دکترین
قواعد ابلاغ در داوری — اعمال قواعد ابلاغ در داوری
۱ - ابلاغ و مسأله اطلاع از جریان داوری داوری نوعی دادرسی خصوصی و محرمانه است اما طرفین اختلاف باید در جریان تمام اقدامات داور قرار گیرند و حقوق دفاعی و امکان اعتراض به رأی نهایی یا موقت داور برای آنان فراهم آید. این مهم با اعمال قواعد ابلاغ میسر است اما هرگز نمیتوان قواعد مقرر در آیین دادرسی مدنی را عیناً در مورد داوری نیز پذیرفت و اجرا نمود زیرا داور نهادی مانند واحد ابلاغات دادگستری را در اختیار ندارد و اعمال دقیق قواعد ابلاغ نیز با طبع داوری سازگار نیست. در مورد داوری، به جای ابلاغ میتوان از آگاهی یا اطلاع سخن گفت و آن را کنایه از این دانست که داور حق دارد به هر نحو که شایسته می داند، طرفین را در جریان امور قرار دهد مگر اینکه قرارداد شیوه ی خاصی را تعیین کند ماده ۴۷۷ قانون)
اعمال قواعد ابلاغ در داوری، صور مختلف دارد و تأثیر هر یک در اعتبار یا بی اعتباری رأی داوری نیز متفاوت است ابلاغ جریان رسیدگی و جلسات داوری ابلاغ دستورهای موقت و تأمینی ابلاغ نظریه داوری که ممکن است داوران به عنوان پیشنهاد اولیه به طرفین ارایه دهند: ۵۱۸ و سرانجام ابلاغ رأی نهایی داوری به بیان دیگر امر ابلاغ در مورد داوری ۵۱۸ دادنامه شماره ۱۴۱۸ - ۸۳/۱۱/۱۳ موضوع پرونده شماره ۷۸۲/۱۵/۸۳ شعبه ۱۵ دادگاه تجدید نظر استان تهران در تاریخ ۸۱/۱۲/۲۱ آقای ...
دعوایی با خواسته ابطال رأی داور علیه آقای ... اقامه و مدعی شده که اولاً آقای ... بدون توجه به مدت داوری رأی خود را تحت عنوان بدوی و تجدید نظر صادر نموده و برخلاف قانون رأی را ابلاغ نکرده، ثانیاً در ماهیت دعوا نیز بدون اینکه نظر کارشناس را جلب نماید اقدام به صدور رأی نموده ثالثاً با صدور حکم به انتقال ماشین لندرور به انبار شرکت قبل از تعیین امین موجب اضرار ب. غ. شده رابعاً در مورد فروش ماشین تویوتا ب. ت. ب. اینکه سند آن به نام خواهان است نظر موافق خواهان را جلب نکرده خامساً فروش تراکتور شرکت بدون دعوت از آقای ...
به عنوان مدیر عامل شرکت و با وجود مخالفت آقای... با فروش آن صورت گرفته سادساً عرصه و اعیان انبار کرج واقع در ورد آورد نسبت به سهم آقای ... با کلیه لواحق به خواهان واگذار شده سابعاً ساختمان معروف به سایر در ... شش طبقه است که چهار طبقه آن در اجاره... و یک طبقه از آن با اجازه شرکا از سالها قبل در اختیار آقای ... بوده و در مقابل صددرصد اجاره بهای طبقه چهارم که در اجاره شرکت ... بوده به خوانده پرداخت می شده اظهار نظر داور در مورد تعیین اجاره بهای ۸۰۷۳ فاقد توجیه منطقی بوده است. قرار داد داوری به شرح زیر است: در مورد مسایل و اختلافات فی ما بین اینجانبان ...
به شرح زیر هر دو نفر توافق نمودند که موضوع از طریق حکمیت حل و فصل گردد و متفقاً آقای... را به عنوان حکم مرضی الطرفین انتخاب نمودیم تا نامبرده با رسیدگی به محاسبات و رعایت جانب عدل و انصاف به کلیه اختلافات مالی اعم از منقول و غیر منقول و هرچه موجود است طبق سیستم های جداگانه که طرفین ظرف یک هفته به حکم تقدیم خواهند نمود رسیدگی و مبادرت به صدور حکم نماید. داور منتخب از تاریخ اعلام قبولی ظرف مدت دو ماه با رسیدگی به دفاتر موجودی شرکت ...
