رأی
آدم ربایی از طریق خدعه و فریب
رأی خلاصه جریان پرونده
آقای ب. ک. فرزند ف. 17 ساله در تاریخ 1392/6/6 شکایتی را در دادسرای ا... مطرح که به شعبه چهارم دادیاری ارجاع و در اخذ توضیح بیان داشته: " از مشتکیعنهم ( الف. ب. ، الف. ش. ، ح. ج. و ه. ش. ) به دلیل لواط ایقابی و ضرب و جرح و تهدید با چاقو و گرفتن فیلم از من در حین لواط شکایت و تقاضای رسیدگی دارم. بدین شرح که نامبردگان وقتی من در خانه الف. ب. بودم با چاقو مرا تهدید کردند و سپس با من لواط ایقابی کردند و از من فیلم گرفتند، لذا از نامبردگان شکایت و تقاضای رسیدگی دارم..." س: آیا شاهدی برای قضیه دارید؟
خیر شاهدی ندارم کسی نبود...: دادیار محترم دستور بررسی موضوع و معرفی شاکی به پزشکی قانونی و اخذ فیلم ضبط شده و اعاده پرونده (ص 2 ) ظرف هفت روز به همراه شهود شاکی را صادر نموده است ..." (ص 3) و برگه 5 پرونده نیز حکایت از آن دارد شاکی بلافاصله مقارن ساعت 18:00 مورخ ۱۳۹2/6/5 با چشم گریان به همراه داییاش به کلانتری مراجعه و ماجرای پیش آمده را شرح داده است و این صورتجلسه مربوط به یک روز قبل از ارجاع پرونده از کلانتری 11 ایذه به دادسرا م.
ب.. و در تشریح ماجرا میگوید: " ... ساعت 15:37 یوم جاری ( ۱۳۹2/6/5) شخصی به هویت الف. ب. 20 ساله به من زنگ زد گفت بیا منزل تنها هستم که من هم به منزل آنها رفتم که الف. به الف. ش. زنگ زد آمد که دو نفری به اتاق خواب بردنم و با دیلم آهنی و چاقو مرا تهدید نمودند که باید شلوار و شورتت را در بیاوری که من امتناع کردم ولی به زور خودشان شلوار و شورت و پیراهنم را درآوردند و شخصی به هویت الف. ش. به بنده تجاوز نمود و الف. ب. فیلم گرفت و الف.
ش. بیرون رفت و ح. ج. آمد داخل و چشمهایم را بستند ح. تجاوز نمود و ه. آمد او هم تجاوز نمود و چهارمین نفر آمد که الف. ب. نام داشت و او هم به بنده تجاوز نمود و عمل قبیح و شنیع لواط انجام دادند و لباسهایم را پوشیدم و رفتم منزل ساعت 18:00 غروب بود که موضوع را به داییام گفتم و بعد آمدم کلانتری و از چهار نفر شاکی هستم..." (ص 5) در معرفی شاکی به پزشکی قانونی چنین گواهی نموده: " از آقای ب. ک. فرزند ف. در تاریخ ۱۳۹2/6/6 ساعت نه صبح معاینه به عمل آمد به دنبال اصابت جسم سخت طی حدوداً 24 ساعت گذشته دچار ضایعات زیر گردیده؛
1- کبودی مختصر روی پلک فوقانی چشم راست
2- کبودی مختصر روی لب تحتانی
3- کبودی مختصر روی شانه راست از ناحیه مقعد مورد معاینه قرار گرفته است که هیچگونه آثار دخولی مشاهده نگردید لازم به ذکر است که در عمل لواط اگر از مایع لغزنده استفاده شود یا عمل لواط سطحی باشد یا با تأخیر جهت معاینه مراجعه نماید در معاینه مقعد آثاری مشاهده نخواهد شد ... ( مکاتبه 92/1286/1792 – ۱۳۹2/6/6 ص 7) در اجرای دستور مقام قضائی در ۱۳۹2/6/12 در مورد متهمین الف. ب. و الف. ش. تحقیقات محلی انجام شده حاکی از اینست که هر دوی ایشان در تعمیرگاه موتور سیکلت کار میکنند و از وجهه خوب اخلاقی و اجتماعی برخوردار نیستند.
(ص 11) شاکی در ۱۳۹2/6/13 نزد دادیار میگوید: " تقاضا دارم در این خصوص برای روشن شدن موضوع مواجهه حضوری صورت گیرد میخواهند فیلم مرا پخش کنند و همگی روی گوشیهایشان فیلم مرا دارند ..." و به درخواست رئیس کلانتری دستور بدواً جلب نامبردگان صادر در اولین اقدام در تاریخ ۱۳۹2/6/22 با مراجعه به درب مغازه (ص 13) الف. ب. فرزند م. و الف. ش. فرزند م. دستگیر و گوشیهای همراه ایشان نیز توقیف میگردد. (ص 19) در همین تاریخ ح. ج. نیز دستگیر میگردد.
و سپس با بازبینی محتویات گوشیهای متهمین الف. ش. و الف. ب. در حضور خودشان فیلمی مشاهده میگردد که در توضیح آن میگویند؛ فیلمی که در گوشی الف. ب. وجود داود متعلق به ح. ج. م. ب. که در حال انجام عمل لواط با شاکی به هویت ب. ک. است و فیلمی که در گوشی الف. ش. م. ب. مربوط به خودش بوده که در حال انجام لواط با شاکی پرونده بوده است و موضوع عمل لواط با شاکی را قبول داشتهاند..." (ص 21) در بازجوئی اولیه الف. ش. متولد 1366 میگوید:" ...
ب. ک. با موتور سیکلت خودش آنجا آمد ... وقتی ب. .... وارد شد چون شاکی اهل برنامه بوده است خودش لباسهایش را درآورد البته الف. ب. با وی عمل شنیع لواط انجام داده است و سپس من نیز با ایشان عمل شنیع لواط انجام دادهام و فیلمی که داخل گوشی من موجود م. ب. را الف. ب. گرفت ... بنده ندیدم که ه. ش. با شاکی کاری انجام دهد الف. ب. فرزند م. متولد 1372 میگوید:" ... من به ب. ک. زنگ زدم و بهش گفتم بیا کارت دارم وقتی آمد قبول نکرد که وسایل گفته شده را برده است ( به شاکی تهمت دزدی پنجاه هزار تومان پول و یک دستگاه گوشی نوکیا زده و ادعا کرده او که دوست برادرش ف.
بوده دفعه قبل که با ف به منزل ایشان آمده دزدی کرده است) به من فحش داد و به او گفتم لخت شو باهات کار دارم بعد لباسهایش را درآورد و ابتداء الف. ش. با ایشان عمل لواط انجام داد و من با گوشی الف. از وی فیلم گرفتم و بعد ح. ج. با شاکی عمل لواط انجام داد و من با گوشی خودم از وی فیلم گرفتم و بعد از این دو نفر خودم با شاکی به نام ب. ... عمل لواط انجام دادم ولی از خودم فیلم نگرفتم و ح ل. و ه. ش. ( ش.و. ) و ف ب. نیز در منزل بودند وقتی از انجام عمل لواط با شاکی درگیر شده بودیم از منزل خارج شدند..." (صفحه
24) و هدف از تهیه فیلم را ترساندن شاکی اعلام داشته است. ح. ج. متولد 1373 نیز در بازجوئی میگوید: " ... بنده در منزل خودمان بودم که برادر الف. ب. به نام ف. به همراه من بوده است و برادر ف. به وی زنگ زد و من نیز همراه وی به منزل الف. ب. رفتم و وقتی رسیدم الف. ب. و الف. ش. در منزل بودند ب. ک. نیز در منزل حضور داشت و در آنجا الف. ش.و. ( ش. ) به همراه ب. ک. و الف. ب. داخل اتاق رفتند و حدود 5 دقیقه داخل اتاق بودند و بنده به همراه ف و یک نفر دیگر داخل پذیرایی نشسته بودیم و وقتی کارشان تمام شد من نیز وارد اتاق شدم و ب.
به من گفت یک نخ سیگار بیار تا بکشم و سیگار به وی دادم و من هم با ب. ک. لواط انجام دادم و الف. ب. با گوشی خودش از من فیلم گرفت و وقتی کارمان تمام شد ب. ک. از منزل خارج شد ... ه. ش. فرزند ی 23 ساله که خود را شخصاً به پلیس اطلاعات و امنیت اخلاقی شهرستان ا...( صفحه
26) در تاریخ ۱۳۹2/6/23 معرفی کرده در بازجوئی به عمل آمده از وی میگوید:" ... بنده در منزل خواب بودم که دوستانم به نامان الف. ش. ، الف. ب. و ح ج. با گوشی همراه من تماس گرفتند و گفتند بیا به خانه الف. ب. با تو کار داریم و بعد از حدود 30 دقیقه بنده به آنجا رفتم و درب منزل را زدم که درب منزل را الف. ب. باز نمود و به داخل منزل رفتم که هر سه نفر آنها آنجا بودند ب. ک. داخل اتاق به صورت عریان و بدون لباس بود و بنده از لای در که باز بود او را دیدم داخل اتاق نرفتم و هیچ کاری با او انجام ندادم که پس از آن به همراه الف.
