اضطرار
جستجوی «اضطرار» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 116: حالتی است که درآن تهدید وجود ندارد ولی اوضاع و احوال برای انجام یک عمل طوری است که ) انسان باوجود عدم رضایت و تمایل به آن کار, بسابقه آن اوضاع و احوال آن کار را علیرغم میل باطنی خود ولی ازروی قصد و رضای خاصی (که آنرا درحقوق مدنی رضای معاملی می نامند) آن معامله یا آن کار را انجام میدهد و اين مقدار ازرضا حداقل رضایی است که وجود آن شرط نفود عقد است. رضای کامل را در فقه (طیب نفس) گویند (ماده ۲۰۶ قانون مدنی) اضطرارما نع صحت معامله نمیشود. در فقه. اضطرار موجب زوال منع قانونی است یعنی منعی که بمنظور رعایت مصالح خاصی مقرر شده در صورتیکه مصلحت مربوط بمورداضطرار اقوی باشد. 6 اطاق در لغت قسمتی از خانه که دارای چند آشیانه است هرآشیا نه را اطاق گویند. و بمعنی ساحت خانه و مکان
روابطِ واژه
- هممعنی نزدیک
- ناچاری برای دفع خطر
- نوعی از
- وضعیت رافع مسئولیت در حدود قانون
- معیار
- وجود خطر شدید و فعلی یا قریبالوقوع برای جان، مال یا عرض خود یا دیگری، بدون ایجاد عمدی خطر توسط مرتکب و بدون راه معقول دیگر
- اثر
- در جرایم تعزیری، در صورت تحقق شرایط، میتواند مانع مجازات باشد
- مفاهیم نزدیک
- اکراه، ضرورت، دفاع مشروع
- مقابل
- ارتکاب اختیاری بدون خطر
- همخانواده
- اضطرار، مضطر، ضروری
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
اکراه (مفاهیم نزدیک) · دفاع مشروع (مفاهیم نزدیک) · رشوهدادن از روی اضطرار (همخانواده)
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- اضطرار در لغت مصدر باب افتعال از ریشه «ضرر» به معنی ناچار بودن از پذیرش ضرر، یعنی آسیب و گزند، و «ضرورت» اسم مصدر آن است. راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، ج۱، ص۳۰۲-۳۰۳، به کوشش ندیم مرعشلی، بیروت، دارالکتاب العربی. ضرورت نیاز شدیدی را گویند که برآورده نشدن آن ممکن است خطر جانی، یا زیان مالی جبران ناپذیری را پدید آورد و از نظر فقهاء حالتی است که با شرایطی برخی از محرمات را مباح، و برخی از ممنوعات را مجاز میسازد (الضرورات تُبیح المحظورات)، به عبارتی دیگر، امری ضروری است که زندگی انسان قائم بدان است.
نامهای دیگر
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
اکراه · دفاع مشروع · جرم سیاسی · مسئولیت مدنی · مسئولیت کیفری · فورس ماژور
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
اضطرار. [ اِ طِ ] ( ع مص ) بیچاره و حاجتمند کردن کسی را،یقال : اضطره الیه فاضطر الیه ( مجهولاً ). ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اضطرار کسی را به کسی ؛ نیازمند کردن و مُلْجاء کردن وی را، پس مضطر شدن و نیازمند شدن او، فاضطر ( بصیغه مجهول )؛ ای اُلجی ٔ. ( از اقرب الموارد ). بیچاره گردانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). بیچاره کردن. ( ترجمان تهذیب عادل بن علی ص 14 ). بیچارگی کردن. ( از صراح ) ( غیاث ) ( آنندراج ). الجاء. ناچاری. درماندگی. درماندن. اندرماندن. اندرماندگی. لاعلاجی. محتاج کردن. بیچاره شدن. ناگزیری. || احتیاج به چیزی و نیاز. ( آنندراج ). احتیاج. ( ناظم الاطباء ). || بی اختیاری. ( آنندراج ) ( غیاث ). اجبار. ( ناظم الاطباء ). جبر، مقابل اختیار : آورد به اضطرارم اول بوجود جز حیرتم از حیات چیزی نفزود.خیام.هرچه نفست خواست داری اختیار هرچه عقلت خواست آری اضطرار.مولوی.زاریت باشد دلیل اضطرار خجلتت باشد دلیل اختیار.مولوی.به اختیار شکیبایی از تو نتوان کرد …
فرهنگ معین
(اِ طِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) بیچاره شدن . ۲ - (اِمص . )درماندگی .۳ - (مص م . ) بیچاره کردن .