و دفاتر خصوصی و سایر موارد مورد اختلاف و پرداخت ها و برداشت های طرفین و مطالبات و دیون شرکا را مشخص و معین نموده و ترتیب پرداخت و تسویه حساب را تعیین نماید و در مورد اموال غیر منقول حق مالکانه طرفین را اعم از اصل و منافع و تصرفات آنها را تعیین نماید. طرفین تقبل نمودند که نسبت به حکمی که داور منتخب صادر می نماید حق هرگونه ایراد و اعتراض ر. ا. خ. سلب و ساقط نمودند و هیچ گونه ادعا و اعتراض بعدی مسموع نخواهد بود و حکم داور نسبت به طرفین قطعی و لازم الاجرا است ... - داور در ۸۰/۴/۱۲ نامه ای به طرفین نوشته و اعلام کرده که انجام داوری در مدت دو ماه ممکن نیست و درخواست کرده که مدت داوری دو ماه دیگر تمدید شود و هر دو طرف ذیل این نامه را به علامت قبول امضا کرده اند و در نتیجه مدت داوری تا ۸۰/۶/۲۶ تمدید شده است. ۴ نامه ای با تاریخ ۸۰/۶/۲۲ داور خطاب به طرفین اعلام کرده است: با احترام عطف به ارجاع داوری اختلافات فی ما بین آن جنابان در خصوص دعاوی مربوط به شرکت های ....
معاملات آهن و سایر دعاوی مطروحه توسط شما اینکه به پیوست نامه حاضر یک جلد دفترچه صحافی شده حاوی متن رأی در ۱۸ برگ و پیوستهای پنجگانه آن در جمع ۶۱ برگ به جناب عالی ابلاغ می گردد.
خواهشمند است ضمن اعلام وصول کتبی در صورت وجود هرگونه ایراد و اعتراض درخواست تجدید نظر خود را حداکثر ظرف ده (۱۰) روز از تاریخ ابلاغ رأی کتباً و به همراه اسناد مثبته تحویل اینجانب دهید. در صورتی که ظرف ده روز یاد شده تقاضای تجدید نظر به همراه اسناد مثبته واصل نگردد رای داوری از نظر اینجانب قطعی تلقی خواهد شد. ۵ داور رأی خود را در دو بخش که یک بخش مربوط به ادعای آقای ... است که با شماره ردیف اول ادعا را ذکر کرده نظر خود را اعلام نموده، بخش دیگر مربوط به ادعاهای آقای ...
است که آن هم به همان ترتیب اول ادعا و سپس حکم اعلام شده است.
۶ – آقای ... نامه ای با تاریخ ۸۰/۶/۳۱ خطاب به داور نوشته و ضمن ایراد به رأی و تعجیل در صدور آن و انتقاد از مخالفت آقای ... با تمدید مهلت داوری برای بار دوم اعلام داشته که امید است حاصل این زحمات روشنگر حقانیت باشد تا آرامش روح را هم برای شما و هم برای ما همراه داشته باشد ضمن اینکه تعجیل در قضاوت ... جایز نمی باشد ۷ داور در رأی دوم خود که تحت عنوان رأی تجدیدنظر (قطعی) داوری درباره دعاوی متقابل آقایان ...
در ۸ صفحه صادر کرده پس از ذکر مواردی در نهایت چنین نتیجه گیری کرده است. (۸۰/۸/۲۵) رأی تجدیدنظر حاضر که به عنوان رأی قطعی اینجانب ... داور دعاوی آقایان ... صادر گردیده است قابل تجدیدنظر نبوده و به همراه رأی بدوی ابلاغ شده به طرفین در تاریخ ۸۰/۶/۲۲ و در تکمیل رأی در تاریخ ۸۰/۸/۲۵ انشا گردیده که به آقایان ... ابلاغ خواهد شد. اینجانب در مدت داوری خود حداکثر تلاش خ. ر. ب. عمل آورده ام تا حقی از هیچ یک از طرفین پایمال نگردد و مشکل چند ساله دو شریک قدیمی که هر دو از دوستان خوب اینجانب هستند با تمکین به رأی حاضر حل گردد.