ب. از منزل خارج شدم و نمیدانم بعد از رفتن ما چه اتفاقی افتاد و در ضمن الف. ش. قبل از ما از منزل خارج شده بود و زمانی که ما رفتیم ب. به همراه ح. ج. در منزل بودند ...
س: آیا شما و دوستانتان با شاکی عمل لواط انجام دادید؟ " خیر بنده عمل لواط انجام ندادم و نمیدانم که آنها چه کردند ..." (صفحه
29) نکته قابل توجه آنکه سه متهم دیگر تأکید دارند بر اینکه ه. ش. با شاکی عمل لواط انجام نداده و تنها شاکی ادعای انجام عمل توسط وی را دارد و در مواجهات حضوری فی ما بین متهمین با یکدیگر و متهمین با شاکی تصریح بر این امر دارند ... ( صفحه 31، 54،
58) از طرفی متن پیامکهای ارسالی توسط الف. ب. به گوشی شاکی که مورد بازبینی مأمورین قرار گرفته نشان از آن دارد که بعد از آنجام عمل شاکی مورد تهدید م. ر. ا. قرار گرفته تا دوباره او را وادار به انجام اینکار کند و الاّ فیلم گرفته شده را در سطح شهر پخش کند ( صفحه
42) به گزارش مأمورین الف. ش. در طول بازداشت و بازجوئی در مورخ ۱۳۹2/6/23 به نحوی از بازداشتگاه دادگستری ا... متواری میگردد ولی مجدداً خود را معرفی نموده است . ( صفحه 38،
39) الف. ب. در دادسرا به اتهام آدمربائی، ایراد ضرب و جرح شاکی، تهیه فیلم مستهجن و انجام لواط تحت تعقیب قرار میگیرد و ضمن پذیرش اتهام لواط آن هم بدین شکل که پیشنهاد انجام عمل را به شاکی دادهاند و او پذیرفته سایر موارد اتهامی را منکر است به جز اینکه تهیه فیلم با گوشی خودش و الف. ش. را اقرار دارد و انگیزه گرفتن فیلم از شاکی را به جهت عدم طرح شکایت از جانب او بیان میدارد و در پاسخ به سؤال قاضی دادسرا میگوید: ..." قبول دارم به او زنگ زدم گفتم بیا خونه تا دوباره لواط کنیم بعد فیلم را حذف کنم ..." در مورد نحوه آمدن آقای ب.
ک. به منزلشان میگوید: " من از مغازه رفتم خونه یک ساعت طول کشید دیدم درب خونه را میزنند رفتم درب را باز کردم دیدم ب. است آمد داخل دوستانم آنجا بودند و سر حرف را باز کرد و رفت داخل اتاق آخری گفت بیائید این کار را با من بکنید. دوستانم نیم ساعت قبل از اینکه این آقا بیاید آمدند خانه ما نشسته بودیم همان جا ..." ( صفحه 44 تا
46 ) الف. ش. و ح. ج. نیز ضمن پذیرش اتهام لواط در مورد شرکت در آدمربائی منکر بوده و در نزد قاضی دادسرا تأکید دارند که با رضایت شاکی با او این عمل را انجام دادهاند و الف. ب. علیرغم خواست ایشان مبادرت به گرفتن فیلم از انجام عمل لواط با شاکی نموده است ... ( صفحه 48، 51،
52) امّا ه. ش. در نزد قاضی دادسرا نیز به طور کلی منکر اتهام وارده بوده ولی حضورش در آن محل را پس از تماس از سوی الف. ب. و سایرین قبول دارد و میگوید ب. ک. را دیده که لخت در آنجا در یکی از اتاقها حضور داشته است. (صفحه 49 و
50) شاکی در تحقیقات دادسرا در مورد چگونگی ماجرا و علت مجروح شدن خود را در آن منزل اینگونه شرح داده: " ... ساعت 15:37 بود که الف. ب. با من تماس گرفت من هم رفتم به خانه آنها که الف. ب. تنها آنجا بود و بعد زنگ زد به الف. ش. که او هم آمد و بعد الف. به بنده گفت زنگ بزن به ف برادرم که در حین زنگ زدن شارژ گوشی همراهم تمام شد و بعد الف. خودش به ف زنگ زد و بعد از چند دقیقه ف. و ح. ج. و ح س آمدند وقتی که داخل خانه آمدند الف. داشت مرا کتک میزد و میگفت لباسهایت را دربیاور تا با تو لواط کنیم و بعد از آن الف.
ش. ، ف و ح. و ح. را بیرون از خانه کرد بعد از آن من قصد فرار داشتم که با لگد به درب حیاط کوبیدم درب که باز شد درحالی که از دماغ و دهانم خون میآمد، کنار دیوار نشستم که ف. رفت از داخل برای من آب آورد که روی سرم بریزد که در همین حال الف. آمد و مرا با چاقو به داخل برد و به زور به داخل اتاق خواب برد و با چاقو و دیلم مرا تهدید میکرد که اگر نگذاری اینکار را بکنیم میکشمت و من نیز از ترس خودم شلوار و پیراهنم را درآوردم و در مرحله اول ش.
با من عمل لواط انجام داد و الف. ب. داشت از ما فیلم میگرفت و بعد از الف. الف. با پارچه چشمانم را بست و بعد ح. ج. وارد اتاق شد و با من لواط انجام داد که الف. با گوشی خودش فیلم گرفت و ح. که تمام کرد بعد از حدود بیست دقیقه ه. ش. داخل اتاق شد و با من این کار را انجام داد ولی کسی فیلم نگرفت و بعد از آن نفر آخر الف. با من لواط کرد که بعد از چند دقیقه لباسهایم را پوشیدم و به کلانتری یازده رفتم ..." (صفحه 53،
54) سپس هر چهار نفر متهم با صدور قرار بازداشت موقت به تاریخ ۱۳۹2/6/24 بازداشت گردیده در همین فاصله در بازبینی فیلم ضبط شده در گوشی متهمین الف. ب. و الف. ش. توسط مأمورین صورتجلسهایی تنظیم که در آن قید شده " در فیلم هیچگونه زور و اجباری در کار نبوده است و شاکی با رضایت کامل یک بار به صورت ایستاده و بار دیگر به صورت دراز کشیده م. ب. و در مرحله اول الف. ش. با شاکی عمل لواط انجام میدهد که شاکی به صورت دراز کشیده م. ب. و هیچگونه مخالفتی نمیکند و بار دوم نیز ح. ج. با وی عمل لواط انجام میدهد که هر دو نفر به صورت ایستاده و با رضایت م. ب...." (ص 57) هیچ یک از متهمین با بررسی سوابق انگشتنگاری دارای سابقه کیفری نبودهاند. (ص 32 تا
35) با ارجاع پرونده به بازپرس شعبه اول و اخذ آخرین دفاع از متهمین و معرفی نامبردگان به زندان شهرستان ر... از تاریخ ۱۳۹2/6/26 ( ص 70 تا
73) بازپرس با صدور قرار نهایی که اثری از موافقت یا عدم موافقت دادستان یا جانشین وی در پرونده مشهود نمیباشد در مورد اتهام لواط قرار عدم صلاحیت به شایستگی کیفری استان در مورد تهیه فیلم مستهجن قرار عدم صلاحیت به دادگاه انقلاب ( در مورد الف. ب. ) و مشارکت در آدمربایی در مورد هر چهار نفر و ایراد ضرب و جرح نسبت به شاکی ( اتهام م. ر. ا. ) قرار مجرمیت صادر که به تبع آن با صدور کیفرخواست به دفتر کل دادگاههای کیفری استان خوزستان ارسال میگردد. (ص 76 تا
79) که در تاریخ ۱۳۹2/8/15 به شعبه 17 کیفری استان ارجاع گردیده ( ص 84) دادگاه در جلسه فوق العاده ۱۳۹2/8/19 با دو ایراد
1- از جهت عدم ابلاغ قرار عدم صلاحیت به متهمین
2- عدم تحقیق و تعقیب شکایت شاکی در مورد بزه تهدید به ایراد ضرب با چاقو قرار رفع نقص صادر و پرونده به دادسرا اعاده نموده است.(ص 82) بازپرس با ابلاغ قرار عدم صلاحیت به متهمین در مورد اتهام تهدید با چاقو به ایراد ضرب و جرح ابتداء اینگونه استدلال نموده،" ن. ب. ا. حسب ماده 621 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 مجموع جرائم ارتکابی متهمان تهدید با چاقو و ربودن شاکی عنوان خاص مجرمانه دارد و جرم علیحده نیست تا به صورت جداگانه تفهیم شود و تهدید یکی از شیوههای آدمربایی است و در ماده 621 به صراحت قید شده است ...
