دکترین
غش در معامله: تطفیف با خدا و خلق
هر چند تطفیف که از گناهان کبیره و جای صاحبش در ویل که چاهی است در جهنم م. ب. این است که شخص در مقام خرید جنسی زیادتر از حق خود بردارد و هنگام فروختن کمتر از حق مشتری به او بدهد چنانکه گذشت لیکن سزاوار است که شخص مسلمان در جمیع کارهایش با خدا و خلق مواظبت کند که مطفف نباشد، چنانچه نسبت به حقوق خود بر خدا و خلق مایل است کاملاً استیفاء شود سعی کند حقوق آنها را هم به نحو اکمل انجام دهد مثلاً از حقوق بنده بر پروردگارش این است که او را روزی دهد و نعمتش را از او دریغ نفرماید و در مواقع اضطرار فریادرسیش کند و دعایش را مستجاب فرماید چنانچه خودش وعده فرموده است و از حقوق پروردگار بر بنده آن است که برای خدا شریکی قرار ندهد و نعمتهایش را سپاسگزاری نماید و نعمتش را وسیله نافرمانی او نکند و هکذا .
به عهد من وفا کنید تا من هم به عهدخودم با شما وفا کنم.» وظیفه بنده فرمانبرداری و شکرگزاری است و کار خدا زیادکردن نعمت کسی است که از عهدهی بندگی و شکرگزاری بر آمده است چنین بندهای است که میتواند مطالبه زیادتی و وفاکردن به وعدههای خدا را بکند. حضرت سجاد (علیهالسّلام) میفرماید: «الحمد لله الذی ادعوه فیجیبنی و ان کنت بطیئاً حین یدعونی و الحمد لله الذی اسئله فیعطینی و ان کنت بخیلاً حین یستقرضنی و الحمد لله الذی یحلم عنی حتی کانی لا ذنب لی؛ سپاس خدائی را که هر گاه او را بخوانم مرا اجابت میفرماید در حالیکه هنگامی که مرا به طاعت خودش میخواند مسامحهکارم و سپاس برخدائی را که هر گاه چیزی از او بخواهم به من عطا میفرماید هر چند هنگامیکه از من قرض میخواهد بخل کنندهام.
(یعنی در دادن زکات و خمس و صله ارحام و سایر مواردی که امر به انفاق فرموده بخل میکنم.) و سپاس خدائی را که هنگام گناه بردباری میفرماید مثل این که من گناهی نکردهام.» بنابراین کسیکه در انجام وظیفه بندگی کوتاهی میکند ولی در انجاز وعدههای خدا مطالبه کار و جدی است «قولا و فعلا و حالا» از میزان عدل خارج شده و در حقیقت مطفف است. ۵.
۱ - مسامحه در ادای حقوق همچنین نسبت به کسی که در مطالباتش با خلق جدی است ولی در ادای حقوق ایشان مسامحهکار است مثلاً توقع دارد کسی غیبتش نکند و اگر کرد دیگری که میشنود دفاع کند و آن غیبت را از او دور کند و اگر بشنود کسی او را به بدی یادکرده هر چند درست باشد و شنونده از او دفاع نکرده سخت ناراحت و بر آنها خشمناک میگردد در حالی که خودش از یادکردن عیب مردم باکی ندارد و در مقام دفاع ورد غیبت و عیب از کسی نیست یا مثلاً توقع دارد با هر کس هر معاملهای که دارد به او خیانت نکند و غش و تدلیس ننماید در حالیکه خودش در معاملاتش با مردم چنین نیست یا میل دارد کسی که از او وام گرفته قبل از رسیدن موعد و پیش از مطالبه کردنش به او پس بدهد یا امانتی که از او گرفته درست و سالم بدون این که خیانتی در آن کرده باشد پس دهد اما خودش در ادای قرض مسامحه یا در رد امانت خیانتکار است.
باید شخص آن چه از مردم توقع دارد که به او بکنند خودش نیز دربارهی مردم دریغ نداشته مسامحهکار نباشد و از این معنی در روایات تعبیر به انصاف شده است. بهترین و بالاترین کارها سه چیز است یکی آن که انصافدهی مردم را از جانب خودت به اینکه هر چه برای خودت میخواهی و میپسندی برای مردم هم بخواهی، دیگر آن که با برادر دینی در مالت مساوات کنی و سوم آن که همیشه به یاد خدا باشی و هیچگاه خدا را فراموش نکنی نه این که فقط زبانت مشغول ذکر سبحان الله و الحمد لله باشد بلکه هر گاه امر خدا متوجه تو شود بهجا آوری و چیزی را که خدا نهی فرموده ترک نمایی.» ۵.
۳ - عدل در رعایت حقوق بطور کلی میزان عدل و قاعده کلی خدایی در رعایت حقوق خلق همان جملهای است که در وصیت حضرت امیرالمؤمنین به فرزندش حضرت مجتبی (علیهالسّلام) است میفرماید: «یا بنی اجعل نفسک میزاناً فیما بینک و بین عیرک فاحبب لغیرک ما تحب لنفسک و اکره له ما تکره لها و لا تظلم کما لا تحب ان تظلم و احسن کما تحب ان یحسن الیک و استقبح من نفسک ما تستقبحه من غیرک و ارض من الناس بما ترضاه لهم من نفسک؛ فرزندم، خودت را میزان بین خود و دیگران قرار ده پس هر چه برای خودت دوستمیداری برای دیگران هم دوستبدار و هر چه برای خودت نمیخواهی برای دیگران هم مخواه و بر دیگران ستم مکن چنانچه دوستنداری که بر تو ستم کنند و به دیگران نیکی کن چنانچه دوستداری که با تو نیکی نمایند و از رفتار خودت زشت بدان آن چه را از دیگران زشت میدانی، (مثلاً دروغگویی و عیبجویی دیگران را زشت میدانی از خودت هم زشت بدان.) و هرچه از خودت میپسندی از دیگران هم بپسند.» نه این که چون این کار از تو سرزده پسندیده است اما چون همین کار را دیگران انجام دادهاند ناپسند باشد، پس کسیکه در گفتار و کردارش با مردم از میزانی که امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) بیان فرموده بیرون رود مطفف است و از جاده عدل و صراط مستقیم بیرون رفته، جزء ستمکاران بهشمار میرود. ۵.۳.
۱ - در اعتقاد و قول و فعل هر چیزی را پیمانهای است: برای جمیع امور اعتقادی و ملکات نفسانی و هر نوع قول و فعلی میزانی است که باید آن اعتقاد و صفت و قول و فعل با میزانش مطابق شود تا عدل حقیقی درست آید چنانچه در سوره حدید میفرماید: «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلها معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط؛ نیست هیچیک از شما مگر اینکه به آن وارد میشوند آنگاه اهل تقوا نجات پیدا میکنند.»
منبع: بقره/سوره۲، آیه۳۸ · مفاتیحالجنان، دعای ابو حمزه ثمالی، ج۱، ص۲۵۷ · کافی، ج۲، ص۱۴۴ · رساله۳۱، ج۱، ص۶۴۰ · حدید/سوره۵۷، آیه۲۵ · مریم/سوره۱۹، آیه۷۲-۷۳
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