-- شعبه سی و نهم دادگاه عمومی تهران به موجب دادنامه شماره ۶۴ در تاریخ ۸۳/۱/۳۰ ادعای بطلان رأی داور را غیر وارد تشخیص داده و مردود اعلام کرده است ... ب. ت. ب. مجموع آنچه گفته شد. چون مبنای داور قرارداد است داور فقط در محدوده قرارداد اختیار دارد و رأی داور فقط در محدوده قرارداد معتبر است و یکی از محدوده های قرارداد مدت مقرر برای داوری است و بعد از پایان مدت اختیار داور هم قانوناً سلب می شود. طبق قرارداد دو ماه مهلت برای صدور رأی تعین شده و سپس این مهلت دو ماه دیگر تمدید شد.
در نتیجه داور مکلف بوده تا ۸۰/۶/۲۶ رأی قطعی خود را صادر و طبق مقررات آیین دادرسی مدنی به طرفین ابلاغ نماید ولی ب. ت. ب. سیر جریان داوری آنچه در عمل اتفاق افتاده این است که داور در ۸۰/۶/۲۲ یک رای مقدماتی صادر و برای طرفین ابلاغ کرده تا اگر اعتراض دارند بیان کنند و مجدداً بعد اعتراض آقای ... کار را به مؤسسه حسابرسی سپرده و نظر کارشناسانه را جویا شده و سپس بر اساس نظر آن مؤسسه در مقام تجدید نظر با تغییرات جزیی در رأی خود اعلام کرده که رأی قابل تجدید نظر نیست و به همراه رای بعدی که در تکمیل رأی قبلی صادر شده معتبر است و این ثابت می کند که داور در رأی نخستین خود جازم و قاطع نبوده است.
به نظر این دادگاه چون قرارداد داوری پذیرفته شده که رای داور غیر قابل اعتراض است و طرفین تجدید نظر پیش بینی نکرده اند و رأی داور قانوناه نیز قابل تجدید نظر خواهی نیست در نتیجه همان طور که داور نیز در نتیجه گیری نهایی خود اعلام کرده است رأی ثانوی در تکمیل رأی اول صادر شده و چون قابل تفکیک نیست بنابراین هر دو رأی خارج از مهلت مقرر صادر شده و در نتیجه اگر ماهیتا ایرادی هم نداشته باشد و مشمول هیچ یکی از جهات بطلان قانونی هم نباشد قانونا اعتباری ندارد بنابراین به نظر این دادگاه صرف نظر از مسایل ماهوی که در بطلان رأی داور عنوان شده است چون رأی داور خارج از مهلت مقرر صادر و اعلام گردیده است تجدیدنظر خواهی وارد به زمان رسیدگی داور و بعد از صدور رأی داور مربوط میشود.
در حین رسیدگی، بحث این است که داور چگونه به اصحاب دعوا دسترسی داشته باشد و آنها را برای حق دفاع و استماع اظهارات دعوت نماید به نحوی که در زمان اختلاف و طرح دعوای ابطال رأی داوری اگر این امر مورد انکار قرار گرفت داور یا محکوم له داوری بتواند اصل ابلاغ کیفیت اطمینان بخش آن را ثابت نماید؛ زیرا روشن است که اگر حق دفاع رعایت نشده باشد، رأی داور باطل م. ب.. همچنین این پرسش مطرح می شود که آیا این امر، در مورد هر نوع داوری مانند داوری مبتنی بر صلح و انصاف نیز باید رعایت شود یا همان طور که نظر برخی از اساتید مبنی بر وکیل بودن داوران در چنین مواردی است داور می تواند بدون دعوت از طرفین رأی خود را صادر نماید؟
آیا دادگاه در زمان رسیدگی به دعوای ابطال رأی داور نیز باید در خصوص رعایت این امور تحقیق نماید یا منوط به طرح و ایراد آن از سوی ذی نفع م. ب. و در صورتی که تحقیق لازم باشد دادگاه چگونه این امور را مدلل یا غیر مدلل بداند؟
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
