Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده برابر دادخواست آقای ع. م.د. به طرفیت خانم ن. ر. به خواسته گواهی عدم امکان سازش به لحاظ ناسازگاری و اهانت نسبت به من و دیگر قادر به زندگی با وی نیستم و بدون اجازه من هر جایی که خواست می رود (ص 7) پرونده به شورای حل اختلاف ارجاع که با تماس تلفنی اعلام کرد که 23 سال با شوهرم زندگی می کنم عمل قلب باز انجام دادم و حاضر به طلاق نیستم زوج اعلام کرد در سال 1367 ازدواج کردیم و تاکنون فرزند نداریم و زوجه مرا مورد اهانت و توهین قرار می دهد تمام اثاثیه چندین سال زندگی و مهریه به نرخ روز می خواهم سازش محقق نشد پرونده به دادگاه ارسال شد (ص 10 – 16) اظهارات طرفین در تاریخ 1393/7/5 از سوی دادگاه اخذ شد (ص 27) داوران طرفین عدم امکان زندگی مشترک را اعلام کردند (ص 36 – 34) کارشناس نفقه و اجرت المثل ایام زوجیت و نحله و جهیزیه را مشخص کرد اما اموال مشترک را کارشناس اعلام داشت مدرکی از سوی زوج دریافت نکردم (ص 48 – 47) و در تاریخ 1393/9/29 مبلغ 930 هزار تومان بابت نفقه سه ماه از تاریخ 1393/6/12 تا 1393/9/12 در محل شورا به خانم ن. ر. تحویل شد (ص 91) زوجه برابر گزارش پزشکی قانونی حامله نیست (ص 63) زوجه فقط اجرت المثل را درخواست کرد و از نحله صرفنظر کرد (ص 66) دادگاه طی دادنامه شماره 654 مورخه 1393/10/16 گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق رجعی صادر نمود (ص 75) پس از ابلاغ رأی در تاریخ 1393/10/20 ز. ن. ب. آن اعتراض و در تاریخ 1393/10/29 ثبت شد و در لایحه عنوان داشت: 1 – بعد از 23 سال زندگی زوج مرا بی سرپرست رها کرد من راضی به طلاق نیستم، 2 – نسبت به مبلغ و میزان اجرت المثل کم تعیین شد، 3 – طلا و جواهر مرا زوج فروخت و تکلیف خانه را مشخص نکرد (ص 77 – 78) پس از تبادل لوایح پرونده در شعبه 7 دادگاه تجدیدنظر استان کهکیلویه و بویراحمد مطرح که طی دادنامه 840 مورخه 1393/11/15 رأی بدوی را تأیید نمود (ص 124) پس از ابلاغ رأی در تاریخ 1393/11/23 از سوی ز. ف. خ. شد که در تاریخ 1393/12/5 ثبت گردید و در لایحه آمده است که هیچ هزینه ای بابت مراقبت و نگهداری بنده به لحاظ بیماری صعب العلاج در نظر گرفته نشد، 2 – الان مدت شش ماه است که مرا رها کرد و نفقه نداد دادگاه هیچ تصمیمی اتخاذ نکرد (ص 145) پس از تبادل لوایح پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به شعبه 27 دیوان عالی ارجاع گردید (ص 165) و دادیار محترم دیوان عالی با اعلام اینکه مهریه به نرخ روز باید پرداخت شود و قابل ابرام است و نسبت به نصف دارایی مورد اعتراض زوجه نبوده است (ص 166) و دیوان عالی شعبه 27 با نقص گرفتن از جهت نصف دارایی رأی فرجام خواسته را نقض و جهت رفع نقص به شعبه صادر کننده رأی اعاده نمود (ص 167) شعبه تجدیدنظر طی دادنامه 90 مورخه 1394/2/15 با اعلام به اینکه اولاً نسبت به مطالبه نصف دارایی زوجه هیچ اشعار صریح به مطالبه ندارد، 2 – چون ز. ن. ب. نصف دارائی اعتراض نکرد لذا دادگاه تجدیدنظر مواجه با تکلیف نبوده است و در نتیجه رأی دادگاه تجدیدنظر مخدوش نیست و حکم به تأیید دادگاه بدوی صادر نمود (ص 173) مجدداً رأی صادره مورد فرجام خواهی زوجه واقع و نسبت به نصف دارایی که در طول 23 سال زندگی بدست آورد را خواسته است و اعلام داشت من در اظهاراتم کلیه حق و حقوق را خواستم که نصف دارایی یکی از حقوق شرعی و مالی است و اموال مشترک 23 سال زندگی عبارتند از: 1 – یک باب خانه، 2 – 75 متر زمین در ...، 3 – وجوه موجود در حساب های بانکی، 4 – یک دستگاه خودرو پژو ...، 5 – حقوق ماهیانه که بعضاً بنام بستگانش کرد، 6 – بر اثر تعلل شوهرم به این بیماری مبتلا شدم که الان نیاز مبرم به مراقبت دارم به این امر توجه نشد (ص 178). پس از تبادل لوایح پرونده مجدداً به دیوان عالی کشور ارسال شد و به این شعبه به لحاظ سبق ارجاع و واصل شد اکنون ب. ت. ب. گزارش تهیه شده آماده برای صدور رأی م. ب..هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور فرجام خواهی خانم ن. ر. نسبت به دادنامه شماره 90 مورخه 1394/2/15 صادره از شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر استان کهکیلویه و بویراحمد که در تأیید دادنامه شماره 654 شعبه اول شهرستان دهدشت مورخه 1393/10/16 مبنی بر حکم عدم امکان سازش صادر نموده است و سپس فرجام خواهی از سوی زوجه به عمل آمد و پرونده در این شعبه مطرح و از جهت نصف دارایی اعلام نقص نموده و به شعبه تجدیدنظر اعاده و شعبه مذکور طی دادنامه فوق الذکر با اعلام اینکه ز. ن. ب. نصف دارایی صریحاً مطالبه نکرد و نسبت به نصف دارایی اعتراض نکرد در نتیجه دادگاه مواجه با تکلیف نمی باشد مجدداً رأی بدوی را تأیید نمود که مجدداً رأی مذکور مورد فرجام خواهی واقع و زوجه اعلام داشت من در اظهاراتم تمام حق و حقوق خود را خواسته ام که نصف دارایی از جمله حق و حقوق است و بعضی از اموال دوران زوجیت را ذکر کرد و پرونده مجدداً به این شعبه ارسال شد ن. ب. ا. دادگاه تجدیدنظر شعبه هفتم استان کهکیلویه و بویراحمد نسبت به رفع نقص عقیده نداشته و رأی به تأیید رأی بدوی داده است ب. ت. ب. اینکه زوجه بشرح صفحات 48 و 28 کلیه حقوق خود را مطالبه نموده است استدلال و استنباط دادگاه مزبور مخدوش تشخیص به استناد بند ج ماده 401 قانون آئین دادرسی عمومی و انقلاب در امور مدنی رأی فرجام خواسته را نقض و به شعبه هم عرض همان استان ارجاع می گردد. مستشار و عضو معاون شعبه 27 دیوان عالی کشور عزیزاله رزاقی - یوسف هاشم پور فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی اعمال شرط تنصیف دارایی در طلاق در تاریخ 25 خرداد 1394، دیوان عالی کشور دادنامه‌ای صادر نمود که به بررسی پرونده‌ای مرتبط با درخواست گواهی عدم امکان سازش از سوی زوجه علیه زوج اختصاص دارد. زوجه ادعای خ. ر. ب. دلیل ناسازگاری، اهانت زوج و عدم امکان ادامه زندگی مشترک مطرح کرده است. در مراحل رسیدگی، زوجه به عدم تمایل به طلاق و همچنین درخواست اجرت‌المثل و نفقه اشاره کرده و زوج نیز به اهانت و عدم سازش اشاره نموده است. دادگاه بدوی گواهی عدم امکان سازش را صادر کرد، اما ز. ن. ب. این رای اعتراض نمود و در مرحله تجدیدنظر، این رای تایید گردید. زوجه مجدداً به دیوان عالی کشور فرجام‌خواهی کرده و خواسته‌های خود شامل نفقه و نصف دارایی مشترک را مطرح نمود. دیوان عالی کشور ب. ت. ب. عدم ذکر صریح مطالبه نصف دارایی از سوی زوجه در مراحل قبلی، رای تجدیدنظر را نقض کرده و پرونده را به شعبه هم‌عرض ارجاع داد. این تصمیم بر اساس بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی عمومی و انقلاب در امور مدنی اتخاذ شده است. تاریخ دادنامه قطعی: 1394/03/25 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: در درخواست طلاق از ناحیه زوج، دادگاه مکلف است در خصوص کلیه حقوق مالی زوجه از جمله شرط تنصیف دارایی اظهار نظر کند. رای خلاصه جریان پرونده برابر دادخواست آقای ع. م.د. به طرفیت خانم ن. ر. به خواسته گواهی عدم امکان سازش به لحاظ ناسازگاری و اهانت نسبت به من و دیگر قادر به زندگی با وی نیستم و بدون اجازه من هر جایی که خواست می رود (ص 7 ) پرونده به شورای حل اختلاف ارجاع که با تماس تلفنی اعلام کرد که 23 سال با شوهرم زندگی می کنم عمل قلب باز انجام دادم و حاضر به طلاق نیستم زوج اعلام کرد در سال 1367 ازدواج کردیم و تاکنون فرزند نداریم و زوجه مرا مورد اهانت و توهین قرار می دهد تمام اثاثیه چندین سال زندگی و مهریه به نرخ روز می خواهم سازش محقق نشد پرونده به دادگاه ارسال شد (ص 10 - 16 ) اظهارات طرفین در تاریخ 1393/07/05 از سوی دادگاه اخذ شد (ص 27 ) داوران طرفین عدم امکان زندگی مشترک را اعلام کردند (ص 36 - 34 ) کارشناس نفقه و اجرت المثل ایام زوجیت و نحله و جهیزیه را مشخص کرد اما اموال مشترک را کارشناس اعلام داشت مدرکی از سوی زوج دریافت نکردم (ص 48 - 47 ) و در تاریخ 1393/09/29 مبلغ 930 هزار تومان بابت نفقه سه ماه از تاریخ 1393/06/12 تا 1393/09/12 در محل شورا به خانم ن. ر. تحویل شد (ص 91 ) زوجه برابر گزارش پزشکی قانونی حامله نیست (ص 63 ) زوجه فقط اجرت المثل را درخواست کرد و از نحله صرفنظر کرد (ص 66 ) دادگاه طی دادنامه شماره --- مورخه 1393/10/16 گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق رجعی صادر نمود (ص 75 ) پس از ابلاغ رای در تاریخ 1393/10/20 ز. ن. ب. آن اعتراض و در تاریخ 1393/10/29 ثبت شد و در لایحه عنوان داشت: 1 - بعد از 23 سال زندگی زوج مرا بی سرپرست رها کرد من راضی به طلاق نیستم، 2 - نسبت به مبلغ و میزان اجرت المثل کم تعیین شد، 3 - طلا و جواهر مرا زوج فروخت و تکلیف خانه را مشخص نکرد (ص 77 - 78 ) پس از تبادل لوایح پرونده در شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان کهکیلویه و بویراحمد مطرح که طی دادنامه --- مورخه 1393/11/15 رای بدوی را تایید نمود (ص 124 ) پس از ابلاغ رای در تاریخ 1393/11/23 از سوی ز. ف. خ. شد که در تاریخ 1393/12/05 ثبت گردید و در لایحه آمده است که هیچ هزینه ای بابت مراقبت و نگهداری بنده به لحاظ بیماری صعب العلاج در نظر گرفته نشد، 2 - الان مدت شش ماه است که مرا رها کرد و نفقه نداد دادگاه هیچ تصمیمی اتخاذ نکرد (ص 145 ) پس از تبادل لوایح پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به شعبه --- دیوان عالی ارجاع گردید (ص 165 ) و دادیار محترم دیوان عالی با اعلام اینکه مهریه به نرخ روز باید پرداخت شود و قابل ابرام است و نسبت به نصف دارایی مورد اعتراض زوجه نبوده است (ص 166 ) و دیوان عالی شعبه --- با نقص گرفتن از جهت نصف دارایی رای فرجام خواسته را نقض و جهت رفع نقص به شعبه صادر کننده رای اعاده نمود (ص 167 ) شعبه تجدیدنظر طی دادنامه --- مورخه 1394/02/15 با اعلام به اینکه اولا نسبت به مطالبه نصف دارایی زوجه هیچ اشعار صریح به مطالبه ندارد، 2 - چون ز. ن. ب. نصف دارائی اعتراض نکرد لذا دادگاه تجدیدنظر مواجه با تکلیف نبوده است و در نتیجه رای دادگاه تجدیدنظر مخدوش نیست و حکم به تایید دادگاه بدوی صادر نمود (ص 173 ) مجددا رای صادره مورد فرجام خواهی زوجه واقع و نسبت به نصف دارایی که در طول 23 سال زندگی به دست آورد را خواسته است و اعلام داشت من در اظهاراتم کلیه حق و حقوق را خواستم که نصف دارایی یکی از حقوق شرعی و مالی است و اموال مشترک 23 سال زندگی عبارتند از: 1 - یک باب خانه، 2 - 75 متر زمین در...، 3 - وجوه موجود در حساب های بانکی، 4 - یک دستگاه خودرو پژو...، 5 - حقوق ماهیانه که بعضا به نام بستگانش کرد، 6 - بر اثر تعلل شوهرم به این بیماری مبتلا شدم که الان نیاز مبرم به مراقبت دارم به این امر توجه نشد (ص 178 ). پس از تبادل لوایح پرونده مجددا به دیوان عالی کشور ارسال شد و به این شعبه به لحاظ سبق ارجاع و واصل شد اکنون ب. ت. ب. گزارش تهیه شده آماده برای صدور رای م. ب..هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور فرجام خواهی خانم ن. ر. نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 1394/02/15 صادره از شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر استان کهکیلویه و بویراحمد که در تایید دادنامه شماره --- شعبه اول شهرستان دهدشت مورخه 1393/10/16 مبنی بر حکم عدم امکان سازش صادر نموده است و سپس فرجام خواهی از سوی زوجه به عمل آمد و پرونده در این شعبه مطرح و از جهت نصف دارایی اعلام نقص نموده و به شعبه تجدیدنظر اعاده و شعبه مذکور طی دادنامه فوق الذکر با اعلام اینکه ز. ن. ب. نصف دارایی صریحا مطالبه نکرد و نسبت به نصف دارایی اعتراض نکرد در نتیجه دادگاه مواجه با تکلیف نمی‌باشد مجددا رای بدوی را تایید نمود که مجددا رای مذکور مورد فرجام خواهی واقع و زوجه اعلام داشت من در اظهاراتم تمام حق و حقوق خود را خواسته ام که نصف دارایی از جمله حق و حقوق است و بعضی از اموال دوران زوجیت را ذکر کرد و پرونده مجددا به این شعبه ارسال شد ن. ب. ا. دادگاه تجدیدنظر شعبه هفتم استان کهکیلویه و بویراحمد نسبت به رفع نقص عقیده نداشته و رای به تایید رای بدوی داده است ب. ت. ب. اینکه زوجه به شرح صفحات 48 و 28 کلیه حقوق خود را مطالبه نموده است استدلال و استنباط دادگاه مزبور مخدوش تشخیص به استناد بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی عمومی و انقلاب در امور مدنی رای فرجام خواسته را نقض و به شعبه هم عرض همان استان ارجاع می‌گردد. مستشار و عضو معاون شعبه --- دیوان عالی کشور در تاریخ 16 دی 1399، درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش به منظور اجرای طلاق از سوی ی. ا. ط. مطرح گردید. پس از بررسی‌های لازم، دادگاه قرار ارجاع به داوری صادر نمود و در جلسات رسیدگی، نظرات طرفین بررسی شد. ی. ا. ط. خواستار طلاق و همچنین دریافت نفقه، مهریه و جهیزیه بود، در حالی که طرف دیگر نفقه را پرداخت می‌کرد. کارشناس نفقه زوجه و فرزندان را تعیین و دادگاه بر اساس نظریه کارشناس، تصمیمات لازم را اتخاذ کرد. &lt;br&gt;در تاریخ 21 تیر 1400، دادگاه با استناد به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> و مواد 26، 28 و 29 قانون حمایت خانواده، گواهی عدم امکان سازش را صادر و حقوق مالی