و طبق تبصره 3 ماده 134 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 در صورتیکه مجموع جرائم ارتکابی در قانون عنوان مجرمانه خاصی داشته باشد مقررات تعدد جرم اعمال نمیشود و مرتکب به مجازات مقرر در قانون محکوم میگردد. در ما نحن فیه نیز مجموع جرائم ارتکابی مثل تهدید با چاقو و ربودن شاکی عنوان خاص مجرمانه دارد، لذا از این حیث بازپرس مواجه با تکلیفی نیست پرونده عودت میگردد..." (ص 97 ) دادگاه محترم این استدلال را نپذیرفته و مجدداً پرونده به نزد بازپرس ارسال و خواهان تفهیم اتهام و اخذ تصمیم شده که بازپرس یک بار دیگر هر چهار نفر متهم را از زندان در تاریخ ۱۳۹3/2/3 احضار و اتهام تهدید به ایراد ضرب و جرح با چاقو را تفهیم که مورد انکار کلیه متهمین قرار گرفته است.
(ص 107 تا 109) و نهایتاً بازپرس در مورد اتهام مذکور قرار منع تعقیب صادر و پرونده با موافقت مقامی که معلوم نیست نام و مشخصات و سمت او چه م. ب. به دادگاه برگردانده شده است. (صفحه 113) در این بین هریک از متهمین وکلای انتخابی خ. ر. ب. دادگاه معرفی مینمایند. (صفحه 92، 100، 110، 138) و در برگ وکالتنامه وکیل آقای ب. ق. نام خانوادگی صحیح متهم الف. ب. به نام الف. ب. ا. (ص 110) قید شده و در قرار قبولی وثیقه نیز که پدرش مدارک هویتی خود را ارائه نموده مشخص گردیده ( ب) م.
ب.. علی ای حال هریک از زندانیان در بند متنی از زندان ارسال و ضمن پذیرش اتهام تقاضای عفو و بخشش نمودهاند به جز ه. ش. که باز هم منکر اطلاع از قصد و نیت و عمل ارتکابی هم جرمهای خود شده است.(ص 119 تا 125) و هریک از وکلای مدافع نیز لوایحی تهیه و ضمن درخواست آزادی موکلین خود ب. ت. ب. طول مدت بازداشت با تبدیل قرار بازداشت به قرار مناسب دیگری از ایشان دفاع نموده و منکر اتهام آدم ربائی و لواط ایقابی گردیدهاند دادگاه با پذیرش درخواست متهمین و وکلای ایشان با فک قرار بازداشت موقت در مورد متهم الف.
ب. به یک میلیارد و آقای …. ش. و ح. ج. به پانصد میلیون ریال و ه. ش. به قرار کفالت با وجه الکفاله پانصد میلیون ریال اقدام نموده و هریک از ایشان با سپردن وثیقه ملکی و ضامن معتبر پس از یک سال از زندان آزاد میگردند. ( صفحه 232) و در اولین جلسه دادرسی ۱۳۹3/6/18 همگی متهمین با وکلای خود حاضر شده و نماینده دادستان نیز حضور یافته و ضمن دفاع از خود راجع به لواط ایقابی همگی منکر میگردند و در حد تفخیذ قبول اتهام نموده اما متهم ه.
ش. کماکان اصرار بر انکار خود دارد که باز در جلسه مذکور سایرین از عدم نقش و دخالت او در این ماجرا سخن به میان میآورند ولی شاکی همچنان اصرار دارد که ه. ش. نیز با او همانند سایرین عمل لواط به عنف انــجام داده و آلت خود را مانند دیگران داخل نموده و از مواد لیزکننده استفاده کردهاند ... و وکلای ایشان نیز اظهارات خود را در دفاع از مــوکلین به لوایح تقدیــمی استناد نمودهاند. نهایتاً دادگاه با اخذ آخرین دفاع و اعلام ختم دادرسی با اکثریت هیــأت محترم حاضر به موجب دادنامه 303 ـ 930 ـ ۱۳۹3/12/18 چنین رأی دادهاند: در خصوص اتهام آقایان ….
ب. ، الف. ش. ، ح. ج. و ه. ش. دایر به مشارکت در آدمربایی و ارتکاب لواط ایقابی به عنف نسبت به شاکی خصوصی آقای ب. ک. فرزند ف. و مضافا" ارتکاب ایراد ضرب و جرح عمدی توسط م. ر. ا. علیه شاکی خصوصی به شرح کیفرخواست و قرار عدم صلاحیت صادره از ناحیهی دادسرای عمومی و انقلاب ا... ، ب. ت. ب. اینکه شاکی فورا" پس از وقوع جرم به مرجع انتظامی مراجعه کرده است و متهمان نیز قبول دارند هنگام ارتکاب لواط توسط بعضی از متهمین، چشمهای شاکی را بسته بودند تا متوجه هویت افرادی که با او لواط میکنند نشود و شاکی به شرح گواهی پزشکی قانونی مورد ایراد ضرب و جرح واقع گردیده و به لحاظ سن نیز کوچکتر از همه متهمین است و متهم اصلی پرونده به نام الف.
ب. اصولا" دوست و رفیق شاکی نبوده بلکه برادر الف. به نام ف دوست شاکی بوده و فیلم ارتکاب لواط توسط متهمین الف. ش. و ح. ج. کشف گردیده است( البته دلالت بر ایقاب ندارد) و اینکه بعضا" متهمان ادعا دارند شاکی راضی به لواط بوده مستند و موجه نیست و متهم الف. ب. در اولین تحقیقی که از وی در نیروی انتظامی (صفحه24) شده است شروع درگیری با شاکی را ناشی از جر و بحث با شاکی به لحاظ سرقتی که مدعی است مشار الیه قبلا" هنگامی که با ف به منزل آنها آمده بود مرتکب شده بود مطرح میکند و اینکه او حاضر به استرداد اموال نبوده و الف.
ش. در صفحه 69 پرونده نزد بازپرس اعلام میدارد وقتی شاکی فهمید میخواهیم با او کاری (لواط) انجام دهیم فرار کرد و ح. ج. در صفحه 52 پرونده نزد بازپرس اعلام میدارد الف. و الف. اصرار کردند که باید با شاکی لواط کنم تا از ما فیلم بگیرند و مرا تهدید کردند که اگر این کار را انجام ندهم آنها با خودم لواط خواهند کرد و الف. ش. در صفحه چهل و هشت پرونده نزد بازپرس اعلام میدارد کل این جریان که پیش آمد از الف. ب. شروع شد و الف. ب. را لخت کرد و همچنین در پیامکهای مکشوفه از متهمین الف.
و الف. و خصوصا" الف. مشخص است که مشارالیهم در تلاش بودند تا مجنیعلیه را مجددا" مجبور به انجام لواط کنند و شاکی نیز اعلام میدارد بدوا" و قبل از اینکه مرتکب لواط علیه وی شوند اقدام به فرار کرده لیکن الف. ب. تهدید و اجبار مجددا" وی را به داخل منزل بازگردانده است و موقعیت زمانی حادثه حدودا" سه و نیم ظهر تابستان بوده که ب. ت. ب. شرایط آب و هوایی و گرمای شدید محل معمولا" مردم به استراحت میپردازند و خانواده متهم الف. ب. نیز خارج از منزل بودهاند و با عنایت به محتویات پرونده معلوم است که م.
ر. ا. از همان ابتدا قصد و برنامهریزی برای ارتکاب لواط داشته است و به خواسته ایشان دیگر افراد جمع شدهاند در نتیجه ب. ت. ب. مراتب و توضیحات اخیرالذکر ، اقاریر متهمین ردیفهای اول تا سوم مبنی بر ارتکاب تفخیذ و با در نظر گرفتن دیگر محتویات پرونده ارتکاب بزه تفخیذ نسبت به متهمین ردیفهای اول تا سوم و مضافا" ارتکاب آدم ربایی و ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به م. ر. ا. برای این دادگاه محرز است و مستندا" به مواد 236 و 714 (بندهای الف و ب) از قانون مجازات اسلامی مصوب سال نود و دو و ماده 621 قانون مجازات اسلامی مصوب سال هفتاد و پنج حکم به محکومیت هر کدام از متهمین ردیفهای اول تا سوم به تحمل یکصد ضربه شلاق حدی بابت ارتکاب تفخیذ به عنف که با رعایت کلیه شرایط و مقررات شرعی و قانونی اجرا خواهد شد صادر میگردد و مضافا" حکم به محکومیت آقای ….
ب. به تحمل پانزده سال حبس تعزیری به لحاظ آدمربایی و پرداخت هفت و نیم هزارم دیه کامله به نفع شاکی خصوصی بابت ایراد ضرب و جرح عمدی(کبودی پلک و لب و شانه) که ظرف یک سال از تاریخ وقوع حادثه باید پرداخت گردد صادر میشود و البته مستندا" به بند ث ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب سال نود ودو با عنایت به اینکه م. ع. الف. ب. فاقد سابقه محکومیت کیفری است و به شرح نامه ارسالی از زندان که موجود در پرونده است نادم شده لذا با یک درجه تخفیف در مجازات ، فقط حبس وی به شش سال تقلیل و تخفیف داده میشود و در خصوص کلیه اتهامهای متهم ه.
ش. و اتهامهای لواط ایقابی و مشارکت در آدمربایی نسبت به متهمین الف. ش. و ح. ج. و اتهام لواط ایقابی نسبت به متهم الف. ب. با عنایت به عدم تایید موضوع توسط پزشک قانونی و انکار متهمین و فقد ادله اثباتی مستندا" به اصل37 قانون اساسی جمهوری اسلامی حکم به برائت متهمین صادر میگردد رأی صادره حضوری است و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در شعب دیوان عالی کشور م. ب.. دادرس محترم شعبه نیز در اقلیت قرار گرفته در خصوص اتهام
1- الف. ش.
