اکراه
جستجوی «اکراه» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
روابطِ واژه
اکراه
اکراه
- هممعنی نزدیک
- وادارکردن با تهدید مؤثر
- نوعی از
- عامل رافع یا کاهندهٔ مسئولیت
- معیار
- تهدید شدید و مؤثر نسبت به جان، مال، آبرو یا آزادی که عرفاً مقاومت در برابر آن دشوار باشد
- اثر
- در جرایم تعزیری و در حدود شرایط قانونی، میتواند مسئولیت شخص مکرَه را رفع یا کاهش دهد
- مفاهیم نزدیک
- اجبار، اضطرار، تهدید
- مقابل
- اختیار
- همخانواده
- اکراه، مُکرَه، اکراهی
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
اشتباه (مفاهیم نزدیک) · اقرار کیفری (مفاهیم نزدیک) · منع اکراه برای اقرار (همخانواده) · اهلیت کیفری (مفاهیم نزدیک) · اجبار (مفاهیم نزدیک) · اضطرار (مفاهیم نزدیک) · رشوهدادن از روی اضطرار (مفاهیم نزدیک) · رضای زوجین (مفاهیم نزدیک) · اکراه در نکاح (همخانواده) · رضا (مفاهیم نزدیک) · اکراه در معامله (همخانواده) · معاملهٔ اکراهی (مفاهیم نزدیک) · معاملهٔ اکراهی (همخانواده)
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- اکراه در لغت وادار کردن قهری کسی به امری است و همین معنی، بدون تصرفی قابل ملاحظه، در اصطلاح فقهی نیز مقصود بوده است.
مفاهیمِ مجاور و مرزشان
- اضطرار — آنچه در مباحث فقهی و حقوقی، اکراه را از اضطرار متمایز میسازد، در میان بودن تهدید است، آنچه در اضطرار انسان را به انجام دادن عملی نامطلوب ملزم میسازد، اوضاع خاصی است که شخص در آن قرار گرفته است، در حالی که در اکراه، انتخاب حتی در این حد برای انسان وجود ندارد و روی آوردن به فعل نامطلوب با تهدید ، و به خواست اکراهکنندهای مشخص صورت میپذیرد.
ترکیبهای ثبتشده
اکراهکننده · اکراه در معامله · اکراه در نکاح · منع اکراه برای اقرار
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
تعریف
اکراه یا بیزاری از چیزی، وادار کردن دیگری به انجام یا ترک کاری است که از آن کراهت و بیزاری دارد. تفاوت اصلی اجبار و اکراه در این است که در اکراه اراده شخص سلب نشده و او آزادی و اختیار را دارد ولی نتیجهٔ عدم تبعیت از خواست اکراهکننده بهقدری وخیم است که شخص تسلیم او میگردد. در واقع شخص اکراهشده فاقد رضایت و شخص مجبور فاقد قصد و اراده است. در حقوق کیفری اکراه را نوعی «اجبار معنوی بیرونی» هم تعریف میکنند. و در کنار جنون، اشتباه و اضطرار از عوامل رافع مسئولیت کیفری بهشمار میآورند
منبع: ویکیپدیا — اکراه (CC BY-SA 4.0)
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
اکراه. [ اِ ] ( ع مص ) به ناخواه و ستم بر کاری داشتن. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از غیاث اللغات ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). به ستم بر کاری داشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان القرآن جرجانی ) ( از مؤید الفضلاء ). به کار خلاف میل واداشتن کسی را. ( از اقرب الموارد ). استکراه. ( المصادر زوزنی ). تلجیه. ( تاج المصادر بیهقی ). اذآم. دین. اجبار. ( یادداشت مؤلف ). || فارسیان به معنی کراهیت و سماجت استعمال نمایند. ( آنندراج ). || ناخوش داشتن. ناپسند داشتن. ( فرهنگ فارسی معین ). نفرت و ناپسندی و کراهت. ( ناظم الاطباء ). || ( اِمص ) ناخواست. فشار. زور. ( فرهنگ فارسی معین ).عدم رضامندی. عدم میل و عدم رغبت. ( ناظم الاطباء ). - اکراه داشتن ؛ کراهیت داشتن. مکروه داشتن. مستکره شمردن. بد شمردن. زشت داشتن. بیمیل بودن. ( از یادداشت مؤلف ). - باکراه ؛ بکره. بعنف. عنفاً. کرهاً. بزور. باستکراه. بکراهت. ( یادداشت مؤلف ). به ناخواست. بزور. ( فرهنگ فارسی معین ) : …
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) ناپسند داشتن . ۲ - (اِ. ) فشار، زور.
فرهنگ عمید
۱. (فقه ) کسی را به زور و ستم به کاری واداشتن، کسی را خلاف میل او به کاری مجبور کردن. ۲. بی میلی. ۳. تنفر.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
إکراه. اِکْراه ، اصطلاحی در فقه و حقوق به معنای وادار ساختن تهدیدآمیز کسی به عملی که در شرایط عادی به انجام دادن آن رضا نداشته است . اکراه در لغت وادار کردن قهری کسی به امری است و همین معنی ، بدون تصرفی قابل ملاحظه ، در اصطلاح فقهی نیز مقصود بوده است .اِکْراه ، اصطلاحی در فقه و حقوق به معنای وادار ساختن تهدیدآمیز کسی به عملی که در شرایط عادی به انجام دادن آن رضا نداشته است . اکراه در لغت وادار کردن قهری کسی به امری است و همین معنی ، بدون تصرفی قابل ملاحظه ، در اصطلاح فقهی نیز مقصود بوده است . تعریف جرجانی بر اساس تعریف جرجانی ، اکراه عبارت از الزام و اجبار انسان به امری است که برپایه طبع یا شرع آن را ناخوش می دارد و با وجود ناخرسندی، برای رفع ضرری شدیدتر، به آن اقدام می کند. علی جرجانی ، التعریفات ، ج۱، ص ۲۷، قاهره ، ۱۳۵۷ق /۱۹۳۸م . مبحث اکراه با تقیه (ه م ) ارتباطی نزدیک دارد و در دایره عام فرهنگ اسلامی ترسیم مرزی میان این دو دشوار می نماید، اما اصطلاح تقیه ، کمتر به حوزه فروع فقهی راه یافته است . فرق إکراه و اضطرار ...[ویکی الکتاب] معنی إِکْرَاهَ: مجبور کردن کسی به پذیرش چیزی که ازآن بدش می آید معنی أُکْرِهَ: با اکراه وادار شده معنی إِکْرَاهِهِنَّ: اکراه آن زنان معنی کَرْهاً: از روی اکراه - ناخواسته (کلمه کره - به فتحه کاف - به معنای مشقتی است که از خارج و به اکراه و اجبار دیگران بر آدمی تحمیل شود ، ولی کلمه کره - به ضمه کاف - به معنای مشقتی است که از ناحیه خود انسان برسد .) …
دانشنامهٔ آزاد فارسی
اِکراه (یا: اجبار) وادارکردن شخص، به واسطۀ تهدید، به کاری یا خودداری از کاری بدون رضایت و میل او. اگر تهدید به قدری باشد که علاوه بر عدم رضایت، قصد و نیت شخص را نیز زایل کند به نحوی که اختیار او را سلب نماید، اجبار نام دارد. از نظر حقوقی، اعمالی منشأ اثر و معتبر است یا از نظر کیفری باعث مسئولیت جزایی است که مبتنی بر ارادۀ صحیح و خالی از عیب باشد. اراده دارای دو عنصر اساسی رضا و قصد است و اراده ای معتبر و مسئولیت آور است که هر دو عنصر آن سالم باشد. اکراه باعث معیوب شدن عنصر رضایت می شود، اما مانع از قصد و عمد در انجام کار نیست. عملی که دراثر اکراه انجام شده، غیرنافذ است ولی اگر شخص بعداً به آن رضایت دهد، نافذ و معتبر می شود. مادۀ ۲۰۳ قانون مدنی می گوید: اکراه موجب عدم نفوذ معامله است، اگرچه از طرف شخص خارجی غیر از متعاملین واقع شود و مادۀ ۲۰۹ همان قانون مقرر می کند «امضای معامله بعد از رفع اکراه موجب نفوذ معامله است». در مادۀ ۲۰۲ قانون مدنی ایران دربارۀ این که چه نوع تهدیدی ممکن است به اکراه منتهی شود، چنین بیان شده: «اکراه به اعمالی حاصل می شود که مؤثر در هر شخص باشعوری بوده و او را نسبت به جان یا مال یا آبروی خود تهدید کند، به نحوی که عادتاً قابل تحمل نباشد. در مورد اعمال اکراه آمیز، سن و شخصیت و اخلاق و مرد و زن بودن شخص باید در نظر گرفته شود». …
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
