تفاوت دیگری نیز استفاده میشود، و آن این است که عدالت در مورد حکومت و داوری است، و قسط در مقام تقسیم حقوق است، در لسان العرب میخوانیم که در بعضی از احادیث آمده: اذا حکموا عدلوا و اذا قسموا قسطوا: «آنها هنگامی که حکومت میکنند عدالت پیشه میکنند و هنگامی که تقسیم مینمایند رعایت قسط میکنند.»
منبع: انعام/سوره۶، آیه۱ · جن/سوره۷۲، آیه۱۵ · مائده/سوره۵، آیه۴۲ · منتخب الاثر، ص۲۴۷ · نور الابصار، محمد شبلنجی، صف۱۸۷-۱۸۹ · لسان العرب، ج۷، ماده قسط
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