2- الف. ب.
3- ح. ج. دایر بر لواط تفخیذی عقیده به محکومیت نامبردگان به حد داشته است، لیکن در خصوص متهم دیگر ه. ش. و اتهام کلیه متهمان در خصوص ایراد ضرب و جرح و آدمربائی نظر بر برائت داشته است. با ابلاغ مفاد دادنامه به کلیه متهمین و وکلای ایشان و شخص شاکی ب. ک. و وکیل مدافع الف. ب. به دادنامه مذکور اعتراض داشته که با ثبت لوایح بدون پرداخت هزینه دادرسی مرحله فرجامخواهی وفق مواد مربوط در قانون آئین دادرسی کیفری مصوب 1392 و اصلاحیه بعدی آن پرونده را جهت رسیدگی به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده که در حین شور به لوایح تقدیمی و اوراق مورد نیاز پرونده اشاره خواهد شد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … ح. ارجمند دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر اینکه ب. ت. ب. محتویات پرونده و ملاحظه مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی شاکی که موجه و مدلّل به نظر نمیرسد لذا چون دادنامه تجدیدنظرخواسته مطابق با موازین قانونی صادر شده است مستنداً به بند الف ماده 469 ق.آ.د.ک نظر به ابرام و تأیید آن داده میشود. در خصوص دادنامه شماره 303 – 930، ۱۳۹3/12/18 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رأی میدهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص تجدیدنظرخواهی شاکی پرونده آقای ب.
ک. و آقای ب.ق. به وکالت از آقای …. ب.ا. که به اشتباه نام وی در پرونده دادنامه صادره " ب. " قید گردیده از دادنامه 303 – 930 مورخ ۱۳۹3/12/18 صادره از شعبه هفدهم دادگاه کیفری استان خوزستان بدین مضمون که شاکی در لایحه خود به برائت متهمین از اتهام وارده دائر بر لواط ایقابی اعتراض خود را اعلام نموده و وکیل م. م. ع. ردیف اول دادنامه اتهام آدمربائی را منتسب به موکل خود ندانسته چرا که شاکی به میل و اراده خود به منزل مسکونی موکل عزیمت کرده است و از این جهت موضوع اتهام منتسبه مذکور را منتفی دانسته، هر دو این ایرادات مردود است زیرا تشخیص نوع جرم ارتکابی ب.
ت. ب. جزئیات و میزان اعمال و رفتار مرتکبین و مصادیق مندرج در مواد قانونی با استنباط از ادله و قرائن و شواهد موجود در پرونده از اختیارات قضات محترم رسیدگی کننده بوده و استنباط ایشان ملاک عمل در تعیین نوع و ماهیت بزه نمیباشد. کما اینکه در این پرونده نظریه پزشکی قانونی در ردّ دخول و یا به عبارت دیگر عدم تعیین صد درصدی انجام دخول به لحاظ فقدان علائم و آثار حکایت دارد و نیز علاوه بر آن فیلم ضبط شده در گوشی موبایل متهمین بنا به گزارش مأمورین برخلاف ادعای شاکی حکایت از عنف و زور در انجام عمل ندارد و آثاری نیز در معاینه پزشکی قانونی در این ناحیه مشاهده نگردیده، بنابراین ایرادات مطروحه از ناحیه شاکی پرونده در لایحه اعتراضی مؤثر نبوده و ردّ میگردد.
و امّا در مورد اعتراض وکیل م. م. ع. مذکور نیز در محکومیت موکلش به مجازات آدمربائی بر فرض بنا به اقرار و تأیید شاکی و پی تماس الف. ب.ا. به آنجا مراجعه داشته امّا نباید فراموش کرد که شاکی در زیر سن 18 سال قرار داشته و به محض ورود و با آگاهی از نیت شوم متهم یاد شده و دوستش الف. ش. ( متهم دیگر پرونده ) قصد خروج از منزل را داشته که با ممانعت ایشان روبرو شده و علاوه بر آن الف. برادر خود ف و ح. ج. و ح. چ را نیز به آنجا فرا میخواند و به نوعی آنچه که از محتویات و اوراق پرونده بر میآید در واقع به نوعی شاکی را میفریبد و از ابتداء قصد و نیت خود را مخفی نگاه میدارد و به بهانه تهمت زدن به شاکی دائر بر سرقت وجه نقد و گوشی موبایل از منزلش او را مرعوب نموده و مورد آزار و اذیت جسمانی قرار میدهد تا بتواند به مقصود خود برسد.
با عنایت به مراتب فوق آدمربایی از طریق خدعه و فریب شاکی برای دادگاه احراز گردیده است و خالی از ایراد م. ب.. لذا با رد اعتراض وکیل م. م. ع. ضمن اصلاح نامش از الف. ب. به الف. ب. ا. مستنداً به بند الف ماده 469 قانون آئین دادرسی کیفری مصوب 1392 دادنامه معترضعنه عیناً مورد تأیید قرار میگیرد.
رئیس و مستشار و عضو معاون شعبه 41 دیوان عالی کشور
علی رازینی - عبدالعلی ناصح - محسن یکتن خدایی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
در تاریخ 6 شهریور 1392، شاکی به اتهام لواط ایقابی، ضرب و جرح و تهدید با چاقو از چهار متهم شکایت نمود. شاکی ادعا کرد که متهمان در منزل یکی از آنان، با تهدید به چاقو، او را به انجام عمل لواط مجبور کرده و از این عمل فیلمبرداری کردهاند. پس از ارجاع به پزشکی قانونی، آثار کبودی در بدن شاکی تایید شد، اما نشانهای از دخول مشاهده نگردید. متهمان در مراحل اولیه تحقیقات، اتهام لواط را با رضایت شاکی پذیرفتند، اما ادعای تهدید را رد کردند.
در نهایت، دادگاه متهمان را به اتهام آدمربایی و لواط ایقابی محکوم نمود. یکی از متهمان به 15 سال حبس و سایرین به 100 ضربه شلاق محکوم شدند. در مرحله تجدیدنظر، دیوان عالی کشور با تایید حکم اولیه، برائت برخی متهمان را به دلیل عدم وجود ادله کافی و عدم تایید موضوع توسط پزشکی قانونی اعلام کرد. دادگاه با استناد به مواد 236 و 714 قانون مجازات اسلامی و ماده 621 این قانون، حکم به محکومیت متهمان صادر نمود و در نهایت، دادگاه تجدیدنظر نیز این حکم را تایید کرد.
تاریخ دادنامه قطعی: 1394/06/02
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: چنانچه شاکی کمتر از 18 سال سن داشته و به صورت اختیاری به محل مورد نظر متهم برود، اما متهم مانع از خروج وی از محل گردد، آدم ربایی از طریق خدعه و فریب محقق میگردد.
رای خلاصه جریان پرونده
آقای ب. ک. فرزند ف. 17 ساله در تاریخ 1392/06/06 شکایتی را در دادسرای ا... مطرح که به شعبه چهارم دادیاری ارجاع و در اخذ توضیح بیان داشته: از مشتکیعنهم (الف. ب.، الف. ش.، ح. ج.
و ه. ش.) به دلیل لواط ایقابی و ضرب و جرح و تهدید با چاقو و گرفتن فیلم از من در حین لواط شکایت و تقاضای رسیدگی دارم. بدین شرح که نامبردگان وقتی من در خانه الف. ب. بودم با چاقو مرا تهدید کردند و سپس با من لواط ایقابی کردند و از من فیلم گرفتند، لذا از نامبردگان شکایت و تقاضای رسیدگی دارم...
س: آیا شاهدی برای قضیه دارید؟ خیر شاهدی ندارم کسی نبود...: دادیار محترم دستور بررسی موضوع و معرفی شاکی به پزشکی قانونی و اخذ فیلم ضبط شده و اعاده پرونده (ص 2 ) ظرف هفت روز به همراه شهود شاکی را صادر نموده است...
(ص 3 ) و برگه 5 پرونده نیز حکایت از آن دارد شاکی بلافاصله مقارن ساعت 18 : 00 مورخ 1392/06/05 با چشم گریان به همراه داییاش به کلانتری مراجعه و ماجرای پیش آمده را شرح داده است و این صورتجلسه مربوط به یک روز قبل از ارجاع پرونده از کلانتری 11 ایذه به دادسرا م. ب.. و در تشریح ماجرا میگوید:... ساعت 15 : 37 یوم جاری ( 1392/06/05 ) شخصی به هویت الف. ب. 20 ساله به من زنگ زد گفت بیا منزل تنها هستم که من هم به منزل آنها رفتم که الف.