طرف خواهان را مشخص کرد. این رای مورد اعتراض قرار گرفت و دادگاه تجدیدنظر در تاریخ 28 مهر 1400، برخی از تصمیمات دادگاه بدوی را اصلاح و تایید نمود. &lt;br&gt;پس از آن، فرجام‌خواهی هر دو طرف به دیوان عالی کشور ارجاع شد. دیوان عالی کشور با تایید دادنامه‌های قبلی، فرجام‌خواهی‌ها را رد کرد و اعلام نمود که ی. ا. ط. موظف به پرداخت مهریه و تحویل اقلام مشخصی از جهیزیه است. در این راستا، دادنامه فرجام‌خواسته بر اساس مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی تایید گردید. در تاریخ 1399/10/16 خانم ل. ش. ب. لت از طرف اقای ا. خ. کذایی به طرفیت خانم م. ک. پ. ه. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به لحاظ اختلاف پیش امده تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *درعباس ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده است. خانم ف. ب. از جانب خوانده (زوجه) اعلام وکالت نموده است. در جلسه رسیدگی مورخ 1399/11/18 که با حضور وکلای م. ا. زوجین تشکیل گردیده وکیل خ. ا. د. خواسته ب. ش. د. تقدیمی است.وکیل خ. ا. د. موکلم حاضر به طلاق نیست امور مالیش اعم از تمام مهریه و نحله و نفقه ایام عده و نصف دارایی شامل یک باب منزل مسکونی واقع در *و یک خودرو پژو پارس و هم چنین جهیزیه اش را میخواهد. موکل از بدو ازدواج درخواست نفقه دارد. نفقه فرزند ان به نام های م. متولد 1387 و پ. متولد 1398 و ف. متولد 1390 را مطالبه دارد. و حضانت فرزند ان را میخواهد. خواهان از مورخ 1399/06/08 منزل مشترک را ترک نموده است. سپس دادگاه جهت تعیین میزان نفقه زوجه از تاریخ 1399/06/08 و نفقه ایام عده و نحله ایام زوجیت و نفقه فرزند ان مشترک موضوع را بکارشناس ارجاع نموده و کارشناس منتخب دادگاه به شرح نظریه کتبی تقدیمی اعلام نموده که نفقه گذشته زوجه از تاریخ 99/6/8 الی 99/11/8 توسط زوج مبلغ 58/700/000 ریال تعیین گردیده است.و نفقه زوجه از تاریخ 1399/11/09 لغایت اجرای حکم با کسر هزینه سه دانگ مسکن تهیه شده توسط زوج را ماهیانه مبلغ یک میلیون تومان و نحله ایام زوجیت از تاریخ 1386/01/16 لغایت 1399/06/08 را مبلغ 230/200/000 ریال و نفقه ایام عده زوجه را جمعا مبلغ چهل میلیون ریال و نفقه فرزند مشترک به نام م. را از تاریخ تقدیم دادخواست (1399/10/16) ماهیانه پنج میلیون ریال و فرزند دیگر به نام ف. را ماهیانه چهار میلیون ریال و فرزند کوچک دیگر به نام پ. متولد 1398/03/31 را ماهیانه سه 3 میلیون ریال تعیین و اعلام نموده است. نظریه کارشناس بطرفین ابلاغ شد اعتراضی نسبت به ان در پرونده مشهود نیست. داور منتخب زوج و داور منصوب زوجه هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند، پاسخ استعلامات از اداره ثبت و پلیس راهور بندرعباس واصل شده که پیوست پرونده م. ب.. در جلسه مورخ 1400/03/10 که با حضور خواهان و وکیل طرفین تشکیل گردیده وکیل خ. ا. د. موکلم تمام نفقه خوانده را تا کنون ماهیانه سه میلیون و دویست هزار تومان در حال پرداخت است.و خوانده هم اکنون در منزل موکلم سکونت دارد. وکیل خ. ا. د. موکلم فعلا در منزل خواهان سکونت دارد. که سه دانگ منزل متعلق به موکلم م. ب.. نفقات معوقه موکلم پرداخت شده و نفقات جاریه در حال پرداخت م. ب.. در مورد جهیزیه چون موکلم ش. است.یکسری لوازم را که الان موجود است.خودش خریده و جهیزیه اش م. ب.. و یک سری لوازم جهیزیه که مستهلک شده با کمک خواهان لوازم را نو کرده اند که لیست همه انها را طی لایحه به دادگاه اعلام نموده ام. موکلم کارمند مرکز بهداشت م. ب.. وکیل خ. گ. ا..اقلام جهیزیه که خوانده مدعی است.مشترکا خریداری شده صحیح نمی‌باشد. و موکلم وقتی که وسایل خوانده مستهلک شد مثلا یخچال را به هشتصد هزار تومان فروخت و یک یخچال هشت میلیونی خرید و لوازم دیگری فروخته نشده است.و سرویس خواب را تازه موکلم خریده است.لذا خوانده در خرید لوازم اشتراکی نداشته و تمام پولش را موکلم داده و فاکتورها را به دادگاه ارائه می کنیم در خصوص نصف دارایی نیز موکلم سابقا نصف منزل را به نام خوانده نموده و نصف خودرو هم متعلق به خوانده نموده است.و هیچ مالی و اموالی ندارد. و در مورد جهیزیه یخچال و سرویس خواب و جارو برقی و میز ارایش متعلق به موکلم است.و مابقی لیست ارائه شده از سوی وکیل خوانده را قبول داریم و برمیگردانیم. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/04/21 پس از ذکر خواسته خواهان و اعلام احراز وجود علقه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه مساعی دادگاه و داوران در ایجاد صلح و سازش بین زوجین و ترغیب انان به ادامه زندگی مشترک موثر واقع نگردیده و خواهان همچنان اصرار در طلاق دارد. لذا ب. ت. ب. قاعده فقهی (الطلاق بید من اخذ بالساق و به استناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> و مواد 26 و 28 و 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 گواهی عدم امکان سازش بین زوجین جهت اجرای صیغه طلاق از نوع رجعی صادر و عده طلاق را از تاریخ وقوع ان سه 3 طهر اعلام و اعتبار اجرایی گواهی صادره را از تاریخ قطعیت و ابلاغ رای قطعی سه ماه اعلام و اجرای صیغه طلاق و ثبت ان را منوط به پرداخت تمام حقوق مالی زوجه مقرر در رای صادره اعلام داشته است.و در اجرای ماده 29 قانون حمایت خانواده در خصوص مسایل مالی فیمابین طرفین به شرح زیر اتخاذ تصمیم نموده است.1 زوجه مهریه اش را مطالبه داشته و به استناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-1082-a_0815110236738">ماده 1082 قانون مدنی</a> و تبصره ذیل ان خواهان مکلف است.مهریه م. القباله به تعداد 314 سکه تمام بهار ازادی از نوع مندرج در سند نکاحیه قبل از ثبت طلاق د. ح. زوجه پرداخت نماید. 2 - در خصوص جهیزیه لیستی از سوی وکیل زوجه ارائه گردیده است.که حسب اظهارات طرفین در جلسه رسیدگی و اینکه زوجه دلیلی بر مالکیت خود بر اقلام استثنای شده به دادگاه ارائه ننموده است. دادگاه سرویس خواب و یخچال و جاروبرقی و میز ارایش را در لیست متعلق به زوج دانسته لذا حقی برای زوجه در این اقلام تعلق نمیگیرد و زوج مکلف است.سایر اقلام مندرج در لیست ارائه شده را به زوجه مسترد دارد. 3 - زوج مکلف است.مطابق نظریه کارشناس مبلغ 230/200/000 ریال به عنوان نحله مندرج و مبلغ چهل میلیون ریال بابت نفقه ایام عده د. ح. زوجه پرداخت نماید. در ضمن نفقات معوقه و جاریه زوجه تا کنون پرداخت شده است. 4 - نفقه فرزند ان مشترک به نام های م. متولد 1387 مبلغ پنج میلیون ریال و پ. متولد 1398 و مبلغ سه میلیون ریال و ف. متولد 1390 مبلغ چهار میلیون ریال تعیین میگردد. که زوج مکلف به پرداخت نفقات به زوجه م. ب.. 5- در خصوص تنصیف اموال به دست امده در ایام زوجیت، حسب اظهارات طرفین در جلسه رسیدگی نصف یک خودرو و نصف یک منزل مسکونی به خوانده واگذار شده لذا در این خصوص حقی به خوانده تعلق نمیگیرد. 6 - حضانت فرزند ان مشترک با خوانده م. ب.. و برای زوج (خواهان) به نحو مقرر دررای حق ملاقات با فرزند ان تعیین نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل ز. د. م. قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و در جلسه دادرسی مورخ 1400/07/25 اظهارات وکلای زوجین و زوجه و زوج را که عمدتا همان مطالب بیان شده در مرحله بدوی بوده در صورتمجلس منعکس و از تنها شاهد معرفی شده از سوی زوجه که برادرش بوده استماع گواهی به عمل اورده و سرانجام ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/07/28 پس از ذکر تجدیدنظرخواهی زوجه و خلاصه دادنامه تجدیدنظرخواسته با اعلام اینکه در خصوص اقلام جهیزیه مذکور در رای ب. ت. ب. اینکه اشاره دادگاه بدوی به اقلام موجود در منزل بوده و ت. ن. خ. در جلسه رسیدگی در این شعبه اقرار نمودند اقلام مزبور همگی جزی جهیزیه بوده اند و یخچال را فروخته و بقیه را چون مستهلک بودند به سرایدار به صورت مجانی واگذار نموده است.لذا در این بخش زوج را مکلف مینماید. عین اقلام مزبور را به زوجه مسترد نماید. و در خصوص حضانت فرزند ان مشترک نیز ب. ت. ب. توافق زوجین در جلسه رسیدگی حضانت فرزند ان مشترک بر عهده زوج قرار میگیرد لذا به تبع ان پرداخت نفقه انان به زوجه منتفی میگردد. لذا این بخش از دادنامه معترض عنه اصلاح میگردد. لذا اعتراض ت. ن. خ. را نسبت به اساس دادنامه تجدیدنظرخواسته غیر وارد تشخیص و به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/07/28 به طرفین ابلاغ شد و سپس وکیل زوجه و نیز زوج هر یک در تاریخ 1400/08/09 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده‌اند که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست های فرجامی و لوایح طرفین به هنگام شور قرائت میگردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده، مشاوره نموده چنین رای می نماید. فرجام خواهی خانم م. ک. پ. ه. با وکالت خانم ف. ب. و هم چنین فرجام خواهی اقای ا. خ. کذایی نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/07/08 شعبه *متضمن اصلاح و تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/04/21 صادره از شعبه *درعباس که به موجب ان به درخواست زوج (ف. خ.) گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق بالحاظ حقوق مالی متعلق به زوجه اصدار یافته است.