فرهنگ عمید
بیچاره شدن، ناچار شدن، درمانده شدن، بیچارگی، درماندگی.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
إضطرار. اِضْطِرار، اصطلاحی فقهی ، به معنی حالتی که شخص بر اثر تنگنا، ناگزیر می شود از میان دو ضرر یا دو فاسد، خفیف تر را برگزیند. اضطرار در لغت مصدر باب افتعال از ریشه «ضرر» به معنی ناچار بودن از پذیرش ضرر، یعنی آسیب و گزند، و «ضرورت » اسم مصدر آن است . ضرورت نیاز شدیدی را گویند که برآورده نشدن آن ممکن است خطر جانی ، یا زیان مالی جبران ناپذیری را پدید آورد و از نظر فقهاء حالتی است که با شرایطی برخی از محرمات را مباح ، و برخی از ممنوعات را مجاز می سازد (الضرورات تُبیح المحظورات )، به عبارتی دیگر، امری ضروری است که زندگی انسان قائم بدان است .اِضْطِرار، اصطلاحی فقهی ، به معنی حالتی که شخص بر اثر تنگنا، ناگزیر می شود از میان دو ضرر یا دو فاسد، خفیف تر را برگزیند. اضطرار در لغت مصدر باب افتعال از ریشه «ضرر» به معنی ناچار بودن از پذیرش ضرر، یعنی آسیب و گزند، و «ضرورت » اسم مصدر آن است . راغب اصفهانی ، معجم مفردات الفاظ القرآن ، ج۱، ص۳۰۲-۳۰۳، به کوشش ندیم مرعشلی ، بیروت ، دارالکتاب العربی . به یک تقسیم ، ضرورت را در پنج حالت می توان بررسی کرد: حفظ دین ، حفظ نفس ، حفظ عقل ، حفظ آبرو و حفظ مال . عبدالوهاب خلاّف ، علم اصول الفقه ، ج۱، ص۲۳۶، استانبول ، ۱۹۸۴م . حالت اضطرار در برابر اصطلاح اختیار مفهوم خود را باز می یابد. مسلم است که اضطرار از مرز رضای عادی و سالم می گذرد، اما به مرز اکراه نمی رسد. بازشناسی ِ موارد اضطرار از اکراه ...اضطرار (اصول). اضطرار یکی از عناوین ثانویه در فقه شیعی است که بخاطر آن حکم اولیه برداشته می شود و اضطرار گاهی در فعل و گاهی در ترک امری می باشد و به سخن دیگر؛ اضطرار به مجبور شدن به انجام ارادی فعل با عدم رضایت قلبی، یا سلب کامل اختیار اطلاق می شود. …
دانشنامهٔ آزاد فارسی
اِضْطرار در اصطلاح حقوق آن است که کسی در اثر اوضاع و احوال خاصی که پیش آمده از روی قصد مبادرت به کاری کند که راضی به انجام دادن آن نیست، بدون آن که تهدیدی در بین باشد. اضطرار در صحت معامله اثری ندارد. براساس مادۀ ۲۰۶ قانون مدنی، اگر کسی درنتیجۀ اضطرار اقدام به معامله کند، مُکْرَه محسوب می شود و معاملۀ اضطراری معتبر خواهد بود.
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