به الف. ش. زنگ زد آمد که دو نفری به اتاق خواب بردنم و با دیلم آهنی و چاقو مرا تهدید نمودند که باید شلوار و شورتت را در بیاوری که من امتناع کردم ولی به زور خودشان شلوار و شورت و پیراهنم را درآوردند و شخصی به هویت الف. ش. به بنده تجاوز نمود و الف. ب. فیلم گرفت و الف. ش. بیرون رفت و ح. ج. آمد داخل و چشمهایم را بستند ح. تجاوز نمود و ه. آمد او هم تجاوز نمود و چهارمین نفر آمد که الف. ب. نام داشت و او هم به بنده تجاوز نمود و عمل قبیح و شنیع لواط انجام دادند و لباسهایم را پوشیدم و رفتم منزل ساعت 18 : 00 غروب بود که موضوع را به داییام گفتم و بعد آمدم کلانتری و از چهار نفر شاکی هستم...
(ص 5 ) در معرفی شاکی به پزشکی قانونی چنین گواهی نموده: از آقای ب. ک. فرزند ف. در تاریخ 1392/06/06 ساعت نه صبح معاینه به عمل آمد به دنبال اصابت جسم سخت طی حدودا 24 ساعت گذشته دچار ضایعات زیر گردیده؛
1 - کبودی مختصر روی پلک فوقانی چشم راست
2 - کبودی مختصر روی لب تحتانی
3 - کبودی مختصر روی شانه راست از ناحیه مقعد مورد معاینه قرار گرفته است که هیچگونه آثار دخولی مشاهده نگردید لازم به ذکر است که در عمل لواط اگر از مایع لغزنده استفاده شود یا عمل لواط سطحی باشد یا با تاخیر جهت معاینه مراجعه نماید در معاینه مقعد آثاری مشاهده نخواهد شد... (مکاتبه 92/1286/1792 - 1392/06/06 ص 7 ) در اجرای دستور مقام قضایی در 1392/06/12 در مورد متهمین الف. ب. و الف. ش. تحقیقات محلی انجام شده حاکی از اینست که هر دوی ایشان در تعمیرگاه موتور سیکلت کار میکنند و از وجهه خوب اخلاقی و اجتماعی برخوردار نیستند.
(ص 11 ) شاکی در 1392/06/13 نزد دادیار میگوید: تقاضا دارم در این خصوص برای روشن شدن موضوع مواجهه حضوری صورت گیرد میخواهند فیلم مرا پخش کنند و همگی روی گوشیهایشان فیلم مرا دارند... و به درخواست رئیس کلانتری دستور بدوا جلب نامبردگان صادر در اولین اقدام در تاریخ 1392/06/22 با مراجعه به درب مغازه (ص 13 ) الف. ب. فرزند م. و الف. ش. فرزند م. دستگیر و گوشیهای همراه ایشان نیز توقیف میگردد. (ص 19 ) در همین تاریخ ح. ج. نیز دستگیر میگردد.
و سپس با بازبینی محتویات گوشیهای متهمین الف. ش. و الف. ب. در حضور خودشان فیلمی مشاهده میگردد که در توضیح آن میگویند؛ فیلمی که در گوشی الف. ب. وجود داود متعلق به ح. ج. م. ب. که در حال انجام عمل لواط با شاکی به هویت ب. ک. است و فیلمی که در گوشی الف. ش. م. ب. مربوط به خودش بوده که در حال انجام لواط با شاکی پرونده بوده است و موضوع عمل لواط با شاکی را قبول داشتهاند... (ص 21 ) در بازجوئی اولیه الف. ش. متولد 1366 میگوید:...
ب. ک. با موتور سیکلت خودش آنجا آمد... وقتی ب..... وارد شد چون شاکی اهل برنامه بوده است خودش لباسهایش را درآورد البته الف. ب. با وی عمل شنیع لواط انجام داده است و سپس من نیز با ایشان عمل شنیع لواط انجام دادهام و فیلمی که داخل گوشی من موجود م. ب. را الف. ب. گرفت... بنده ندیدم که ه. ش. با شاکی کاری انجام دهد الف. ب. فرزند م. متولد 1372 میگوید:... من به ب. ک. زنگ زدم و بهش گفتم بیا کارت دارم وقتی آمد قبول نکرد که وسایل گفته شده را برده است (به شاکی تهمت دزدی پنجاه هزار تومان پول و یک دستگاه گوشی نوکیا زده و ادعا کرده او که دوست برادرش ف.
بوده دفعه قبل که با ف به منزل ایشان آمده دزدی کرده است) به من فحش داد و به او گفتم لخت شو باهات کار دارم بعد لباسهایش را درآورد و ابتداء الف. ش. با ایشان عمل لواط انجام داد و من با گوشی الف. از وی فیلم گرفتم و بعد ح. ج. با شاکی عمل لواط انجام داد و من با گوشی خودم از وی فیلم گرفتم و بعد از این دو نفر خودم با شاکی به نام ب.... عمل لواط انجام دادم ولی از خودم فیلم نگرفتم و ح ل. و ه. ش. (ش.و.) و ف ب. نیز در منزل بودند وقتی از انجام عمل لواط با شاکی درگیر شده بودیم از منزل خارج شدند... (صفحه
24 ) و هدف از تهیه فیلم را ترساندن شاکی اعلام داشته است. ح. ج. متولد 1373 نیز در بازجوئی میگوید:... بنده در منزل خودمان بودم که برادر الف. ب. به نام ف. به همراه من بوده است و برادر ف. به وی زنگ زد و من نیز همراه وی به منزل الف. ب. رفتم و وقتی رسیدم الف. ب. و الف. ش. در منزل بودند ب. ک. نیز در منزل حضور داشت و در آنجا الف. ش.و. (ش.) به همراه ب. ک. و الف. ب. داخل اتاق رفتند و حدود 5 دقیقه داخل اتاق بودند و بنده به همراه ف و یک نفر دیگر داخل پذیرایی نشسته بودیم و وقتی کارشان تمام شد من نیز وارد اتاق شدم و ب.
به من گفت یک نخ سیگار بیار تا بکشم و سیگار به وی دادم و من هم با ب. ک. لواط انجام دادم و الف. ب. با گوشی خودش از من فیلم گرفت و وقتی کارمان تمام شد ب. ک. از منزل خارج شد... ه. ش. فرزند ی 23 ساله که خود را شخصا به پلیس اطلاعات و امنیت اخلاقی شهرستان ا...(صفحه
26 ) در تاریخ 1392/06/23 معرفی کرده در بازجوئی به عمل آمده از وی میگوید:... بنده در منزل خواب بودم که دوستانم به نامان الف. ش.، الف. ب. و ح ج. با گوشی همراه من تماس گرفتند و گفتند بیا به خانه الف. ب. با تو کار داریم و بعد از حدود 30 دقیقه بنده به آنجا رفتم و درب منزل را زدم که درب منزل را الف. ب. باز نمود و به داخل منزل رفتم که هر سه نفر آنها آنجا بودند ب. ک. داخل اتاق به صورت عریان و بدون لباس بود و بنده از لای در که باز بود او را دیدم داخل اتاق نرفتم و هیچ کاری با او انجام ندادم که پس از آن به همراه الف.
ب. از منزل خارج شدم و نمیدانم بعد از رفتن ما چه اتفاقی افتاد و در ضمن الف. ش. قبل از ما از منزل خارج شده بود و زمانی که ما رفتیم ب. به همراه ح. ج. در منزل بودند...
س: آیا شما و دوستانتان با شاکی عمل لواط انجام دادید؟ خیر بنده عمل لواط انجام ندادم و نمیدانم که آنها چه کردند... (صفحه
29 ) نکته قابل توجه آنکه سه متهم دیگر تاکید دارند بر اینکه ه. ش. با شاکی عمل لواط انجام نداده و تنها شاکی ادعای انجام عمل توسط وی را دارد و در مواجهات حضوری فی ما بین متهمین با یکدیگر و متهمین با شاکی تصریح بر این امر دارند... (صفحه 31 ، 54 ،
58 ) از طرفی متن پیامکهای ارسالی توسط الف. ب. به گوشی شاکی که مورد بازبینی مامورین قرار گرفته نشان از آن دارد که بعد از آنجام عمل شاکی مورد تهدید م. ر. ا. قرار گرفته تا دوباره او را وادار به انجام اینکار کند و الاّ فیلم گرفته شده را در سطح شهر پخش کند (صفحه
42 ) به گزارش مامورین الف. ش. در طول بازداشت و بازجوئی در مورخ 1392/06/23 به نحوی از بازداشتگاه دادگستری ا... متواری میگردد ولی مجددا خود را معرفی نموده است. (صفحه 38 ،
39 ) الف. ب. در دادسرا به اتهام آدمربائی، ایراد ضرب و جرح شاکی، تهیه فیلم مستهجن و انجام لواط تحت تعقیب قرار میگیرد و ضمن پذیرش اتهام لواط آن هم بدین شکل که پیشنهاد انجام عمل را به شاکی دادهاند و او پذیرفته سایر موارد اتهامی را منکر است به جز اینکه تهیه فیلم با گوشی خودش و الف. ش. را اقرار دارد و انگیزه گرفتن فیلم از شاکی را به جهت عدم طرح شکایت از جانب او بیان میدارد و در پاسخ به سوال قاضی دادسرا میگوید:... قبول دارم به او زنگ زدم گفتم بیا خونه تا دوباره لواط کنیم بعد فیلم را حذف کنم...