ب. ت. ب. جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست زیرا در اجرای ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 در دادنامه های بدوی و فرجام خواسته راجع به کلیه حقوق مالی زوجه و چگونگی استحقاق نامبرده در خصوص شرط تنصیف دارایی و برخی از اقلام جهیزیه که اعتراض هر یک از زوجین د. ا. م. راجع به همین حقوق مالی بوده به نحو صحیح اتخاذ تصمیم و تعیین تکلیف به عمل امده و استنباط و تشخیص دادگاه راجع به برخی از اقلام جهیزیه که بین طرفین محل اختلاف بوده و هم چنین در خصوص شرط تنصیف دارایی با لحاظ محتویات پرونده و پیوست ان و اظهارات طرفین در جلسات دادرسی خصوصا در جلسه اخیر دادرسی در مرحله تجدیدنظر صایب و موجه بوده و چون در ایام زوجیت نصف منزل مسکونی و نصف یکدستگاه خودرو از سوی زوج به زوجه انتقال یافته و زوجه بر صحت و اثبات ادعای خود مبنی بر اینکه قیمت نصف اموال مذکور که بوی انتقال یافته از سوی خود ایشان پرداخت شده باشد. اقامه و ابراز ننموده است.لذا شرط تنصیف دارایی شرط اجرای شده محسوب و اجرای مجدد ان موقعیت قانونی ندارد. بنابراین دادنامه های بدوی و فرجام خواسته من جمیع جهات با عنایت به محتویات پرونده و تحقیقات و رسیدگی های به عمل امده موجها و مطابق موازین شرعی و مقررات قانونی اصدار یافته و اعتراضات فرجامخواهان در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض انرا فراهم سازد و از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری بر دادنامه مرقوم مترتب نمی‌باشد. النهایه چون یکی از اقلام مهریه م. القباله تعداد (1366) شاخه گل رز بوده که تعیین تکلیف نسبت به ان در دادنامه های بدوی و فرجام خواسته مغفول مانده است.لذا با قید به اینکه زوج مکلف است.به هنگام اجرای طلاق و ثبت ان تعداد (1366) شاخل گل رز را به عنوان بخشی از مهریه استحقاقی به زوجه تحویل و تسلیم نماید. ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواهان به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد. رئیس شعبه *مستشار دیوان عالی کشور در این پرونده، خواهان به منظور دریافت گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق، دعوی خ. ر. ب. دادگاه تقدیم کرد. این خواسته به دلیل عدم تفاهم اخلاقی و سوء رفتار طرف مقابل مطرح گردید. پس از بررسی مستندات و نظر کارشناسان، دادگاه گواهی عدم امکان سازش را صادر کرد و بر اساس مواد 26، 27، 34 و 35 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 و مواد 1133 تا 1151 قانون مدنی، به شرایط طلاق و حقوق مالی زوجه اشاره نمود. در مراحل دادرسی، طرف مقابل بر عدم رضایت خود از طلاق و مطالبه حقوق مالی از جمله مهریه و نفقه تاکید کرد. همچنین، در مراحل تجدیدنظر، اعتراض نسبت به عدم تعیین اجرت المثل و تنصیف دارایی غیرموجه تشخیص داده شد و بر اساس نظر کارشناسان، نفقه جاریه و ایام عده زوجه تعیین گردید. در نهایت، دیوان عالی کشور با بررسی پرونده و اظهارات طرفین، ضمن رد فرجام‌خواهی، دادنامه تجدیدنظر را تایید و تصمیمات قبلی را ابرام کرد. خواهان: اقای پ. ر. ن. ک. فرزند ی. به نشانی * خوانده: خانم ل. ز. ک. فرزند م. با وکالت اقای ر. د. به نشانی * در خصوص دعوی اقای پ. ر. ن. ک. فرزند ی. به طرفیت خانم ل. ز. ک. فرزند م. با وکالت اقای ر. د. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق ب. ش. د. تسلیمی و صوتجلسه رسیدگی مضبوط در پرونده. دادگاه با بررسی جمیع اوراق و محتویات پرونده و با احراز رابطه زوجیت دائم فی مابین طرفین حسب رونوشت سند نکاحیه شماره 77611396/09/16 دفتر خانه ازدواج شماره 16 استارا ن. ب. ا. حسب قانون مرد در صورت پرداخت حقوق استحقاقی زوجه می‌تواند با مراجعه به مرجع قضایی صالحه تقاضای طلاق همسرش را بنماید. ودر فرض این پرونده حسب نظریه هیات سه نفره کارشناسان حقوق مالی زوجه تعیین گردیده و نظریه مذکور مصون از اعتراض طرفین باقی مانده و از طرفی تلاش داوران زوجین جهت ایجاد سازش و استمرار زندگی مشترک موثر واقع نشده لهذا دادگاه بنا به مراتب معنون مستندا به مواد 26٫27٫34 و 35 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 و مواد 1133٫1134٫1135٫1140٫1141٫1148٫1109٫1151 و 1258 قانون مدنی گواهی عدم امکان سازش فیماین طرفین صادر و اعلام می نماید. با قید اینکه 1 زوجین فرزند مشترک ندارند و زوجه باردار نمی‌باشد. 2 حسب اظهارات زوج، زوجه جهیزیه را در اختیار خود دارد. 3 نوع طلاق ب. ت. ب. اصرار زوج رجعی و عده ان از تاریخ وقوع سه طهر است.