در مورد نحوه آمدن آقای ب. ک. به منزلشان میگوید: من از مغازه رفتم خونه یک ساعت طول کشید دیدم درب خونه را میزنند رفتم درب را باز کردم دیدم ب. است آمد داخل دوستانم آنجا بودند و سر حرف را باز کرد و رفت داخل اتاق آخری گفت بیائید این کار را با من بکنید. دوستانم نیم ساعت قبل از اینکه این آقا بیاید آمدند خانه ما نشسته بودیم همان جا... (صفحه 44 تا
46 ) الف. ش. و ح. ج. نیز ضمن پذیرش اتهام لواط در مورد شرکت در آدمربائی منکر بوده و در نزد قاضی دادسرا تاکید دارند که با رضایت شاکی با او این عمل را انجام دادهاند و الف. ب. علیرغم خواست ایشان مبادرت به گرفتن فیلم از انجام عمل لواط با شاکی نموده است... (صفحه 48 ، 51 ،
52 ) امّا ه. ش. در نزد قاضی دادسرا نیز به طور کلی منکر اتهام وارده بوده ولی حضورش در آن محل را پس از تماس از سوی الف. ب. و سایرین قبول دارد و میگوید ب. ک. را دیده که لخت در آنجا در یکی از اتاقها حضور داشته است. (صفحه 49 و
50 ) شاکی در تحقیقات دادسرا در مورد چگونگی ماجرا و علت مجروح شدن خود را در آن منزل اینگونه شرح داده:... ساعت 15 : 37 بود که الف. ب. با من تماس گرفت من هم رفتم به خانه آنها که الف. ب. تنها آنجا بود و بعد زنگ زد به الف. ش. که او هم آمد و بعد الف. به بنده گفت زنگ بزن به ف برادرم که در حین زنگ زدن شارژ گوشی همراهم تمام شد و بعد الف. خودش به ف زنگ زد و بعد از چند دقیقه ف. و ح. ج. و ح س آمدند وقتی که داخل خانه آمدند الف. داشت مرا کتک میزد و میگفت لباسهایت را دربیاور تا با تو لواط کنیم و بعد از آن الف.
ش.، ف و ح. و ح. را بیرون از خانه کرد بعد از آن من قصد فرار داشتم که با لگد به درب حیاط کوبیدم درب که باز شد درحالی که از دماغ و دهانم خون میآمد، کنار دیوار نشستم که ف. رفت از داخل برای من آب آورد که روی سرم بریزد که در همین حال الف. آمد و مرا با چاقو به داخل برد و به زور به داخل اتاق خواب برد و با چاقو و دیلم مرا تهدید میکرد که اگر نگذاری اینکار را بکنیم میکشمت و من نیز از ترس خودم شلوار و پیراهنم را درآوردم و در مرحله اول ش.
با من عمل لواط انجام داد و الف. ب. داشت از ما فیلم میگرفت و بعد از الف. الف. با پارچه چشمانم را بست و بعد ح. ج. وارد اتاق شد و با من لواط انجام داد که الف. با گوشی خودش فیلم گرفت و ح. که تمام کرد بعد از حدود بیست دقیقه ه. ش. داخل اتاق شد و با من این کار را انجام داد ولی کسی فیلم نگرفت و بعد از آن نفر آخر الف. با من لواط کرد که بعد از چند دقیقه لباسهایم را پوشیدم و به کلانتری یازده رفتم... (صفحه 53 ،
54 ) سپس هر چهار نفر متهم با صدور قرار بازداشت موقت به تاریخ 1392/06/24 بازداشت گردیده در همین فاصله در بازبینی فیلم ضبط شده در گوشی متهمین الف. ب. و الف. ش. توسط مامورین صورتجلسهایی تنظیم که در آن قید شده در فیلم هیچگونه زور و اجباری در کار نبوده است و شاکی با رضایت کامل یک بار به صورت ایستاده و بار دیگر به صورت دراز کشیده م. ب. و در مرحله اول الف. ش. با شاکی عمل لواط انجام میدهد که شاکی به صورت دراز کشیده م. ب. و هیچگونه مخالفتی نمیکند و بار دوم نیز ح. ج. با وی عمل لواط انجام میدهد که هر دو نفر به صورت ایستاده و با رضایت م. ب.... (ص 57 ) هیچ یک از متهمین با بررسی سوابق انگشتنگاری دارای سابقه کیفری نبودهاند. (ص 32 تا
35 ) با ارجاع پرونده به بازپرس شعبه اول و اخذ آخرین دفاع از متهمین و معرفی نامبردگان به زندان شهرستان ر... از تاریخ 1392/06/26 (ص 70 تا
73 ) بازپرس با صدور قرار نهایی که اثری از موافقت یا عدم موافقت دادستان یا جانشین وی در پرونده مشهود نمیباشد در مورد اتهام لواط قرار عدم صلاحیت به شایستگی کیفری استان در مورد تهیه فیلم مستهجن قرار عدم صلاحیت به دادگاه انقلاب (در مورد الف. ب.) و مشارکت در آدمربایی در مورد هر چهار نفر و ایراد ضرب و جرح نسبت به شاکی (اتهام م. ر. ا.) قرار مجرمیت صادر که به تبع آن با صدور کیفرخواست به دفتر کل دادگاههای کیفری استان خوزستان ارسال میگردد. (ص 76 تا
79 ) که در تاریخ 1392/08/15 به شعبه --- کیفری استان ارجاع گردیده (ص 84 ) دادگاه در جلسه فوق العاده 1392/08/19 با دو ایراد
1 - از جهت عدم ابلاغ قرار عدم صلاحیت به متهمین
2 - عدم تحقیق و تعقیب شکایت شاکی در مورد بزه تهدید به ایراد ضرب با چاقو قرار رفع نقص صادر و پرونده به دادسرا اعاده نموده است.(ص 82 ) بازپرس با ابلاغ قرار عدم صلاحیت به متهمین در مورد اتهام تهدید با چاقو به ایراد ضرب و جرح ابتداء اینگونه استدلال نموده، ن. ب. ا. حسب ماده 621 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 مجموع جرائم ارتکابی متهمان تهدید با چاقو و ربودن شاکی عنوان خاص مجرمانه دارد و جرم علیحده نیست تا به صورت جداگانه تفهیم شود و تهدید یکی از شیوههای آدمربایی است و در ماده 621 به صراحت قید شده است...
و طبق تبصره 3 ماده 134 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 در صورتی که مجموع جرائم ارتکابی در قانون عنوان مجرمانه خاصی داشته باشد مقررات تعدد جرم اعمال نمیشود و مرتکب به مجازات مقرر در قانون محکوم میگردد. در ما نحن فیه نیز مجموع جرائم ارتکابی مثل تهدید با چاقو و ربودن شاکی عنوان خاص مجرمانه دارد، لذا از این حیث بازپرس مواجه با تکلیفی نیست پرونده عودت میگردد... (ص 97 ) دادگاه محترم این استدلال را نپذیرفته و مجددا پرونده به نزد بازپرس ارسال و خواهان تفهیم اتهام و اخذ تصمیم شده که بازپرس یک بار دیگر هر چهار نفر متهم را از زندان در تاریخ 1393/02/03 احضار و اتهام تهدید به ایراد ضرب و جرح با چاقو را تفهیم که مورد انکار کلیه متهمین قرار گرفته است.
(ص 107 تا 109 ) و نهایتا بازپرس در مورد اتهام مذکور قرار منع تعقیب صادر و پرونده با موافقت مقامی که معلوم نیست نام و مشخصات و سمت او چه م. ب. به دادگاه برگردانده شده است. (صفحه 113 ) در این بین هریک از متهمین وکلای انتخابی خ. ر. ب. دادگاه معرفی مینمایند. (صفحه 92 ، 100 ، 110 ، 138 ) و در برگ وکالتنامه وکیل آقای ب. ق. نام خانوادگی صحیح متهم الف. ب. به نام الف. ب. ا. (ص 110 ) قید شده و در قرار قبولی وثیقه نیز که پدرش مدارک هویتی خود را ارائه نموده مشخص گردیده (ب) م.
ب.. علی ای حال هریک از زندانیان در بند متنی از زندان ارسال و ضمن پذیرش اتهام تقاضای عفو و بخشش نمودهاند به جز ه. ش. که باز هم منکر اطلاع از قصد و نیت و عمل ارتکابی هم جرمهای خود شده است.(ص 119 تا 125 ) و هریک از وکلای مدافع نیز لوایحی تهیه و ضمن درخواست آزادی موکلین خود ب. ت. ب. طول مدت بازداشت با تبدیل قرار بازداشت به قرار مناسب دیگری از ایشان دفاع نموده و منکر اتهام آدم ربائی و لواط ایقابی گردیدهاند دادگاه با پذیرش درخواست متهمین و وکلای ایشان با فک قرار بازداشت موقت در مورد متهم الف.
ب. به یک میلیارد و آقای …. ش. و ح. ج. به پانصد میلیون ریال و ه. ش. به قرار کفالت با وجه الکفاله پانصد میلیون ریال اقدام نموده و هریک از ایشان با سپردن وثیقه ملکی و ضامن معتبر پس از یک سال از زندان آزاد میگردند. (صفحه 232 ) و در اولین جلسه دادرسی 1393/06/18 همگی متهمین با وکلای خود حاضر شده و نماینده دادستان نیز حضور یافته و ضمن دفاع از خود راجع به لواط ایقابی همگی منکر میگردند و در حد تفخیذ قبول اتهام نموده اما متهم ه.
ش. کماکان اصرار بر انکار خود دارد که باز در جلسه مذکور سایرین از عدم نقش و دخالت او در این ماجرا سخن به میان میآورند ولی شاکی همچنان اصرار دارد که ه. ش. نیز با او همانند سایرین عمل لواط به عنف انجام داده و آلت خود را مانند دیگران داخل نموده و از مواد لیزکننده استفاده کردهاند... و وکلای ایشان نیز اظهارات خود را در دفاع از موکلین به لوایح تقدیمی استناد نمودهاند. نهایتا دادگاه با اخذ آخرین دفاع و اعلام ختم دادرسی با اکثریت هیات محترم حاضر به موجب دادنامه --- - 930 - 1393/12/18 چنین رای دادهاند: در خصوص اتهام آقایان ….
ب.، الف. ش.، ح. ج. و ه. ش. دایر به مشارکت در آدمربایی و ارتکاب لواط ایقابی به عنف نسبت به شاکی خصوصی آقای ب. ک. فرزند ف. و مضافا ارتکاب ایراد ضرب و جرح عمدی توسط م. ر. ا. علیه شاکی خصوصی به شرح کیفرخواست و قرار عدم صلاحیت صادره از ناحیهی دادسرای عمومی و انقلاب ا...، ب. ت. ب. اینکه شاکی فورا پس از وقوع جرم به مرجع انتظامی مراجعه کرده است و متهمان نیز قبول دارند هنگام ارتکاب لواط توسط بعضی از متهمین، چشمهای شاکی را بسته بودند تا متوجه هویت افرادی که با او لواط میکنند نشود و شاکی به شرح گواهی پزشکی قانونی مورد ایراد ضرب و جرح واقع گردیده و به لحاظ سن نیز کوچکتر از همه متهمین است و متهم اصلی پرونده به نام الف.
ب. اصولا دوست و رفیق شاکی نبوده بلکه برادر الف. به نام ف دوست شاکی بوده و فیلم ارتکاب لواط توسط متهمین الف. ش. و ح. ج. کشف گردیده است(البته دلالت بر ایقاب ندارد) و اینکه بعضا متهمان ادعا دارند شاکی راضی به لواط بوده مستند و موجه نیست و متهم الف. ب. در اولین تحقیقی که از وی در نیروی انتظامی (صفحه
24 ) شده است شروع درگیری با شاکی را ناشی از جر و بحث با شاکی به لحاظ سرقتی که مدعی است مشار الیه قبلا هنگامی که با ف به منزل آنها آمده بود مرتکب شده بود مطرح میکند و اینکه او حاضر به استرداد اموال نبوده و الف. ش. در صفحه 69 پرونده نزد بازپرس اعلام میدارد وقتی شاکی فهمید میخواهیم با او کاری (لواط) انجام دهیم فرار کرد و ح. ج. در صفحه 52 پرونده نزد بازپرس اعلام میدارد الف. و الف. اصرار کردند که باید با شاکی لواط کنم تا از ما فیلم بگیرند و مرا تهدید کردند که اگر این کار را انجام ندهم آنها با خودم لواط خواهند کرد و الف.
ش. در صفحه چهل و هشت پرونده نزد بازپرس اعلام میدارد کل این جریان که پیش آمد از الف. ب. شروع شد و الف. ب. را لخت کرد و همچنین در پیامکهای مکشوفه از متهمین الف. و الف. و خصوصا الف. مشخص است که مشارالیهم در تلاش بودند تا مجنیعلیه را مجددا مجبور به انجام لواط کنند و شاکی نیز اعلام میدارد بدوا و قبل از اینکه مرتکب لواط علیه وی شوند اقدام به فرار کرده لیکن الف. ب. تهدید و اجبار مجددا وی را به داخل منزل بازگردانده است و موقعیت زمانی حادثه حدودا سه و نیم ظهر تابستان بوده که ب.
ت. ب. شرایط آب و هوایی و گرمای شدید محل معمولا مردم به استراحت میپردازند و خانواده متهم الف. ب. نیز خارج از منزل بودهاند و با عنایت به محتویات پرونده معلوم است که م. ر. ا. از همان ابتدا قصد و برنامهریزی برای ارتکاب لواط داشته است و به خواسته ایشان دیگر افراد جمع شدهاند در نتیجه ب. ت. ب. مراتب و توضیحات اخیرالذکر، اقاریر متهمین ردیفهای اول تا سوم مبنی بر ارتکاب تفخیذ و با در نظر گرفتن دیگر محتویات پرونده ارتکاب بزه تفخیذ نسبت به متهمین ردیفهای اول تا سوم و مضافا ارتکاب آدم ربایی و ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به م.
ر. ا. برای این دادگاه محرز است و مستندا به مواد 236 و 714 (بندهای الف و ب) از قانون مجازات اسلامی مصوب سال نود و دو و ماده 621 قانون مجازات اسلامی مصوب سال هفتاد و پنج حکم به محکومیت هر کدام از متهمین ردیفهای اول تا سوم به تحمل یکصد ضربه شلاق حدی بابت ارتکاب تفخیذ به عنف که با رعایت کلیه شرایط و مقررات شرعی و قانونی اجرا خواهد شد صادر میگردد و مضافا حکم به محکومیت آقای …. ب. به تحمل پانزده سال حبس تعزیری به لحاظ آدمربایی و پرداخت هفت و نیم هزارم دیه کامله به نفع شاکی خصوصی بابت ایراد ضرب و جرح عمدی(کبودی پلک و لب و شانه) که ظرف یک سال از تاریخ وقوع حادثه باید پرداخت گردد صادر میشود و البته مستندا به بند ث ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب سال نود ودو با عنایت به اینکه م.
ع. الف. ب. فاقد سابقه محکومیت کیفری است و به شرح نامه ارسالی از زندان که موجود در پرونده است نادم شده لذا با یک درجه تخفیف در مجازات، فقط حبس وی به شش سال تقلیل و تخفیف داده میشود و در خصوص کلیه اتهامهای متهم ه. ش. و اتهامهای لواط ایقابی و مشارکت در آدمربایی نسبت به متهمین الف. ش. و ح. ج. و اتهام لواط ایقابی نسبت به متهم الف. ب. با عنایت به عدم تایید موضوع توسط پزشک قانونی و انکار متهمین و فقد ادله اثباتی مستندا به اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی حکم به برائت متهمین صادر میگردد رای صادره حضوری است و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در شعب دیوان عالی کشور م. ب.. دادرس محترم شعبه نیز در اقلیت قرار گرفته در خصوص اتهام
1 - الف. ش.
2 - الف. ب.
3 - ح. ج. دایر بر لواط تفخیذی عقیده به محکومیت نامبردگان به حد داشته است، لیکن در خصوص متهم دیگر ه. ش. و اتهام کلیه متهمان در خصوص ایراد ضرب و جرح و آدمربائی نظر بر برائت داشته است. با ابلاغ مفاد دادنامه به کلیه متهمین و وکلای ایشان و شخص شاکی ب. ک. و وکیل مدافع الف. ب. به دادنامه مذکور اعتراض داشته که با ثبت لوایح بدون پرداخت هزینه دادرسی مرحله فرجامخواهی وفق مواد مربوط در قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و اصلاحیه بعدی آن پرونده را جهت رسیدگی به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده که در حین شور به لوایح تقدیمی و اوراق مورد نیاز پرونده اشاره خواهد شد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … ح. ارجمند دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر اینکه ب. ت. ب. محتویات پرونده و ملاحظه مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی شاکی که موجه و مدلّل به نظر نمیرسد لذا چون دادنامه تجدیدنظرخواسته مطابق با موازین قانونی صادر شده است مستندا به بند الف ماده 469 ق.آ.د.ک نظر به ابرام و تایید آن داده میشود. در خصوص دادنامه شماره --- - 930 ، 1393/12/18 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص تجدیدنظرخواهی شاکی پرونده آقای ب.
ک. و آقای ب.ق. به وکالت از آقای …. ب.ا. که به اشتباه نام وی در پرونده دادنامه صادره ب. قید گردیده از دادنامه --- - 930 مورخ 1393/12/18 صادره از شعبه هفدهم دادگاه کیفری استان خوزستان بدین مضمون که شاکی در لایحه خود به برائت متهمین از اتهام وارده دائر بر لواط ایقابی اعتراض خود را اعلام نموده و وکیل م. م. ع. ردیف اول دادنامه اتهام آدمربائی را منتسب به موکل خود ندانسته چرا که شاکی به میل و اراده خود به منزل مسکونی موکل عزیمت کرده است و از این جهت موضوع اتهام منتسبه مذکور را منتفی دانسته، هر دو این ایرادات مردود است زیرا تشخیص نوع جرم ارتکابی ب.
ت. ب. جزئیات و میزان اعمال و رفتار مرتکبین و مصادیق مندرج در مواد قانونی با استنباط از ادله و قرائن و شواهد موجود در پرونده از اختیارات قضات محترم رسیدگی کننده بوده و استنباط ایشان ملاک عمل در تعیین نوع و ماهیت بزه نمیباشد. کما اینکه در این پرونده نظریه پزشکی قانونی در ردّ دخول و یا به عبارت دیگر عدم تعیین صد درصدی انجام دخول به لحاظ فقدان علائم و آثار حکایت دارد و نیز علاوه بر آن فیلم ضبط شده در گوشی موبایل متهمین بنا به گزارش مامورین برخلاف ادعای شاکی حکایت از عنف و زور در انجام عمل ندارد و آثاری نیز در معاینه پزشکی قانونی در این ناحیه مشاهده نگردیده، بنابراین ایرادات مطروحه از ناحیه شاکی پرونده در لایحه اعتراضی موثر نبوده و ردّ میگردد.
و امّا در مورد اعتراض وکیل م. م. ع. مذکور نیز در محکومیت موکلش به مجازات آدمربائی بر فرض بنا به اقرار و تایید شاکی و پی تماس الف. ب.ا. به آنجا مراجعه داشته امّا نباید فراموش کرد که شاکی در زیر سن 18 سال قرار داشته و به محض ورود و با آگاهی از نیت شوم متهم یاد شده و دوستش الف. ش. (متهم دیگر پرونده) قصد خروج از منزل را داشته که با ممانعت ایشان روبرو شده و علاوه بر آن الف. برادر خود ف و ح. ج. و ح. چ را نیز به آنجا فرا میخواند و به نوعی آنچه که از محتویات و اوراق پرونده بر میآید در واقع به نوعی شاکی را میفریبد و از ابتداء قصد و نیت خود را مخفی نگاه میدارد و به بهانه تهمت زدن به شاکی دائر بر سرقت وجه نقد و گوشی موبایل از منزلش او را مرعوب نموده و مورد آزار و اذیت جسمانی قرار میدهد تا بتواند به مقصود خود برسد.
با عنایت به مراتب فوق آدمربایی از طریق خدعه و فریب شاکی برای دادگاه احراز گردیده است و خالی از ایراد م. ب.. لذا با رد اعتراض وکیل م. م. ع. ضمن اصلاح نامش از الف. ب. به الف. ب. ا. مستندا به بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 دادنامه معترضعنه عینا مورد تایید قرار میگیرد.
رئیس و مستشار و عضو معاون شعبه --- دیوان عالی کشور
موارد مرتبط 50
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
عکسبرداری از کارت شناسایی
ماده 38 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
اخلال در نظم عمومی حین قدرت نمایی با چاقو
ماده 38 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تعیین مجازات جایگزین حبس در بزه ایراد صدمه بدنی غیر عمدی در اثر بی احتیاطی در رانندگی
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 نامبرده را به تحمل بیست و پنج روز ح
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 778 مورخ 1398/03/28 هیات عمومی دیوان عالی کشور | تفسیر دیوان عالی کشور: عدم شمول جرایم ماده 702 بر عنوان قاچاق و امکان تعلیق مجازات
ماده 38 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تخفیف مجازات حبس و تبدیل آن به جزای نقدی
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و لحاظ فقدان سابقه محکومیت کیفری و
-
رأی
هماستناد
نحوه اعمال کیفیات مخففه
مواد 38 و 457 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تعلیق مجازات پس از اعمال تخفیف
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 حکم به محکومیت نامبرده به تحمل سه ماه
-
رأی
هماستناد
ایراد صدمه و قتل غیر عمدی ناشی از بی احتیاطی در رانندگی
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 92/2/1
-
رأی
هماستناد
ساخت مشروبات الکلی به عنوان مقدمه نگهداری آن
ماده 38 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تبدیل حبس به جزای نقدی در مقام تخفیف مجازاتمرجع تحویل گاز اشک آور موضوع جرم
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01 متهم پرونده را محکوم به تحمل
-
رأی
هماستناد
دستور عدم پرداخت وجه چک غیرقابل پرداخت
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 مجازات حبس مقرر برای متهم به سه ماه
-
رأی
هماستناد
ضرورت اعمال قواعد تعدد جرم در جرائم مواد مخدر
ماده 38 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
اخلال در نظم عمومی حین شرکت در نزاع دسته جمعی
ماده 38 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 867 مورخ 1404/05/28 هیات عمومی دیوان عالی کشور | تیراندازی سهوی فرد نظامی فاقد وصف کیفری است و صرفا مرتکب از باب مسئولیت مدنی، ضامن جبران خسارات وارده خواهد بود
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 احراز جهات و کیفیات مخففه از جمله ف
-
رأی
هماستناد
تاثیر دفاع در ماهیت بزه ارتکابی بر تجویز اعاده دادرسی
ماده 38 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
اخلال در نظم عمومی و ضرب و جرح عمدی با جسم برنده
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 92/2/1 به لحاظ اوضاع واحوال خاصی که درار
-
رأی
هماستناد
حدود اختیارات قاضی اجرای احکام
قانون مجازات اسلامی مصوب 92 با رعایت ماده 38
-
رأی
هماستناد
توهین از طریق ایجاد مزاحمت تلفنی
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 92/2/1
-
رأی
هماستناد
نحوه صدور حکم در بزه نشر اکاذیب
ماده 38 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تهدید مأمور در حین تمرد
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01 به لحاظ اوضاع و احوال خاصی که
-
رأی
هماستناد
شرایط اعمال ازادی تحت سامانه الکترونیکی
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 به لحاظ وضعیت خاص متهمین و فقدان سا
-
رأی
هماستناد
تأثیر محروم کردن دائم یا موقت دستگاه دولتی از اموال در بزه اختلاس
ماده 38 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
رأی
هماستناد
محکومیت متهمان به کلاهبرداری و کاهش مجازات در دادگاه تجدیدنظر با استناد به قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01 کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شو
-
رأی
هماستناد
تعلیق مجازات شروع به سرقت مسلحانه
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 به لحاظ وضع خاص متهم و فقد سابقه کی
-
رأی
هماستناد
بزه تقلب و دسیسه در امر نظام وظیفه
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 نامبرده را بدل از حبس به پرداخت جزا
-
رأی
هماستناد
دیوارکشی و محصور نمودن اراضی زراعی
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 به لحاظ وضع خاص متهم با دو درجه تخف
-
رأی
هماستناد
عکس برداری و فیلم برداری از همسر سابق
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
رأی
هماستناد
تبدیل مجازات حبس و شلاق به جزای نقدی در پرونده تهدید و قدرتنمایی با چاقو پس از رضایت شاکی.
ماده 38 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای عدم رعایت تشریفات قانون آیین دادرسی کیفری در موارد رسیدگی با تعدد قاضی
قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 به لحاظ تعدد جرایم و ماده 38
-
رأی
هماستناد
مجازات حبس کمتر از 91 روز
ماده 38 قانون مجازات اسلامی (اصلاحی
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به اتهام نگهداری سلاح غیرمجاز
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
رأی
هماستناد
برگزاری مراسم میهمانی مختلط
ماده 38 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
توهین حین ارتکاب منازعه
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و نیز ماده 125 قانون مرقوم هر یک از
-
رأی
هماستناد
شرط تخفیف مجازات در فرض تسلیم شدن متهم به رای بدوی
ماده 38 قانون مجازات اسلامی (مصوب 1392
-
رأی
هماستناد
ارکان بزه تصرف عدوانی
قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 و ماده 38
-
رأی
هماستناد
قتل و ایراد صدمه بدنی غیر عمدی ناشی از بی احتیاطی در رانندگی
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 92/2/1
-
رأی
هماستناد
نقض حکم بدوی در تجدیدنظر به دلیل استفاده از جواز عبور مجعول و تعیین مجازات جدید برای اقامت غیرمجاز
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 به تحمل پنج سال و نیم حبس تعزیری مح
-
رأی
هماستناد
صدور حکم به مجازات کمتر از 91 روز حبس
ماده 38 و 215 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تبدیل مجازات حبس در بزه بی احتیاطی در امر رانندگی منجر به صدمه
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 م ماده 717 قانون مجازات اسلامی (تعز
-
رأی
هماستناد
اخلال در نظم عمومی در نتیجه قدرت نمایی با چاقو
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
نظریات مشورتی 7
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/93/0837 مورخ 1393/04/11
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 92
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1155 مورخ 1398/08/04
قانون مجازات اسلامی و ماده 38
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/91 مورخ 1403/02/25
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/994 مورخ 1399/07/28
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 تصریح شده است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/1197 مورخ 1399/09/03
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/1216 مورخ 1397/05/01
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/92/1472 مورخ 1392/08/07
قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 بر خلاف ماده 38
مواد مرتبط 3
-
اعمال
از این صفحه
ماده 621 — قانون مجازات اسلامی
ماده 621 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 مجموع جرائم ارتکابی متهمان تهدید با
-
اعمال
از این صفحه
ماده 134 — قانون مجازات اسلامی
ماده 134 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 در صورتیکه مجموع جرائم ارتکابی در ق
-
اعمال
از این صفحه
ماده 38 — قانون مجازات اسلامی
ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب سال نود ودو با عنایت به اینکه محکوم علیه
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