و زوج در ایام عده حق رجوع را دارد. 4رعایت شرایط شکلی صحت اجرای صیغه طلاق بر عهده مجری صیغه طلاق است. 5مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش برای تسلیم به دفتر رسمی طلاق سه ماه پس از تاریخ ابلاغ رای یا قطعیت ان است.پس از انقضای مدت مذکور گواهی صادره از درجه اعتبار ساقط است.6 ثبت طلاق در دفترخانه منوط به پرداخت مهریه مقید در سند ازدواج مبلغ 653/590/000 ریال بابت نفقه و مبلغ 175/000/000 ریال بابت نحله عرفی م. ب.. در صورت رضایت زوجه به ثبت طلاق بدون دریافت حقوق مذکور می‌تواند از طریق اجرای احکام مدنی اقدام نماید. رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم محترم تجدیدنظر *و پس از ان ظرف همان مدت قابل فرجامخواهی در دیوانعالی کشور م. ب.. در تاریخ 1401/03/21 اقای پ. ر. ن. ک. به طرفیت همسرش خانم ل. ز. ک. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به دلیل عدم تفاهم اخلاقی و سو رفتار خوانده تقدیم نموده که پس از اعلام شعبه *مبنی بر عدم حصول سازش بین طرفین حسب الارجاع در شعبه *را ثبت و مورد رسیدگی قرار می‌گیرد.در جلسه رسیدگی مورخ 1401/08/08 خواهان حضور نیافته و لایحه ای تقدیم ننموده لیکن خوانده (زوجه) حضور یافته و اظهار داشت برای طلاق رضایت ندارم. و تقاضای رد ادعای خواهان را دارم. خواهان هیچگونه دلیلی برای طلاق ندارد. بنده مشکلی با همسرم ندارم. از بدو ازدواج هیچ گونه خرجی به من نداده است. تقاضای مطالبه کلیه حقوق مالی خود اعم از مهریه و نفقه و نحله و اجرت المثل ایام زوجیت و تنصیف اموال را دارم. خواهان در پایان جلسه در دادگاه حضور یافته و ب. ش. د. تقاضای رسیدگی نموده است. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری و جهت تعیین نفقه معوقه و جاریه و نحله و تنصیف اموال برای زوجه قرار ارجاع امر به کارشناسی صادر نموده است. در این اثنا اقای ر. د. وکیل پ. ی. و مشاور حقوقی با تقدیم وکالت نامه از جانب زوجه اعلام وکالت نموده است. کارشناس منتخب دادگاه به شرح نظریه کتبی تقدیمی نفقه معوقه زوجه را تا تاریخ اجرای قرار کارشناسی جمعا مبلغ نود و شش میلیون و پانصد هزار تومان و نفقه جاریه زوجه از مورخ 1401/08/26 لغایت اجرای کامل حکم ماهیانه مبلغ یک میلیون و هشتصد هزار تومان و نحله عرفی زوجه در دوران زوجیت را مبلغ دویست میلیون ریال تعیین و اعلام نموده و توضیح داده که ب. ت. ب. اقرار طرفین، تنصیف اموال برای زوجه صفر م. ب.. پس از اعتراض خ. ب. ن. کارشناس دادگاه موضوع را به هیات سه نفره کارشناسان ارجاع نموده و هیات کارشناسان به شرح نظریه تقدیمی نفقه معوقه زوجه از تاریخ وقوع عقد (1396/09/16) لغایت 1401/09/30 را جمعا مبلغ شصت و پنج میلیون و سیصد و پنجاه و نه هزار تومان ونفقه جاریه از تاریخ 1401/10/01 تا اجرای حکم را ماهیانه هیجده میلیون ریال و نحله عرفی زوجه را مبلغ یکصد و هفتاد و پنج میلیون ریال تعیین و اعلام نموده اند. پس از ابلاغ نظریه هیات کارشناسان به طرفین دعوی خ. ط. ل. تقدیمی اعلام نموده که نظریه کارشناسان مورد تایید اینجانب بوده و هیچ گونه اعتراضی نسبت به ان ندارم. داور منتخب خواهان و داور منصوب خوانده هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. در جلسه بعدی دادرسی به تاریخ 1401/12/09 که فقط با حضور خ. ت. گ. خ. ا. د. در خصوص جهیزیه هیچ گونه اموالی که متعلق به خوانده باشد. در نزد من موجود نمی‌باشد. و کلیه اموال در اختیار و تصرف خوانده م. ب.. فرزند مشترک نداریم و مدت قریب به دو سال است. که جدا از همدیگر هستیم و هیچ گونه رابطه زناشویی با یکدیگر نداشتیم و خوانده باردار نمی‌باشد. و در جلسه مورخ 1401/12/23 زوجه و وکیل وی اظهار داشتند که زوجه باردار نبوده و مطالبه اجرت المثل و جهیزیه ندارد. و جهیزیه در نزد خوانده م. ب.. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/12/25 ب. ت. ب. خواسته خواهان (زوج) و محرز بودن رابطه زوجیت دائم بین طرفین و موثر واقع نشدن تلاش داوران جهت ایجاد سازش بین طرفین مستندا به مواد منعکس در رای از قانون مدنی و قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 گواهی عدم امکان سازش بین زوجین جهت اجرای صیغه طلاق از نوع رجعی که عده ان سه طهر خواهد بود. و ثبت رسمی ان صادر و مدت اعتبار گواهی صادره را سه ماه از تاریخ ابلاغ رای قطعی یا قطعی شدن ان اعلام نموده و زوج خواهان را مکلف نموده که مهریه ما فی القباله و نیز مبلغ (653/590/000 ریال) بابت نفقه و مبلغ 175/000/000 ریال بابت نحله قبل از ثبت طلاق د. ح. زوجه پرداخت نماید.وکیل زوجه در فرجه قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه صادره تجدید نظرخواهی نموده و عمده اعتراض وکیل ت. ن. خ. در مورد عدم تعیین اجرت المثل ایام زناشویی و عدم تنصیف دارایی زوج م. ب.. که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به مرجع تجدید نظر شعبه *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و پس از تشکیل جلسه دادرسی و ملاحظه لوایح تقدیمی از سوی زوجین و وکلای انان ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1402/05/23 اعتراض ت. ن. خ. را در مورد اجرت المثل و تنصیف دارایی غیر موجه تشخیص و در مورد نفقه جاریه و ایام عده زوجه، زوج را مکلف نموده که نفقه جاریه زوجه از تاریخ اول دی ماه 1401 لغایت زمان اجرای حکم طلاق بر همان مبنای نظریه هیات کارشناسان و نیز بابت نفقه ایام عده زوجه به مدت سه ماه و ده روز از قرار ماهیانه مبلغ هیجده میلیون ریال به زوجه پرداخت نماید. و نیز با اضافه نمودن موادی از قانون مدنی و قانون حمایت خانواده به ردیف مواد استنادی در دادنامه تجدید نظرخواسته مستندا به مواد 351 و 358 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه تجدید نظرخواسته اصلاح و تایید نموده است. دادنامه اخیر الذکر در تاریخ 1402/05/30 به وکیل ز. ا. ش. و نامبرده در تاریخ 1402/06/12 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت می‌گردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده، مشاوره نموده چنین رای می دهد: وکیل ف. خ. خانم ل. ز. ک. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1402/05/23 شعبه *متضمن اصلاح و تایید دادنامه شماره *مورخ 1401/12/25 شعبه *که به موجب ان به درخواست زوج فرجام خوانده گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق و ثبت رسمی ان با لحاظ حقوق مالی متعلق به زوجه صادر گردیده است، فرجام خواهی نموده و عمده اعتراض وی در مورد عدم تعیین اجرت المثل ایام زوجیت و نیز عدم تنصیف دارایی زوج م. ب.. که ب. ت. ب. جامع اوراق پرونده اعتراض وکیل ف. خ. وارد و موجه نیست. زیرا، موارد اعتراض وکیل ز. ف. خ. تکرار همان اعتراضات مطروحه در مرحله تجدیدنظر بوده که مورد توجه و رسیدگی دادگاه محترم تجدیدنظر قرار گرفته و مستدلا و موجها مردود اعلام گردیده است. مضافا این که زوجه و وکیل ایشان در دادرسی مرحله بد و. ب. ش. صورتمجلس مورخ 1401/12/23 صریحا اعلام نموده‌اند که اجرت المثل ایام زندگی مشترک مورد مطالبه انان نمی‌باشد. و هم چنین در مراحل دادرسی هم هیچ اموالی از زوج، به دست امده در ایام زوجیت تعرفه ننموده‌اند که اجرای شرط تا نصف دارایی را ایجاب نماید. و حتی در نظریه هیات کارشناسان هم اعلام شده که زوج فرجام خوانده فاقد اموال کسب شده در ایام زندگی مشترک م. ب.. بنابر این دادنامه فرجامخواسته در حدود اعتراضات مطروحه با لحاظ مجموع اوراق ومحتویات پرونده و اظهارت طرفین در فرایند دادرسی و اقدامات و رسیدگی های به عمل امده موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی و با رعایت اصول و قواعد دادرسی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراض وکیل ف. خ. د. حد و کیفیتی نیست که بر استنباط و تشخیص دادگاه و اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد. فلذا ضمن رد فرجام خواهی ف. خ. ب. استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته در *ست معترض عنه ابرام می‌گردد. رئیس شعبه: ح. ع. مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. م.

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین